راپورت‌های میرزا ادریس‌

هی پراید ما را خدشه‌دار می‌کنند...

الیوم من بعد چاشت میلمان کشید پای راست روی پای چپ انداخته چرتی بزنیم. پلک‌های همایونی‌مان آلبالو گیلاس می‌چید و خواب به مهمانی دیدگان تازه گیوه از پا درآورده بود که دیدیم خشایار کلید در درب انداخته وارد شد. دو ماسماسک گوش ماهی طور در گوشش بود و آواز سر داده بود و به انکر الاصوات نعره می‌زد که: دستم تو دست یاره... قلبم چه بی‌قراره... متوجه بیدار شدن ما نبود و در احوالاتش خودش بود... داشت می‌خواند که: چه شاعرانه... چشمای خیس و دریاکنار و پرسه‌های عاشقانه ... که جعبه دستمال کاغذی استیل که بغل دستمان بود به جهت فین همایونی برداشته با شدت و حدت به سمتش پرتاب کردیم به حمد خدا به گرده‌اش اصابت کرد. عین گربه‌ای بیل خورده نالید و خفه شد! فرمودیم توله آهو تو هنوز ملتفت نیستی که وقتی ما خوابیم دنیا هم باید بخوابد؟ از خواب سبک ما مطلع نیستی؟ صدای نخراشیده‌ات را انداختی توی گوشت خیر سرت که چه؟
کد خبر: ۱۱۱۱۷۰۲

همینطور که مینالید عرض کرد: تصدقت خبر خوش؛ خوشحالیم!

فرمودیم: به روح جد کبیرمان خبرت مزخرف باشد میدهیم چپقت را چاق کنند.

عارض شد: چشمچشم!

فرمودیم: بنال!

گفت: شرکت سایپا قول داده تولید پراید را متوقف کرده و به جای پراید، خودرو تولید کند! فرمودیم: پراید چیست؟

عارض شد: چهار تا چرخ است که یک مکعب فلزی رویش نهادهاند و حرکت میکند بیآپشن و مزیت و امنیتی... رعیت هم بوفور خریدهاند و در طرق ممالک محروسه به رفت و آمد مشغولند و تعداد رعیتی را که پراید کشتار کرده لشکر مغول در نشابور و نادر در هند غلط بکنند که بکنند. فرمودیم حالا این معنای پراید چه میشود؟ غریب است معنایش!

عارض شد: یک کلمه فرنگی است به معنای غرور

فرمودیم: غرور؟

عرض کرد: بلی! گفتیم: چهارتا چرخ و یک چند تا ورق آهن پاره که جان رعیت میگیرد را نام نهادهاند غرور؟

عرض کرد: ظاهرا

فرمودیم: اسمش را ما بودیم میگذاشتیم میرغضب.

عارض شد: جایی خواندهایم این پراید وقتی سرعتش از 120 کیلومتر بیشتر شود وزن و اتکایش روی زمین میشود حدود 20کیلو؛ اگر یک گوسفند 20 کیلویی از بغل به او بخورد واژگون گشته رعیت به کشتن میدهد. و ادامه داد: مالک سایپا فرمودهاند قرار است پراید از چرخه تولید حذف گشته و به جایش یک خودروی آبرومند و مطمئن و امن و ارزان تولید کنند و رعیت ماشین در خور شأن ممالک محروسه ابتیاع کنند.

فرمودیم: خب نمیشد همین تصمیم را زودتر میگرفتند جان نازنین عدهای این مدت حفظ میشد؟

عارض شد: چه عرض کنم حتما زیرساختهایش نبوده، پسیاش زدیم که دیگر مثل رجال سیاست حرف نزند هیچ خوشمان نمیآید، فرمود چشم. بعد عرض کرد شما با این پسیهایتان هی پراید ما را خدشهدار میکنید!

گفتیم: تو مگر پراید داری؟ عارض شد منظورم همان غرورمان بود. فرمودیم بیشتر حرف رایگان بزنی چماق برمیداریم پرایدت را کلا مچاله میکنیم. پدرسوخته.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها