در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به میزمحمود فرمودیم دست نگه دارد لنگ بسته بیرون آمدیم، دیدیم نشسته روبهروی تلویزیون بر پیشانیاش میکوبد. فرمودیم چه شده؟
عارض شد: خوردیم به گروه مرگ؟
گفتیم: نشستهای روبهروی تلویزیون تصاویر بانوان کمحجاب میبینی که با مردان غریبه ایستادهاند به اختلاط و خنده و هی گوی از گلدان درمیآورند و تو جیغ و داد میکنی که چه؟ این لاطائلات چیست سرهم میبافی؟
عارض شد: در کاخ کرملین قرعهکشی جام جهانی بوده و این خانم هم قول داده لباس مناسب پخش بپوشد که رعیت جهنمی نشوند. در ادامه قرعهکشی تیم فوتبال ما با تیمهای پرتغال، اسپانیا و مراکش همگروه شده !
ریش خاراندیم که ای دل غافل مجدد این روس لاکردار به ما پولوتیک زد و اسیر خدعه و نیرنگش شدیم.
خشایار عارض شد: نه تصدقتان! روسیه آن روسیه سابق نیست و بسیار با ما همدلی میکند و قائله شامات را به همراهی ایشان خواباندیم. بدبختی جای دیگر است. فرمودیم چه بدبختی؟
عرض کرد: قبله عالم! خیلی قوی هستند و عین دنبه در دیزی لهمان میکنند.
پس گردنیاش زدیم و فرمودیم: از جنگ چالدران و ممسنی که سختتر نیست. کم قشون همایونی رشادت کردند؟ ایرانی جماعت خون میدهد خاک و شرف نمیدهد. آدم دانشجوی بد یک فاکولته عالی باشد خیلی بهتر است تا دانشجوی خوب یک فاکولته بد. مهم تلاش و همت سربازان وطن است. در این فقره نباید کم گذاشت مابعد هرچه بادا باد.
بعد خشایار قربان صدقهمان رفت که ای قربانتان بشوم که کلامتان آب است روی آتش. پس گردنیاش زدیم که پدرسوخته وسط مشت و مال عربدهای زدی چرتمان را جر دادی حالا مجیز میگویی؟ کنترل تلویزیون از وی گرفته تیوی خاموش نموده، گذاشتیم پر شالمان به اندرونی برگشتیم به جهت ادامه مشت و مال. هنوز خشایار پشت در ناله و انابه میکند به جهت بازستاندن کنترل. پسش نمیدهیم تا بفهمد کت تن کی است در این عمارت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: