مصاحبه با داریوش نبوی سرمربی تیم ملی بسکتبال ایران : برای کمک آمده ام

داریوش نبوی در خانواده بسکتبال آشناترین چهره ای است که ممکن است سراغ بگیرید در واقع نام داریوش نبوی با مینی بسکتبال و جوانان چنان پیوند خورده که بعید به نظر می رسد کسی به اندازه او حوصله صفر کیلومترها را داشته باشد داریوش نبوی
کد خبر: ۱۱۱۴۵
از دوازده سالگی بسکتبال را در باشگاه شاهین شروع کرد و9 سال با پیراهن این تیم به میدان می آمد و با انحلال این باشگاه ، به احترام پیراهن باشگاهی اش ترجیح داد در هیچ تیمی بازی نکند و از همان سالها یعنی از بیست ویک سالگی ، کار مربیگری را شروع کرد و تا به حال یک پای ثابت مربیگری تیمهای مختلف این رشته بوده است . در کارنامه این مربی سه دوره مربیگری تیم ملی بزرگسالان ،چهار دوره مربیگری تیم امید ایران ،2 دوره مربیگری تیم ملی جوانان ایران ،3 دوره مربیگری تیم منتخب بزرگسالان تهران و4 دوره مربیگری تیم جوانان تهران به چشم می خورد. به این مجموعه 12 سال کار در آموزشگاه های کشور را که حاصل آن یازده دوره قهرمانی در کشور بوده است، اضافه کنید.داریوش نبوی حالا در بحرانی ترین شرایط، سکانداری تیم ملی را قبول کرده است و با توجه به حوصله ای که در کار از خود نشان می دهد، همه امیدوارند که این کشتی طوفان زده را حداقل به ساحل امنی برساند باید دید که دراین زمان کم که همه چشمها فقط به دستان او دوخته شده ، چه آینده ای در انتظار او و شاگردانش است با توجه به این که می گویند این تیم به لحاظ روانی ضعف دارد تا فنی ، ممکن است بگویید چطور مربیگری تیم ملی را قبول کردید؛من در عمل انجام شده قرار گرفتم پیش از این که با من حرف بزنند، مرا به عنوان سرمربی تیم ملی معرفی کرده بودند خود آقای مشحون این مطلب را از رادیو اعلام کردند و بعد هم مطبوعات نوشتند. حالا هم حضورم بیشتر برای این است که به بچه ها روحیه بدهم و راهشان بیندازم ؛ چون این تیم به باخت عادت کرده و ازنظر روحی شرایط بردن ندارد به همین دلیل بیشتر برای کمک آمده ام فکر می کنید تیمی را که باختن ملکه ذهنش شده است ، دراین مدت کم می توان آماده کرد یا این که کار سختی پیش رو دارید؛ کارمان سخت است چون وقتمان کم است یعنی اگر یک ماه وقت داشتم با اطمینان می گفتم که حتما می بریم ؛ چراکه شرایط جسمانی این تیم بسیار خوب است اما ازنظر همبستگی و روحیه تیمی پایین هستند.یعنی ضربتی ترین برنامه شما همین فاکتورهاست که به آن اشاره کردید؛ بله و در کنار آن تلاش می کنیم آمار فردی بازیکنان را هم بالا ببریم ؛ چراکه آمار بازیکنان در بازیهای غرب آسیا وحشتناک است ؛ در آن بازیها سی وهفت درصد از پنالتی ها تبدیل به گل شده و 23 درصد پرتاب های 3 امتیازی وارد سبد شده است ، درحالی که 9 سال پیش که من مربی تیم ملی بودم و درمقابل قهرمان باشگاه های مجارستان بازی کردیم ،آمار پرتابهای3 امتیازی ما83 درصد بود و91 درصد آمار گل پرتاب پنالتی امان به ثبت رسیده و این آمار نشان می دهد که بچه ها ازنظر شرایط روحی و اعتماد به نفس ضعیف هستند. با توجه به این مسائل فکر می کنید در این زمان کوتاه می توانید کار کنید؛ متاسفانه وقت کم است اما سعی خودم را می کنم با اعتمادی که در تیم وجود دارد همه کادر مربیان تلاشمان را می کنیم تا بتوانیم نتیجه بگیریم اگر این مرحله را به حساب دست گرمی بگذاریم ، آیا فکر می کنید زمان برای بازیهای مرحله برگشت کافی است؛ بله شرایط بچه ها خیلی خوب است و فکر می کنم درصورتی که بتوانیم برنامه هایمان را اجرا کنیم ، در شهریورماه به این تیمها اصلا نبازیم از برنامه هایتان بیشتر بگویید.برنامه های جدی تری داریم با چند تیم خوب بازی تدارکاتی خواهیم داشت ،دو اردوی بدنسازی تدارک دیده ایم و در کنار آن مسابقات ورزش و ملتها را داریم و به بازیکنان برنامه ای می دهیم که هرکدام در چه پستی باید تخصصی کار کند الان بازیکنان نمی دانند در کجا باید کار کنند متاسفانه پیش از این کار تیم ملی فقط روی سیستم تیمی بوده و اصلا به خلاقیت های فردی اشان توجهی نشده بود و این بچه ها از خلاقیتهایشان استفاده نمی کنند.این به ضعف برنامه ریزی فدراسیون قبلی برمی گردد یا کم کاری مربیان؛ فدراسیونهای قبلی هم از نظر آمادگی جسمانی خیلی خوب کار می کردند گری لیمون ، مربی علاقه مندی بود حتی بازی های بسکتبال محلات را هم تماشا می کرد اما از نظر کوچینگ خیلی ضعیف بود ما بازیهای برده را باختیم ما در مقابل لبنان 15 تا17 امتیاز بالا بودیم ، اما بازی را واگذار کردیم ، با سوریه مساوی شدند، اما در وقت اضافی 6 نفر به زمین رفتند که تیم باخت خورد.وضعیت بسکتبال را چطور می بینید و چقدر به آینده خوشبین هستید؛ اگر روحیه همبستگی در بچه ها ایجاد شود، ما روی غلطک می افتیم امروز فدراسیون والیبال فقط قهرمان پروری می کند درحالی که در بسکتبال که بعد از فوتبال گسترده ترین رشته است ، اگر دقت کنید در هر محله ای که فضای کوچکی دارد، یک تخته حلقه نصب شده و عده ای بچه در حال بازی هستند. درصورتی که پیش از این طناب بود و والیبال در تهران فقط صدوپنجاه کلاس پرورشی داریم این نشان می دهد که ما زیربنای خوبی داریم اما باختهای پی درپی دراین پنج سال همه را سرخورده کرده است درواقع بچه های ما دچار خودکم بینی عجیبی شده اند و اگر این مشکل را برطرف نکنیم در آسیا از رقیبان چیزی کم نداریم. برای این مشکل چه راه حلی پیشنهاد می کنید؛ بهترین راه حلش بازی تدارکاتی است ، یعنی اگر بچه ها مدام بازی کنند ازنظر روحیه و شخصیت خیلی بالا می روند، به نظر من یک بازی تدارکاتی از10 جلسه تمرین مفیدتر است ، بنابراین اگر تشکیلات ما درست شود، حتما همه این تیمها را می بریم و این مسائل خود به خود حل می شود در حال حاضر تیم ما به لحاظ قدیتیم دوم یا سوم آسیاست ، ما در ترکیب این تیم بچه های جوانی را داریم و تنها3 بازیکن باتجربه را در ترکیب اصلی گذاشته ایم ؛ چون حساسیت "برد" داریم و به تجربه آنها نیازمندیم وگرنه تیم ما زیر25 سال است ؛ تیمی که آینده خوبی پیش رو دارد. فقط باید این مرحله بحرانی را پشت سر بگذاریم من با اطمینان می گویم ظرف هشت یا نه سال آینده یکی از قدرتهای اصلی آسیا خواهیم شد بسکتبال باشگاه ها،از این رکود چقدر ضرر کردند؛ این رکورد در درجه اول تماشاچی ها را از سالن گرفت وقتی تماشاچی نباشد، سرمایه گذاران رغبتی از خود نشان نمی دهند و به تبع آن بازیکنان هم در سالن خالی نمی توانند آن طور که باید، بازی کنند پس اول باید کاری کرد که تماشاچی را به سالن کشاند در این خصوص پیشنهادهایی به مسوولان هیات تهران هم داده ام. چه پیشنهادهایی ؛این که مراکز آموزشی تحت پوشش خود را موظف کنند در طول برگزاری مسابقات باشگاه ها، حداقل 10 نفر از بازیکنان مینی تحت آموزش را به سالن بیاورند و این باعث می شود که بچه ها با خانواده اشان به تماشای بازیها بیایند به این ترتیب سالنها پر می شود از سوی دیگر دیدن مسابقه و تماشای بازی بزرگترها به آنهاکمک زیادی می کند؛ چرا که آنهاسعی می کنند الگویی برای کارشان انتخاب کنند و همین باعث پیشرفت کارشان هم خواهد شد. منظورتان این است عمده ترین مشکل بسکتبال نداشتن فکر خلاق است یا برنامه ریزی غلط بودجه ؛ نه ، بودجه مطرح نیست ، مدیریت مهمتر از همه است ؛ منظورم مدیریت خلاق است که الحمدلله با آمدن کادر جدید در راس فدراسیون ، این مشکل حل خواهد شد، بعد هم همکاری و همفکری همه اعضا را طلب می کند فرقی نمی کند، مدیر و مسوول و مربی و تهرانی و شهرستانی باید دست به دست هم بدهند تا کار پیش برود. مساله مهم ما در حال حاضر، باشگاه های ما در تهران و شهرستانهاست این باشگاه ها چه مشکلاتی دارند؛ الان خیلی از باشگاه هایی که وابسته به مراکز بزرگ صنعتی هستند مثل ذوب آهن یا فولاد مبارکه ، همه بازیکنان را جذب می کنند و این باعث می شود سازندگی در شهرستان ها مطرح نباشد و دیگر قطبهای سازنده سابق مثل مازندران ، کرمانشاه ، همدان و کردستان از بین بروند. زمانی در مازندران سالن پر از جمعیت می شد و برای جمعیت پشت در مانده ، تلویزیون مدار بسته می گذاشتند اما الان بسکتبال افت کرده است ؛ چون دیگر سرمایه ای جذب نمی شود و کارخانه ها میلی به سرمایه گذاری نشان نمی دهند ؛ اما اگر بشود برای تیمهای مطرح کشور از طریق بلیت فروشی ، گریزی زد و آنها را به صورت نیمه حرفه ای درآورد، به نظرم مشکل تا حدودی حل می شود با توجه به مشکلاتی که مطرح کردید، فکر می کنید رواج فرهنگ قهرمانی برای ما زود است یا خیر؛ بله زود است اما به هر حال می شود نتیجه گرفت.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها