قلم هرگز بازنشسته نمی شود

اگر سال 1357 بهار انقلاب بود، من در آن سال دو بهار را تجربه کرده ام. بهار انقلاب و بهار اشتغال ؛ آن هم اشتغال در بوستان جانفزایی به نام مدرسه
کد خبر: ۱۰۹۹۹۶
؛ بهاری که طراوت و جاذبه هایش نه تنها کمتر از بهار طبیعت نبود، بلکه در آنجا بهاری بود که هرگز خزانی نداشت. اینجا همیشه بهار بود و بهار خواهد ماند. اکنون که با احتساب سایر سنوات مورد پذیرش ، مهر امسال به افتخار بازنشستگی نایل خواهم آمد، به خاطر می آورم پرندگان زیبایی که مهر طبیعت ، آنها را به نغمه سرایی واداشته ، ماندگارترین ترانه های امید را در گوش جانم نجوا کرده اند. هم اکنون سیمرغ مهرم در آشیانی به نام مدرسه که اصالتا بر رفیع ترین قله های عزت بشری بنا شده است با طی دوران خردسالی و بلوغ ، به دوران کمال رسیده و 30ساله شده است. چنین مهری که در مهد مهر و عاطفه به کمال رسیده ، زایل شدنی نیست. به همین خاطر، دل کندن از این مکان مقدس ، برایم بسی دشوار است و اگر ناگزیر به ترک آن هستم ، بی شک فقط جسم است که از آنجا جدا خواهد شد و روح و قلب و جانم تا لحظه ای که اجازه بقا در این دنیای خاکی داشته باشد، همواره در بوستان رشد و کمال مدرسه باقی خواهد ماند. مدرسه ، تمامی عشق و امید من و آنقدر با ارزش است که جوانی ام را به پایش فدا کرده ام. بنابراین ، همواره زمزمه می کنم که: می خواهم هر جا که هستم ، دلم در کلاس سکنا گزیند.
می خواهم دل به همراهم نیاید تا من بی دل به میعادگاه دل ، یعنی کلاس درس بازگردم. زیرا پس از یک عمر تلاش ، به برکت نشاطی که از سیمای پاک و معصوم عزیزترین بندگان الهی برگرفته ام ، خود را پر انرژی تر از آغازین ایام اشتغال می بینم. شاید به این دلیل که از آن زمان تاکنون ، روح و جسمم همواره در مولدترین کارگاه زندگی صیقل خورده و زنگاری بر آن ننشسته است. در شکر خداوند همین بس که مرا در محیطی قرار داده که سرشار از طراوت بوده است. خمودی و جمود را بر نمی تابد.
همواره عطر جوانی و تلاش از آن به مشام می رسد. اینجا مدرسه است. محل میقات انسان های پاک و عاشق . خط تلاقی همیشگی معلم و دانش آموز؛ تشنگان عطشناکی که ساغر و ساقی را در کنار هم می بینند و جرعه جرعه از جام زرینی می نوشند که مائده بهشتی و شهد گوارای آن ، حیاتی بی زوال را برای هر دو به ارمغان می آورد. این دو از دیر باز یار دیرین یکدیگر بوده اند. شاید از آنجا که همواره در ماه مهر به دیدار یکدیگر شتافته اند، مهرشان آن چنان به هم پیوند خورده است که تاب دوری از هم را ندارند. از لحظه ای که دنیا با تمدن آشتی کرد، این گونه بوده و تا زمانی که جهانی باقی است ، این گونه خواهد بود. اما... ای کاش این فضای دل انگیز در بیرون مدارس و در نظام اداری نیز هویدا می شد و افسوس و هزاران افسوس که این گونه نبوده و نیست. با توجه به آن که کشور ما در شرایط فعلی ، جایگاه حساسی را در جامعه بین المللی پیدا کرده ، ادارات دولتی ما هم باید تجلیگاه آیات الهی و الگوی مجسم روایات منقوله از اولیا و برگزیدگان او باشند. الگوی موفقی از اسلام در صحنه و تداعی گر آرمان های مقدس زعمای دین ، بلی ، ادارات ما باید از آرمان های ناب شهیدان الگو بگیرند و یادآور شعار دشمن شکن الله اکبر باشند، نه جولانگاه برخی صاحبان جاه و مکنتی که طریقه استفاده از قدرت اداری را نیاموخته اند؛ زیرا اگرچه تعداد این گونه افراد، بسیار نادر و قلیل باشد، بی شک همین تعداد قلیل نیز لکه ای ناهمرنگ بر کسوت زیبا و درخشان اسلام در صحنه اند. اسلام ناظر بر حکومت ؛ اسلامی که اگر ما بتوانیم به احکام نورانی و فوق مترقی اش عمل کنیم ، عالم را از تلالو بارقه های سیاهی ستیزش منور خواهیم کرد و آرمان های بلند امام راحل و فقیه مسلم زمان را که در بند بند وصایای متعالی او تجلی یافته بود متبلور خواهیم کرد. پس حال که کلام من ، یک سخن آشناست ، کلامی سرشار از امید و رجاست ، ادارات دولتی ، بویژه ادارات منتسب به نهاد مقدس آموزش و پرورش را دریابیم و هر واحدی از آن را بیت الموعودی بدانیم که از هر گوشه اش ، فرمانی بر هدایت بشر صادر می شود و دستی برای پیوند مردم با مسوولان و ایجاد یک امت واحده دراز می شود. اداره ای که بتواند به مامن و ملجائ امنی برای تعامل بندگان نیکخواه و خیراندیش الهی تبدیل شود. همان گونه که کلاس درس این گونه است.بی شک جای جای اداره و مدرسه ، یادآور حرمت قلم و گرامیداشت حافظان قلم خواهد شد. خانه دوم معلمانی که از تمامی مواهب الهی ، اکسیر باارزش قلم را برگزیده اند، قلمی که غبار نسیان را از اذهان می زداید و همواره جوان می ماند؛ قلمی که نه خود بازنشسته می شود و نه اجازه می دهد کسانی که عمر خویش را نثار اقامه حرمت قلم کرده اند، احساس فرسودگی کنند.


علی اکبر کیایی پناه
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها