در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ورزش به نوعی شغل من بود و وقتی با آن محرومیت هشت ساله مواجه شدم، تنها کاری که از من بر میآمد این بود که درسم را ادامه بدهم. به لحاظ مالی هم شرایط خوبی نداشتم. من همه تمرکزم را گذاشته بودم برای کسب مدال جهانی اما درحالی که در یک قدمی قله بودم یکباره پایم سر خورد و همه چیز از دستم رفت. واقعا دستم خالی بود. نه حرفهای غیر از وزنهبرداری بلد بودم، نه در عمرم شغل آزادی را تجربه کرده بودم و نه سرمایهای داشتم که بخواهم کسب و کاری را شروع کنم. خیلی سخت بود. تنها کاری که میتوانستم انجام بدهم این بود که درسم را ادامه بدهم. من در مقطع کارشناسی ارشد شاگرد اول شدم.
در آن مقطع من به پیشنهاد استاد دانشگاهم قبول کردم در المپیاد دانشجویان در رشته پرتاب دیسک شرکت کنم تا برای دانشگاهم مدال کسب کنم. اما اصلا به دنبال این نبودم که به صورت حرفهای در رشتهای غیر از وزنهبرداری به صورت حرفهای فعالیت کنم.
پدرم خیلی بیشتر از من حرص و جوش خورد. خیلی بیشتر از من پیر شد. شاید باور نکنید اما من آن اوایل خیلی با پدرم حرف میزدم تا او را آرام کنم. میگفتم این اتفاقی است که افتاده و ما هم قدرت تغییر آن را نداریم. پس بهتر است به شکل دیگر و از راهی غیر از ورزش زندگی را بسازیم.
روزهای سختی بود. آنقدر پول نداشتم که به خودم بگویم «بیخیال، زندگی ادامه دارد». یک جوان 20 ساله بودم که هیچ آرزویی برای آیندهام نداشتم. با وجود لطف مردم، جایگاهی هم در جامعه نداشتم که به وضع زندگی من رسیدگی شود. یعنی کسانی نبودند که از من حمایت کنند. البته رفقای مذهبی خوبی داشتم که خیلی به من کمک کردند. مسجد میرفتم. پای منبر بزرگانی چون آیتالله محمدباقر تحریری، آیتالله علی فروغی و امام جمعه اردبیل آیتالله سیدحسن عاملی مینشستم. این فضاها به من کمک کرد که دیدم به زندگی تغییر کند. صبورتر شوم و از گرفتن تصمیمات احساسی بپرهیزم. امید به آینده را در من بیشتر کرد. با خودم هم خیلی مبارزه میکردم تا یک زندگی جدید برای خود بسازم. آن تلاشها امروز به نقطههای پایانی نزدیک میشود. خدا را شکر من مدالم را گرفتم و الان هم در آخرین روزهای مقطع دکتری هستم. همه این توفیقات را مدیون همان چهارسالی هستم که همراه با دوستانم در آن فضا قرار گرفتم و خیلی چیزها یاد گرفتم. بعد از پایان مقطع کارشناسی هم دوستان خوبی در جمهوری آذربایجان پیدا کردم و خیلی به من کمک کردند تا من دوباره به ورزش برگردم. بواسطه همین دوستان شرایطی پیش آمد تا من بعد از مدتها هم دوباره دست به وزنه شوم و هم مربیگری گروهی از وزنهبرداران را برعهده بگیرم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: