در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در دورهای که ما در آن زیست میکردیم و منبعد از نوشیدن آن معجون به لحظه اکنون و دنیای الان آمدهایم، 6000 تومان خراج یکسال قصبات ری و شمیرانات بود و الیوم مبلغ یک پرس چلوکباب!
به میرزا جلالالدین فرمودیم: گران است و به همان نان و پنیر اکتفا کرده به مسیر بزنیم، لبخند زد که به قیمت است و از این گرانتر هم داریم .
گفتیم: چطور؟
عارض شد: چلوکباب پرسی 50 هزار تومن هم داریم و ما اندیشیدیم با همین مبلغ شاه شهید ناصرالدین شاه به سفر فرنگ رفت و اکنون باید خرج یک پرس کوبیده شود.
امان از این خندق بلا که سیرمانی ندارد و بای نحو کان باید پرش کرد. هر روز که میگذرد بیشتر دلمان برای عهد و روزگار خودمان تنگ شده و قصد برگشت میکنیم، ولی وا حسرتا که معجونی برای برگشت نیندیشیدهایم، باید سیر آفاق و انفس بگذاریم و مدتی خلوت کرده به تدبیری نشسته معجونی تیار کرده بنوشیم و برگردیم. دورهای که پول یک پرس قوت لایموتش خراج ری و شمیرانات باشد، جای زندگی نیست. زیاده فرمایش نداریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: