بی نظمی در نظم نوین جهانی

سازمان های اطلاعاتی امریکا در جدیدترین گزارش خود، سیاست های دولت بوش خصوصا جنگ عراق را عامل اصلی گسترش تروریسم و افزایش سطح تهدیدات در جهان معرفی کرده اند.
کد خبر: ۱۱۱۱۰۴

این در حالی است که بوش در جریان سخنرانی خود در سالگرد حمله به عراق ، بر موفقیت امریکا در جنگ با تروریسم و شکست تروریسم جهانی در عراق صحه گذارده بود.
مجید کریمی ، کارشناس مسائل اروپا و امریکا در گفتگو با جام جم بر این باور است که سیاست جنگ طلبانه امریکا در قالب مبارزه با تروریسم موجب گسترش مقاومت گروههای مسلحانه شده است.


سازمان های اطلاعاتی امریکا در گزارشی محرمانه اعلام کرده اند ، جنگ امریکا در عراق ، باعث افزایش تهدیدات تروریستی در جهان شده است. آیا می توان گفت معادلات تامین امنیت فرامنطقه ای امریکا با ناکارآمدی مواجه شده است؛
باید گفت ، این گزارش نخستین گزارش در مورد ناکارآمدی سیاست امریکا نیست ، چراکه پیش تر شاهد گزارش های سری پنتاگون ، کمیسیون های مختلف کنگره و برخی سناتورهای دموکرات امریکا و اخیرا حزب جمهوریخواه امریکا مبنی بر نامطلوب بودن سیاست های واشنگتن در عرصه بین المللی بوده ایم. همچنین شاخص هایی نظیر عدم ارزیابی درست ، اشتباه در محاسبات و یا حتی اطلاعات انحرافی عامل شکست امریکا در بعد سیاست خارجی این کشور در بحث عراق خوانده می شود بنابراین مجموعه اسناد فوق که همگی امریکایی است ، بیانگر شکست بوش در سیاست اشغال دو کشور عراق و افغانستان است که راه برون رفت از این بن بست سیاسی برای دولت فعلی امریکا چندان آسان نخواهد بود. با این توصیف در شرایطی که تحلیل محافل اطلاعاتی امریکا از عملکرد بوش جز به افزایش تروریسم در جهان منجر نشده ، جمهوریخواهان و خصوصا رئیس جمهور این کشور در شرایط بحرانی قرار گرفته است.

طبق این گزارش ، جنگ عراق عامل توسعه تروریسم در پهنه گیتی بوده است. آیا این موضوع به مفهوم رویکرد تروریسم زای امریکا در فضای دوقطبی است؛
این گزارش به این معناست که امریکا با اشغال عراق و افغانستان زمینه مقاومت مسلحانه گروههای مختلف را فراهم کرد و علاوه بر آن اصل دفاع از خود در قبال اشغال سرزمینی ، زمینه ساز ظهور گروههای افراطی نیز شده است . همچنین عملیات خشونت آمیز ، رفتار غیرانسانی با غیرنظامیان ، نقض قوانین بین المللی ، نقض حاکمیت کشورها ، زیرپا گذاشتن کنوانسیون ژنو مبنی بر رعایت رفتار انسانی با اسیران جنگی ، در مقدمه ظهور واکنش های متقابل و اعمال خشونت آمیز در قبال اشغالگران که در همه جای دنیا یک تفسیر مشخص خواهد داشت که آن مبارزه با تجاوز است.

آیا نتایج این گزارش ، باعث تغییر نگاه دولت بوش به موضوع تروریسم در جهان خواهد شد؛
به نظر بنده ، تیم نظامی گرای جورج بوش و نومحافظه کاران جنگ طلب امریکا ، راهی جز تغییر رفتار و نوع برخورد با تروریسم نخواهند داشت اما در شرایط فعلی با توجه به مشی عوام فریبانه رئیس جمهور امریکا ، سیاست های جنگ روانی در مبارزه با تروریسم ، طرح تشدید بازجویی ها از مظنونان تروریستی و افزایش فشار در خاورمیانه نمی توان کوتاه مدت احتمال تغییر در رویکرد کنونی واشنگتن را پیش بینی کرد. باید برای انجام تحول در سیاست خارجی امریکا تا بعد از انتخابات میان دوره ای و پس از آن انتخابات ریاست جمهوری در سال 2008 در این کشور ، منتظر ماند. برخی بر این باورند که استراتژی امنیت ملی امریکا مبتنی بر وجود یک دشمن است که با فروپاشی شوروی ، ماهیت دشمن کمونیسم برای امریکا از بین رفت که پس از آن موضوع تروریسم ، به عنوان دشمن جدید واشنگتن مطرح شد.

بر این اساس آیا می توان گفت سیاست های بوش معطوف به یک برنامه قبلی و بر پایه استراتژی مبارزه با تروریسم است که زاییده نومحافظه کاران حاکم در امریکا نیست؛
اساسا سیاست خارجی امریکا مبتنی بر مبارزه طلبی و تئوری توطئه می باشد. به این معنا که پس از جنگ سرد ، امریکا نیازمند مبارزه با ایدئولوژی جدید و متخاصم دارد تا به این وسیله رویکرد یکجانبه گرایی خود، ملاحظات نظامی و سلطه بر نظام جهانی را توجیه کند و در پی آن عرصه بین الملل را تحت تاثیر جنگ روانی و تبلیغاتی خود گرداند. در این میان مبارزه با تروریسم و افراطگرایی یکی از معادلاتی است که از اواخر دهه 90 تدوین شد و دولت کلینتون و بوش این سیاست را ادامه دادند. روسای جمهور امریکا اساسا در سیاست های کلان این کشور همسو نیستند اما راهبردهای مختلف را برای حفظ نظام امپریالیستی تعریف می کنند. بر این اساس می توان نقش هر بازی را عوض کرد ، بدون آن که موقعیت و جایگاه بازی تغییر نکند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها