در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، اواخر مرداد 89 چند تکه استخوان متعلق به زنی جوان در جنگلهای عباسآباد کشف شد. کارآگاهان پس از کشف هویت مقتول، شوهرش را به کلانتری احضار کردند و او در بازجوییها به قتل با انگیزه اخلاقی اعتراف کرد. در جلسه دادگاه، مادر مقتول درخواست قصاص کرد، اما فرزندان او دیه خواستند. سپس متهم گفت: «شبنم با یکی از مردان فامیل ارتباط داشت، برای همین یک دستبند و پابند آهنی درست کردم تا هر وقت از خانه بیرون میروم او را به لوله گاز ببندم. من یک حلقه سیدی از ارتباط غیراخلاقی همسرم پیدا کرده بودم، اما او آن را به خانوادهاش داده بود. روز حادثه از این کارش عصبانی شدم و چنگک را در بدنش فرو کردم. بچهها داشتند نگاهم میکردند. آنها را هم تهدید کردم. سپس جلوی دهان زنم را گرفتم و وقتی بیهوش شد به حمام رفتم. چند دقیقه بعد پسرم گفت مادرش فوت کرده است. جسدش را به پیشنهاد برادرم به عباسآباد بردم و همانجا رها کردم.»
با ثبت این اعترافات، متهم به قصاص محکوم شد، اما اولیای دم هیچ وقت برای اجرای حکم یا دریافت دیه حاضر نشدند تا متهم هفت سال بلاتکلیف در زندان بماند. او صبح دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران گفت: «من چند بار برای فرزندانم وکالتنامه فرستادم تا خانه و ماشینم را به نام خود بزنند، اما آنها توجهی نمیکنند. مادرزنم هم حاضر به پرداخت تفاضل دیه نیست. از قضات میخواهم تکلیفم را مشخص کنند.» حکم دادگاه بزودی صادر میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: