در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عارض شد: کاری کردهام کارستان!
فرمودیم: بنال !
معروض شد: علیالطلوع عازم بازار شدم و از پله نوروزخان یک گاوصندوق شیش ایکس لارج ابتیاع کرده به جهت امنیت!
دستمان را به حالت پرتاب کنترل تلویزیون که توی مشتمان بود تکان دادیم جاخالی داد که مثلا کم بیاوریم خیلی تر و فرز در حرکت دوم کنترل را پرت کردیم قشنگ نشست توی جناغ سینهاش. فرمودیم پدرسوخته ما پولمان مگر علف خرس است که راه به راه از خودت بیمشاوره و نظرخواهی از حضرت ما میروی خرج اتینا میکنی؟ اجازه خواست توضیح دهد. همان طور که جناغ سینهاش را میمالید با ناله گفت: همین سهشب پیش مگر زلزله نیامد؟ فرمودیم چرا! ادامه داد: امروز هم تخممرغ شده شانهای 20 هزار تومن .
گفتیم: خب؟ عرض کرد: خب ما توی همین حیاط اندرونی 40 مرغ تخمگذار داریم یانه؟ روزی 40 تخممرغ میدانی یعنی چه؟ یعنی اگر مراقب یک فرصت نباشیم، میشود یک تهدید! گفتیم ادامه بده .... عارض شد: حالا که الحمدلله سایه زلزله کمرنگ شده، این گاوصندوق تمامفولاد را خریدهام که در مواقع تهدید زلزله شبها برویم تویش بخوابیم و در شبهای عادی هم مرغها را تویش جا کنیم که خدای نکرده شبی نصفهشبی گربه و شغالی نیاید تخممرغها را نفله کند یا زبانم لال دزدی از دیوار بیاید بالا و یک اختلاس تخممرغی بکند. برشانهاش کوبیدیم و تدبیرش را پسندیدیم و گفتیم هوش و ذکاوتت کمکم دارد به خودمان میرود پدرسوخته. نه خوشمان آمد .
من بعد ذالک به خشایار امر فرمودیم ما دو نفر آدم هستیم و روزی 40 تخممرغ به کارمان نمیآید. سر سراغ کند در محل خودمان مستمند و مستحق آبرومند پیدا کند روزی 35 دانه تخممرغ را بین این اهالی نجیب و آبرودار تخس کرده غم از دلشان بزداید. باشد که مورد رحمت ایزد متعال قرار گیریم. زیاده فرمایش نداریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: