نگاهی به فیلم‌ «بااستعداد»

ملودرام‌ اشک‌انگیز هالیوودی ایرانی‌پسند

در شهر ساحلی کوچکی نزدیک تامپا، مری ادلر (مکنا گریس) هفت ساله با دایی مجردش فرانک (کریس ایوانز) زندگی می‌کند. مادر مری، اندکی پس از تولدش دست به خودکشی زده است. مری باید به مدرسه برود، اما او علاقه‌ای به این کار نداشته و تدریس خانگی توسط فرانک را دوست دارد. معلم مری، بونی استیونسون (جنی اسلیت)، در نخستین روزهای مدرسه متوجه می‌شود که مری استعداد فوق‌العاده‌ای در ریاضی دارد و به‌همراه مدیر مدرسه به فرانک (دایی مری) پیشنهاد می‌دهد او را به مدرسه نوابغ یا تیزهوشان ببرد. فرانک موافق با این تصمیم نیست و دوست دارد که او حتما به یک مدرسه معمولی برود.
کد خبر: ۱۰۹۰۸۴۶

به تدریج فرانک با بزرگ کردن و نگهداری مری مشکل پیدا می‌کند و زمانی‌که اولیای مدرسه پی می‌برند مری دختر باهوشی است مشکلات او چند برابر می‌شود. تا این ‌که اِولین (لینزی دانکن)، مادربزرگ مری، فرانک و نوه‌اش را پیدا می‌کند. او می‌خواهد معمای ریاضی حل‌نشده دخترش توسط مری حل شود و به همین دلیل برای بر عهده گرفتن حضانت نوه‌اش به دادگاه شکایت می‌کند. مادربزرگ معتقد است که استعداد ریاضی مری و حل معادله‌ ریاضی مادرش، از همه چیز مهم‌تر است. دایی مری دوست دارد که دختر خواهرش، معمولی زندگی کند و مسیر مادرش را طی نکند و... .

فیلم بااستعداد از آن دسته ملودرام‌های اشک‌انگیز هالیوودی است که مخاطب ایرانی دوستش خواهد داشت و با آن بشدت همذات‌پنداری می‌کند. چون مهم‌ترین محور فیلم بحث تربیت و خانواده و نقد لیبرالیسم اجتماعی است. لحظه‌ای پراحساس و پرالتهاب در این فیلم، قلب مخاطب را به درد می‌آورد و زیباترین لحظه فیلم است، صحنه‌ای فوق‌العاده آزاردهنده و اشک‌انگیز. زمانی که پدر مری به عنوان شاهد در دادگاه حضور پیدا می‌کند و مری متوجه حضورش می‌شود، اما پس از پایان دادگاه می‌‌فهمد به هیچ عنوان، وجود او برای پدرش اهمیتی ندارد و این مرد به هیچ‌وجه علاقه‌مند نیست او را برای یک‌بار هم ببیند. مری اشک می‌ریزد و در این لحظه فرانک به همراه روبرتا (اکتاویا اسپنسر)، همسایه‌اش راهی را جست‌وجو می‌کنند تا درد مری را تسکین دهند.

فیلم بااستعداد دوسویه یک بحث آموزشی و تربیتی عمده را مطرح می‌کند و با پاسخی عاطفی پرونده فیلم را می‌بندد. مساله دراماتیک فیلم این است که نبوغ فرزندان مهم‌تر است یا پرورش و تربیت آنان. نبوغ زمینه ترقی را فراهم می‌کند یا انسانیت؟

مارک وب، کارگردان فیلم بااستعداد یکی از استعدادهای سینمایی است که در ساخت فیلم ملودرام و رمانس به تعاریف و سبک‌های جدیدی رسیده است. او پیش از این «500 روز تابستان» را ساخته و در آن فیلم نشان داد رمانس‌سازی را براساس استعداد انسانی بخوبی می‌شناسد، اما پس از 500 روز تابستان در مسیر ساخت دو فیلم دیگر از مجموعه اسپایدرمن افتاد و حالا با یک فیلم مستقل و کم بودجه دوباره به مسیر فیلمسازی واقعی و انسانی برگشته است. سیستم هالیوود تقریبا به همین شکل عمل می‌کند و کارگردان‌های مستقل را خیلی زود می‌بلعد، اما ساخت فیلم مستقل بااستعداد، مبتنی بر دیالوگ و حس به کارگردان کمک کرده به ریشه‌های خودش در سینمای مستقل و عمیق‌تر برگردد. البته تحلیل دو نکته درباره محتوای این فیلم که بسیار ضروری است و اهمیت دارد، چالش بر سر حضانت است. موضوعی که در برگزیده‌های هشتادو نهمین دوره اسکار در متن فیلم‌های لالالند، مهتاب و منچستر کنار دریا بسیار بحث‌برانگیز شد. ساخت فیلم بااستعداد نشان می‌دهد مساله سرپرستی و حضانت فرزند، یک معضل اجتماعی بزرگ در ایالات متحده است. موضوع دیگری که در فیلم مطرح می‌شود، بحث نبوغ است. روایتی که با توجه به مختصات روانی شخصیت نابغه، فیلم «ویل هانتیگ نابغه» را در ذهن متبادر می‌کند. اکنون سوال اصلی و مهم این است که روایت‌های تکرار شده در سایر آثار سینمایی مشابه، این فیلم را به یک اثر کلیشه‌ای تبدیل می‌کند؟

متاسفانه به رغم زیبایی روابط دایی و خواهرزاده که لبریز از عاطفه و مهربانی است و مخاطب بشدت با این رابطه عاطفی همذات‌پنداری می‌کند، مولف فراموش می‌‎کند دایی استاد فلسفه در دانشگاه است و دایی نابغه چرا پس از هفت سال زحمت برای بزرگ کردن بچه خواهرش آنقدر فداکار نبوده که بیمه بهداشتی برای مری فراهم کند. چرا یک استاد فلسفه باید به تعمیر قایق روی بیاورد؟ فیلم زیباست، اما متاسفانه اشکالات فراوانی در فیلمنامه‌اش وجود دارد.

با وجود چنین اشکالاتی، فیلم در پرورش شخصیت‌ها و رابطه آنها چیدمان قابل‌ملاحظه‌ای ندارد، ظرافتی در فیلمبرداری دیده‌ نمی‌شود و از استانداردهای ساخت فیلم در محیط‌های بسته فراتر نمی‌رود. فیلم با وجود کلیشه‌های فراوانی که در متن خود دارد، اثر صادقانه‌ای محسوب می‌شود، اما واقعیت این است که فیلم دوست داشتنی با استعداد، مشکلات چشمگیری دارد. هرچند مارک وب مهارت ویژه‌ای در پرداخت چند بعدی شخصیت‌ها دارد، اما از پس چرخش‌های قصه بخوبی برنمی‌آید. این فیلم از آن دسته ‌آثاری نیست که دنیا را تکان دهد، اما از آن فیلم‌های تکان‌دهنده‌ای است که قلب تماشاگر را می‌لرزاند.

لیلا مودت

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها