حالا خبر آمده که بنیاد رودکی از سال آینده برای کسانی که میخواهند در این تالار روی صحنه بروند، محدودیتهایی اعمال خواهد کرد؛ مهمترین این محدودیتها موردی است که روابط عمومی بنیاد رودکی از آن به عنوان الزام متقاضیان برای اجرا در تالار وحدت به اخذ نشان درجه یک هنری یاد کرده است. براساس این اعلام، کسانی که نشان درجه دو و سه دارند میتوانند برای اجرا در تالار رودکی یا آزادی فرم پر کنند.
با توجه به انتقاداتی که در یکی دو سال اخیر هنرمندان به برخی اجراها در وحدت و نیز به برپایی برخی برنامههای غیرهنری در این مرکز داشتهاند، آیا این روال جدید مورد استقبال قرار میگیرد؟ اجرای این طرح چه مزایا و معایبی خواهد داشت؟
گام نخست؛ تبعید پاپها به آزادی
همین دیروز در جامجم گزارشی از تازهترین کنسرت کاوه آفاق منتشر کردیم؛ اجرایی که طی آن، آفاق انتقادات تند و تیزی را هم به دراختیار قرار دادن تالارها و سالنهای موسیقی به موسیقیهای سخیف و هنرمندان کمتجربه وارد آورده بود. آفاق میگفت تالار وحدت جای هر هنرمندی نیست و نباید کسی که سه قطعه بیشتر نخوانده با لابی تهیهکنندهها و مبتنی بر پسند روز بتواند آنجا روی صحنه برود.
جامجم در گزارشها و گفتوگوهایی پیش از این نیز از زبان هنرمندان انتقادات مشابهی را پوشش داده است. به طور مثال حمید حامی خواننده موسیقی، مدتی قبل در گفتوگویی به خبرنگار ما گفته بود: «به خاطر ممنوعیت و محدودیت فعالیت من در تالار وحدت فعلا برنامهای تا سه ماه آینده ندارم. این فلسفه باید برای مردم و مسئولان جا بیفتد که خوانندگان پاپ ـ با کلاسیک با خوانندگان پاپ فرق دارند؛ همانطور که خواننده پاپ و خواننده کلاسیک متفاوت هستند. من خواننده پاپ ـ کلاسیکم و فکر میکنم به دلیل اجراهای ضعیف برخی، خوانندگان پاپ ـ کلاسیک هم با یک چوب رانده شدهاند. به هر حال من علیه چنین جریانی مقاومت میکنم، چون تالار وحدت خانه من است.»
حالا ماجرا عوض شده بود و وحدتیها در راستای اعمال محدودیتها برای گروههایی که درخواست اجرا در تالار وحدت داشتند، درصدد این برآمده بودند که شأن هنری تالار وحدت را بازیابی کنند. قرعه هم از قضا به نام حمید حامی افتاده بود. انتقادات حمید حامی از اینرو عنوان میشد که اتفاقا پس از اجرای 24 اردیبهشت امسال این خواننده در تالار وحدت، بهیکباره حسن عمیدی معاون برنامهریزی و توسعه هنری بنیاد فرهنگی هنری رودکی ادعای حامی مبنی بر ممنوعیت ادامه اجراهایش در تالار وحدت را تائید کرد و به مهر گفت: «ما به هیچ عنوان مخالف برگزاری اجرای صحنهای پاپ در مجموعه بنیاد فرهنگی هنری رودکی نیستیم، اما با توافقاتی که میان دفتر موسیقی وزارت ارشاد و بنیاد فرهنگی هنری رودکی انجام گرفته ازاینپس برنامهریزیها به گونهای است که با توجه به تجهیز برج آزادی، برنامههای مرتبط با موسیقی پاپ کلاسیک در این مکان برگزار میشود». به نظر میرسید این گام اول، برای احیای شأن تالار وحدت باشد، هرچند که میشد حساب حامی را بهخاطر فاخر بودن اغلب قطعاتش از برخی دیگر از اهالی موسیقی پاپ جدا کرد.
نیک و بد دستورالعمل جدید
یک بار متنی را که دیروز روابط عمومی بنیاد رودکی درباره روال جدید اجراها در تالار وحدت منتشر کرده مرور کنیم: «باتوجه به رسالت بنیاد رودکی درخصوص تولید و اجرای آثار فاخر و ضرورت برگزاری برنامههای ارزشمند از کلیه هنرمندان دعوت میشود تا با هدف برنامهریزی مدون و منطبق بر اصول، جهت اجرای آثار موسیقایی خود، با رعایت موازین و آییننامه مقرر شده، درخواستهای خود را برای تالارهای تحت پوشش بنیاد رودکی شامل تالار وحدت، تالار رودکی و مجموعه آزادی در طول سال 97 به صورت آنلاین ارائه کنند. بر این اساس برای بررسی درخواستهای ثبتشده در سایت بنیاد رودکی، دارا بودن درجه یک هنری جهت هنرمندانی که درخواست اجرا در محل تالار وحدت و درجه دو و سه هنری ـ ترجیحاً درجه دو ـ جهت هنرمندانی که درخواست اجرا در محل تالار رودکی و مجموعه آزادی را دارند، الزامی است.
آثاری قابلیت برگزاری دارد که با توجه به سنوات گذشته اجرایی، علاوه بر داشتن محتوا و هویت هنری دارای مخاطب یا ظرفیت 80 درصد گنجایش تالارها و سالنها باشد.»
علیرضا پولاد، مدیر روابط عمومی بنیاد رودکی دراین باره به خبرنگار ما میگوید: از قدیم اینطور بود که برنامههای تالار وحدت باید درجه هنری داشته باشد. حالا این مورد جدید هم که روز گذشته اعلام شد، در همان راستاست و در سایت رزرو آنلاین (وابسته به سایت بنیاد رودکی) آمده است.
او میافزاید: اجرا در تالار وحدت واجد ویژگیهایی است. برخی دوستان شاید در حوزه موسیقی پاپ فعالیت میکردند و چون ما در تالار وحدت چنین جایگاهی نداریم، میروند گروهی تاسیس میکنند که موسیقی پاپ ـ تلفیقی برگزار کنند، اما موسیقی پاپ خیلی وقت است در تالار وحدت جایگاهی ندارد، چون نه برای کنسرت گذار مقرون بهصرفه است، نه برای ما. تالار وحدت جایگاه خاصی دارد و برگزاری اجرا در آن، از طریق دفتر نظارت و ارزشیابی تائید میشود.
به نظر میرسد هر دو ملاحظه، دستکم روی کاغذ، میتواند به بازیابی شأن هنری تالار وحدت کمک کند. هم قرار است فقط هنرمندانی شاخص و دارای نشان درجه یک هنری در تالار وحدت به اجرای موسیقی بپردازند و هم اجرا در رودکی و آزادی به نسبت قبل، دارای ضوابطی مشخص خواهد بود. از سوی دیگر با اعمال ملاحظه دوم یعنی بررسی سوابق اجراهای گروهها، تنها گروههایی در این تالارها روی صحنه میروند که پیش از این، آزمون خود را در جذب مخاطب پس دادهاند. با این حال، میتوان در مقابل این هر دو ملاحظه، پرسشهایی را مطرح کرد: نشانهای هنری با درجات مختلف را وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر میکند و این ممکن است شائبه خواست این نهاد فرهنگی دولتی را برای بازکردن راه، فقط برای هنرمندان مورد تائید خودش مطرح کند. به طور مثال میتوان پرسید اگر هنرمند شاخصی که به هر دلیلی تاکنون از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دریافت نشان هنری نائل نیامده، درخواست اجرا در تالار وحدت و دو تالار دیگر را ارائه دهد، واقعا قرار است با درخواست او مخالفتی به عمل آید؟ اگر پاسخ آری است که این خود نشان از اعمال محدودیتی فرامنطقی است و اگر قرار است در رابطه با برخی هنرمندان این قاعده لحاظ نشود، این طرح جدید، صلابت اجرایی خود را ازدسترفته خواهد دید.
پرسش دوم را میتوان درباره بررسی سوابق گروهها و اینکه آیا توانستهاند 80 درصد سالنی را که برای اجرای خود در اختیار گرفتهاند پر کنند یا نه، مطرح کرد. این ملاحظه گاهی ممکن است از اجراهایی جلوگیری کند که کیفیت هنری بالایی دارند، اما بالقوه، مخاطبان جدیتر و به همین فراخور محدودتری را با خود همراه میکنند.
موسیقی کلاچ و دنده؛خودروی لوکس به جای کیهان کلهر!
آن روز حتما عجیبترین روز در تاریخ و تایملاین عمر رفته بر تالار وحدت بود؛ یکی از آغازینروزهای پاییز سال گذشته که البته هنوز خزان به درختهای محوطه سبز وحدت نرسیده بود، همه چیز برای آن رویداد آماده بود، اما آن روز نه کیهان کلهر قرار بود روی صحنه برود نه حسین علیزاده، نه فرهاد فخرالدینی و نه لوریس چکناواریان، بلکه خودرویی لوکس خودش را از آن سوی آبها به قلب هنر پایتخت رسانده بود تا آن بالا روی سن وحدت رونمایی شود. هنوز تصویر آن خودرو روی صحنه تالار وحدت به جای سازها و گروه کر و رهبر ارکستر و خواننده در یاد بسیاری از هنرمندان مانده است. البته مسئولان وقت گفتند که این برنامه پیش از آغاز به کار آنها در بنیاد رودکی برنامهریزی شده بود. پس از آن بود که سیل انتقادات به استفادههای غیرهنری از تالار وحدت بالا گرفت. وحدتیها درحالی چنین مراسمی را راه انداختهاند که هنرمندان حتی به نفس برگزاری هر رویداد هنری در تالار وحدت انتقاداتی وارد میکردند و میگفتند در شأن وحدت نیست که هرگونه اجرایی را میزبانی کند تا چه رسد به بالا بردن خودرو و مراسمی صنعتی در هنریترین جغرافیای پایتخت. پس از آن نیز انتقادات ادامه یافت، اما ماجرا در همین حد و حدود باقی نماند و وارد فازهای دیگری شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم