jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۱۰۰۹۵۰   ۱۹ آذر ۱۳۹۶  |  ۰۰:۰۱

نگاه به فصل اول و دوم سریال «اتفاقات عجیب»

کپی نوستالژیک از فیلم‌های دهه هشتادی!

سریال «اتفاقات عجیب»، مثل اغلب سریال‌های تلویزیونی اخیر به سندروم بازفراهم‌آوری روایت‌های سینمایی دچار است. گردآوری تمام المان‌های نمایشی آثار سینمایی ساخته شده در یک سریال، آفتی بزرگ برای یک مجموعه نمایشی به شمار می‌رود و بازتولید هر محتوایی که قبلا دستمایه آثار سینمایی قرار گرفته، می‌تواند پاشنه‌آشیل هر سریال تلویزیونی باشد.

سریال اتفاقات عجیب از این قاعده مستثنا نیست. روایت سریال درباره گروهی نوجوان است که با هیولایی بزرگ برآمده از جهان اهریمنی موازی دست و پنجه نرم می‌کنند که این مولفه نمایشی با توجه به اکران فیلم «آن» (it)، بشدت یادآور سریالی با همین عنوان است. گروه باشگاه شکست خوردگان در فیلم و سریال «آن» بشدت شبیه جمع نوجوانانه سریال‌ اتفاقات عجیب، است. چنین گروهی با ترکیبی دست نخورده، در سوپر 8 (آبرامز)، ابله‌ها (ریچارد دانر) محصول 1985، مرجع اصلی گرته‌برداری سریال محسوب می‌شوند.

رویدادهای سریال در دهه80 می‌گذرد و روابط نوجوانانه تحت تاثیر اثر تالیفی ریچارد دانر است. بدنه روایت سریال در فصل اول و دوم، تفاوت چندانی با فیلم سوپر 8 و فیلم «آن» (آندرس موسچیتی) ندارد.

خط اصلی روایت سریال اتفاقات عجیب، درباره ظهور و بروز یک هیولا در یک شهر کوچک ایالتی است. هیولایی که با کمی تغییر، از فیلم «دولت‌های تغییر» (کن راسل) محصول سال 1980 گرته‌برداری شده و جغرافیای سریال فوق‌العاده به فیلم کن راسل، سوپر 8 و فیلم «آن» شباهت دارد.

در واقع مولفان شهر کوچکی را در چنین تریلرهایی هدف جغرافیایی قرار می‌دهند تا هیولایی بزرگ و شکست‌ناپذیر وارد ‌شود و گروه نوجوانانه قصد شکست این هیولا را دارد. چنین تمی، مبنای سریال و فیلم‌های قابل مثالی را به میان می‌آورد.

اگر بخواهیم ردپای دنیای وارونه را که در سریال «چیزهای عجیب» ارائه می‌شود در آثار سینمایی دنبال کنیم، قطعا به نمونه تالیفی و یگانه «هزارتوی‌پن» «گیلرمورو دل تورو» محصول سال 2006 خواهیم رسید.

دنیای وارونه‌ای که در فصل اول و دوم سریال اتفاقات عجیب می‌بینیم، از جهان سینمایی دل تورو در فیلم «هزار توی پَن» کپی شده است. دموگورگن شیطانی را که از انسان تغذیه می‌کند با اشکال سر‌راست‌تری در فیلم هزار توی پن دیده‌ایم. این هیولا هدفی جز شکار انسان ندارد و کاملا با هیولای ارائه شده در هزار توی پن تطبیق رفتاری و ماهیتی دارد.

روایت فصل اول با گم شدن پسر نوجوانی به نام «ویل بایرز» آغاز می‌شود و در ادامه شاهد این موضوع هستیم که محدوده کشف هیولا و جهان تاریک موازی را یک گروه زیرزمینی نظامی ـ امنیتی کنترل می‌کنند. این بخش از سریال، به نوعی بازتکرار حوادث و رویدادها، درباره هیولایی است که در فیلم سوپر 8 دیده‌ایم.

در میانه فیلم دخترکی با نام یازده معروف به ال در سریال ظاهر می‌شود که از پروژه‌های امنیتی خاص انسان جهش یافته‌ است که در فرهنگ سینمایی نمونه‌های مشابه فراوانی دارد.

قدرت «الون» به نوعی یادآور ترکیب دو شخصیت «چارلز اگزاویر» و «اریک لنشر» معروف به «مگنتو» در مجموعه مصور مردان ایکس است. البته هر چه روایت گسترش بیشتری پیدا می‌کند، شخصیت یازده (الون) به جهش یافته‌های جهان فیلم اسکنرها (دیوید کرانبرگ) شباهت بیشتری پیدا می‌کند.

عدم کمال‌گرایی، برداشت و ارجاعات سینمایی متعدد در فضاسازی و نوع برخورد دسته‌جمعی گروه نوجوانان با هیولا، حتی نوع روابط بزرگ‌ترها، از سریال «اتفاقات عجیب» یک جوک خنده‌دار مضحک دست چندم سینمایی اما نوستالژیک می‌سازد.

دنیای زیرین کشف شده، هر چند دارای توجیهاتی علمی در متن سریال است، اما زیر سایه اثر گیلرمورو دل تورو قرار دارد. یکی از شخصیت‌هایی که سبب ارجاع کلیت سریال به فیلم سوپر 8 می‌شود، حضور رئیس پلیس هاپر است که دقیقا شبیه شخصیت جکسون لمپ در فیلم آبرامز عمل می‌کند.

فصل اول سریال موفقیت نسبی به‌دست آورد، چون سریال ماجرامحور بود و روی شخصیت‌ها چندان تمرکزی نداشت و ماجراهایی عجیب و غریب و دلهره‌آور، در پی هم می‌آمدند و فرصتی به مخاطب حتی برای لحظه‌ای تامل نمی‌دانند.

جهان وارونه و هیولایش کاملا ناشناخته بود و فرصت کشف رویدادها برای تماشاگری که ارجاعات سینمایی در متن سریال را تجربه نکرده بود، هیجان‌آور بود، اما در فصل دوم روایت دیگر ماجرا محور نیست و مثل اغلب سریال‌های آمریکایی گذشته قهرمان فصل اول یعنی «الون» را در سطحی‌ترین شکل ممکن جست‌وجو می‌کند.

شخصیت «ال» در عین بهت و ناباوری دوباره در فصل دوم احیا می‌شود و در نقطه‌ عطف‌های داستانی قرار می‌گیرد و برای مخاطب مسجل است که حضور «ال» به نابودی هیولای دوم می‌انجامد.

با لحاظ کردن چنین فرمولی می‌توان از این سریال هفتاد فصل ده قسمتی دیگر با همان ترکیب تولید کرد و با این شخصیت‌ها تا بزرگسالی پیش رفت.

لیلا مودت

جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
چرا خوشحال نمی‌شویم؟!

چرا خوشحال نمی‌شویم؟!

آدم‌های دنیا به اندازه زیادی آب، غذا، اکسیژن و البته خبر مصرف می‌کنند. شاید فکر کنید این مورد آخری خیلی هم نیاز نیست، اما به همان اندازه که گرسنگی ما را به دنبال خودش می‌کشد، میل به دانستن هم ما را دنبال خودش می‌برد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر