سیاست تجزیه مقاومت در منطقه

موضعگیری اخیر ژاک شیراک ، رئیس جمهور فرانسه درباره پرونده هسته ای ایران ، سوالاتی پیرامون موضع واقعی فرانسه برانگیخته است.
کد خبر: ۱۱۰۹۷۴

در حالی که ایالات متحده امریکا همچنان از توقف غنی سازی به عنوان یک پیش شرط برای مذاکرات یاد می کند و خواستار تحریم ایران از طریق شورای امنیت است ، شیراک با تحریم ایران مخالفت کرده و معتقد شده باید فرصت کافی در اختیار راه حل مذاکراتی قرار گیرد و تعیین هرگونه مهلت زمانی کمکی به حل این مساله نخواهد کرد. این در حالی است که نتایج مذاکرات دکتر لاریجانی با خاویر سولانا، مسوول سیاست خارجی اروپا نیز تا حدود زیادی مثبت ارزیابی می شود ، بویژه که اظهارنظرهای سولانا نشان می دهد اروپا درک بهتری از وضعیت دارد و موضع متمایزی از موضع امریکا در این زمینه اتخاذ کرده است . سوال این است که آیا واقعا اروپا و بویژه فرانسه راه خود را از امریکا جدا کرده اند و در صورت بروز تفاهم با ایران ، امریکا در انزوا قرار خواهد گرفت یا این که دو طرف تقسیم نقش می کنند و نرمش اروپا از اصالت لازم برخوردار نیست .ناظران امور با توجه به پیچیدگی اوضاع منطقه و ارتباط مسائل و تحولات با یکدیگر، بیشتر احتمال تقسیم نقش را برمی گزینند، زیرا اروپا و به طور اخص کشور فرانسه در موقعیتی نیست که بتواند خارج از چارچوب مورد نظر امریکا در خاورمیانه نقشی بازی کند. توجه کنیم که فرانسه کنونی ، برخلاف فرانسه ژنرال دوگل ، مدتی است همچون دولت تونی بلر در انگلستان سیاست پیروی از امریکا را در خاورمیانه دنبال می کند. بهترین نمونه این پیروی یا اگر مایل باشید بگویید همکاری و هماهنگی در قطعنامه 1559 برای خروج نیروهای سوریه از لبنان و خلع سلاح حزب الله است و وقایع پس از آن حتی در اثنای جنگ 33 روزه علیه لبنان نیز نشان از هماهنگی کامل فرانسه و امریکا داشت . افزون بر این ، به نظر می رسد با توجه به فضای ترسیم شده برای انتخابات آینده ریاست جمهوری در فرانسه ، این کشور خود را برای پیمودن یک دوره طولانی از پیروی و هماهنگی با امریکا آماده می کند. در همین زمینه گفته می شود آقای سارکوزی ، وزیر کشور فرانسه که یک یهودی است به امریکا سفر کرده و نامزد موردنظر امریکا برای جانشینی آقای ژاک شیراک است .بنابراین به نظر می رسد غرب پس از شکست در نابود کردن مقاومت لبنان به تجدیدنظر کلی در تاکتیک های خود در منطقه دست زده و روزهایی را برنامه ریزی کرده که هدف آن تجزیه مقاومت در منطقه و مقابله با هر حالت به طور مستقل و جدا از حالتهای دیگر است . یادآوری می شود ، سه ماه قبل آنها با هدف قرار دادن جنبش مقاومت اسلامی در فلسطین و لبنان (حماس و حزب الله) طبق برخی گزارش ها در نظر داشتند ، حالت مقاومت در منطقه را که البته باید کشورهای سوریه و ایران را نیز در همین چارچوب قرار داد یکجا هدف قرار دهند اما از آنجا که محاسبات آنها در لبنان به نتیجه نرسید ، راه تجزیه جبهه مقاومت را در پیش گرفته اند که مستلزم این است که در اثنای پرداختن به یک محور، محورهای دیگر را آرام و امیدوار نگاه دارند.آنچه این احتمال را قوت می بخشد ، رفتار غرب و بویژه امریکا با پرونده فلسطین است . در حالی که قبل از این دولت جورج بوش موضوع فلسطین را به طور کامل از اولویت های خود در خاورمیانه جدید خارج کرده بود ، اینک پذیرش محمود عباس ، رئیس تشکیلات خودگردان و ملاقات رئیس جمهور امریکا با وی و موضوع تشکیل کابینه اتحاد ملی با شرکت فتح و حماس بسیار سوال برانگیز است . به نظر می رسد دوستان خاورمیانه ای امریکا بویژه دولت عربستان سعودی توانسته اند دولت بوش را نسبت به پرداختن به مساله فلسطین به عنوان مقدمه ای برای حل بقیه مسائل قانع کنند تا بتوانند ارتباط بقیه مسائل را با این مساله که بحق ریشه همه بحران ها در منطقه است قطع کنند. تردیدی نیست که آنچه در نهایت بوقوع خواهد پیوست ، حل مساله فلسطین نخواهد بود ، چون نه اسرائیل و نه امریکا آمادگی حل این مساله را از طریق اعطای حقوق ملت فلسطین ندارند بلکه ما ممکن است شاهد روند طولانی جدیدی باشیم که تنها می تواند امیدهایی را زنده کند و گشایش اندکی در وضعیت اجتماعی و معیشتی مردم فلسطین در اراضی اشغالی فراهم آورد اما در عین حال برای جلوگیری از هر گونه اقدام از سوی دیگر بازیگران صحنه مقاومت در منطقه ، لازم است همگان در برابر خود سرابی از امیدهای نافرجام داشته باشند.

محمد علی مهتدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها