به بهانه درگذشت ابراهیم آشتیانی

اسطوره‌ای با شنل قرمز

یک ماه قبل از رسیدن به 62 سالگی. ساعت مرگ برای او در روز دوم آبان کوک شده بود. حالا کو تا برسد به دهم آذرماه که روز تولدش است. کار از کار گذشته و دیگر حتی اگر علی پروین هم بالای سرش برود، لب‌هایش را گرد کند و بگوید: «ابرام پاشو» او جانی ندارد که پا شود. همین چند ماه پیش و در فصل بهار بود که آشتیانی در بستر بیماری افتاد. رفت توی کما و هیچ کسی را نمی‌شناخت، اما وقتی پروین به عیادتش رفت و گفت: «ابرام منو می‌شناسی؟» سری به نشانه تایید تکان داد. حالا اما قصه، قصه مرگ است و روایت یک وداع. وقتی پروین پیام تسلیت می‌فرستد باید باور کرد و با این غم بزرگ کنار آمد. باید باور کرد که ابراهیم آشتیانی از بین ما رفته است.
کد خبر: ۱۰۸۶۷۰۳

دهه شصتی‌ها، بخصوص آنها که خوره فوتبال بودند و اطلاعات هفتگی را از روی دکه‌ها می‌خریدند بدون شک ابراهیم آشتیانی را بیشتر از هر پرسپولیسی دیگری می‌شناسند. آن هم به دلیل این که در یکی از شماره‌های این مجله آشتیانی روی جلد بود، توپ طلایی را در دست داشت و شنل قرمزی را روی دوش انداخته بود؛ درست مثل یک فاتح. مثل یک پادشاه که از نبردی پیروزمندانه برگشته و بر قله افتخار ایستاده است. عکس، خوراک چسباندن روی دیوار بود و دو آتشه‌ها، با یکی دو تا پونز این کار را کرده بودند. خیلی‌ها زیر جلد کتاب و دفترشان عکس آشتیانی را زده بودند و به خودشان می‌بالیدند که هر روز چهره بهترین بک راست آسیا را می‌بینند.

برویم به عقب‌تر. به تیرماه سال 1346. جایی که تیم شاهین عباس اکرامی یک جورهایی دیگر وجود نداشت و همه ستاره‌ها می‌خواستند پرسپولیسی شوند. ستاره‌هایی که حداقل برای یک بار هم که شده نامشان به گوش خورده است، آشتیانی، پروین، عمو مهراب شاهرخی، رجبعلی فرامرزی، مرحوم مجید حاج‌رضایی و ... سرنوشت برایشان رقم خورده بود. باید مورخ تیمی می‌شدند که مردم برایش سر و دست می‌شکستند. با این حال آشتیانی در فصل 1348 همراه با اکثر بازیکنان پرسپولیس براساس قراردادی که مابین عبده (مالک باشگاه پرسپولیس) و خیامی (مالک باشگاه پیکان) منعقد شد، به مدت یک سال به باشگاه پیکان نقل مکان کرد. بیشتر آنها در این یک سال سختی‌های زیادی کشیدند، چون دلشان با تیم دیگری بود. سال 49 که فرا رسید آشتیانی و بقیه بازیکنان پرسپولیس دوباره به باشگاه قدیمی خود پیوستند. حتما داستان لباس‌های آن سال را از زبان همین آشتیانی شنیده‌اید. اعتراف جالبی که پس از 40، 50 سال رسانه‌ای شد. این که پرسپولیس سفید می‌پوشید و اصلا رنگ پیراهن این تیم قرمز نبود!

آنها در اولین روز فوتبال خود با رنگ مورد علاقه مؤسس باشگاه یعنی عبده که قرمز آجری و سیاه بود به میدان تاج آمدند. حالا بماند که آلن راجرز معروف که در سال 50 سرمربی پرسپولیس شد به دلیل علاقه‌اش به آرسنال رنگ پیراهن پرسپولیس را قرمز کرد. آن سال‌ها حرف راجرز برو داشت و هرچه می‌گفت بی‌تردید اجرا می‌کردند. اینها را آشتیانی هم تعریف کرد و چنان لبخندی در حین صحبت زد که هنوز هم تجسمش در گوشه‌ای از ذهن باقی است.

حالا نه ابراهیمی هست، نه راجرز و نه لبخندی که ... اما یک چیز باقی مانده. احترامی که حتی همه استقلالی‌ها با تمام کری‌خوانی‌هایشان، برای ابراهیم آشتیانی قائل هستند. چرا که او هرگز کری نخواند و حتی زمانی که یک بار درباره دربی شش تایی‌ها از او سوال شد، از این بازی به عنوان یک دربی ماندگار یاد کرد. اما حرفی زد که می‌شود با آب طلا بر سر در هر دو باشگاه نوشت: «شش تا زدیم اما کاری نکردیم که حالا پشیمان و شرمنده شویم. ما خوشحالی را در خودمان نگه داشتیم و با استقلالی‌ها محترمانه برخورد کردیم.»

دوم آبان ماه و یک روز جانکاه دیگر برای فوتبال ایران. روزی که در تقویم فوتبالی‌ها ثبت می‌شود و تا سال‌ها سال بعد وقتی این روز تلخ پاییزی یادشان باشد به یاد ابراهیم آشتیانی کلاه از سر بر خواهند داشت. مردی که پس از نیم قرن، دوباره رخت سفید پوشید و رفت پیش دوستانش که پست «بک راست» را در بهشت برایش خالی گذاشته بودند! روحت شاد اسطوره شنل قرمزی پرسپولیسی‌ها.

مرتضی رضایی

ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها