راپورت‌های میرزا ادریس‌

گریستن بر شانه‌های تخم‌مرغ...

دیروز که به تماشای ال‌کلاسیکو نشسته بودیم و هنرنمایی‌های جناب میرزا لیونل‌خان مسی را به نظاره مشغول بودیم و حظ می‌کردیم از این‌که جناب میرزا کریستیانو رونالدو را چگونه در قوطی کرده بود. ناگاه دق‌الباب کردند. اف‌اف برداشتیم خشایار بود و از پشت اف‌اف داد زد تصدق ریموت در بزرگ عمارت را بزنید کامیون بیاید داخل. از پنجره به نظاره ایستادیم کامیونی را که قدرتی خدا عقب عقب وارد عمارت می‌شد. بعد یک صندوق بسیار پهناور و عظیم‌الجثه را با جراثقال در گوشه حیاط عمارت بر زمین نهاده و مرخص شد. لختی بعد خشایار نفس‌زنان وارد اندرونی شد و همان طور که بطری آب خنک را بدون پیاله و لیوان بر دهان گذاشته بود نفسی چاق کرده عارض شد: تصدقت گردم از امشب راحت می‌خوابیم! فرمودیم: چیست این غول بیابونی که گوشه حیاط عمارت گذاشته‌ای؟
کد خبر: ۱۱۰۶۲۶۲

عارض شد: کاری کرده‌ام کارستان!

فرمودیم: بنال !

معروض شد: علی‌الطلوع عازم بازار شدم و از پله نوروزخان یک گاوصندوق شیش ایکس لارج ابتیاع کرده به جهت امنیت!

دستمان را به حالت پرتاب کنترل تلویزیون که توی مشتمان بود تکان دادیم جاخالی داد که مثلا کم بیاوریم خیلی تر و فرز در حرکت دوم کنترل را پرت کردیم قشنگ نشست توی جناغ سینه‌اش. فرمودیم پدرسوخته ما پولمان مگر علف خرس است که راه به راه از خودت بی‌مشاوره و نظرخواهی از حضرت ما می‌روی خرج اتینا می‌کنی؟ اجازه خواست توضیح دهد. همان طور که جناغ سینه‌اش را می‌مالید با ناله گفت: همین سه‌شب پیش مگر زلزله نیامد؟ فرمودیم چرا! ادامه داد: امروز هم تخم‌مرغ شده شانه‌ای 20 هزار تومن .

گفتیم: خب؟ عرض کرد: خب ما توی همین حیاط اندرونی 40 مرغ تخمگذار داریم یانه؟ روزی 40 تخم‌مرغ می‌دانی یعنی چه؟ یعنی اگر مراقب یک فرصت نباشیم، می‌شود یک تهدید! گفتیم ادامه بده .... عارض شد: حالا که الحمدلله سایه زلزله کمرنگ شده، این گاوصندوق تمام‌فولاد را خریده‌ام که در مواقع تهدید زلزله شب‌ها برویم تویش بخوابیم و در شب‌های عادی هم مرغ‌ها را تویش جا کنیم که خدای نکرده شبی نصفه‌شبی گربه و شغالی نیاید تخم‌مرغ‌ها را نفله کند یا زبانم لال دزدی از دیوار بیاید بالا و یک اختلاس تخم‌مرغی بکند. برشانه‌اش کوبیدیم و تدبیرش را پسندیدیم و گفتیم هوش و ذکاوتت کم‌کم دارد به خودمان می‌رود پدرسوخته. نه خوشمان آمد .

من بعد ذالک به خشایار امر فرمودیم ما دو نفر آدم هستیم و روزی 40 تخم‌مرغ به کارمان نمی‌آید. سر سراغ کند در محل خودمان مستمند و مستحق آبرومند پیدا کند روزی 35 دانه تخم‌مرغ را بین این اهالی نجیب و آبرودار تخس کرده غم از دلشان بزداید. باشد که مورد رحمت ایزد متعال قرار گیریم. زیاده فرمایش نداریم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها