مردگانی که به زندگان جان می بخشند

طبق آمار در سه ماهه اول سال جاری 72 مورد پیوند کلیه از جسد از 1992 مورد کل پیوند کلیه که تا کنون انجام گرفته است، 36 مورد پیوند کبد، پنج مورد پیوند
کد خبر: ۱۰۸۶۲۹
پانکراس، چهار مورد پیوند قلب و یک مورد پیوند ریه گزارش شده است.این پیوندها از میان 37 اهدا کننده مرگ مغزی انجام شده است که نسبت به سال گذشته در همین مقطع تنها پنج نفر به تعداد آنها افزوده شده است.این در حالیست که برآورد میشود سالانه سه هزار نفر در ایران دچار مرگ مغزی میشوند،اما اهدای عضو بسیار ناچیز است.
بیماران زیادی از قبیل بیماران قلبی و کبدی که تنها راه ادامه حیات برای آنها پیوند عضو است، بیماران کلیوی و دیالیزی که شمار آنها تا چهار سال آینده دو برابر میشود و بیماران ریوی که برای تعداد بالای آنها تنها هفت تا 14 اهدا کننده ریه از مرگ مغزی وجود دارد، نیازمند به پیوند اعضا از مرگ مغزی هستند.
در حال حاضر 134 بیمار در فهرست پیوند ریه قرار دارند که سالانه یک چهارم آنها به دلیل نرسیدن عضو پیوندی جان خود را از دست میدهند.با توجه به اینکه پیوند ریه از افرادی که در قید حیات هستند محال است تنها راه نجات این بیماران از مرگ حتمی پیوند ریه از افرادیست که دچار مرگ مغزی شدهاند.
در سال 83 تعداد کل پیوند اعضا حدود 1700 مورد گزارش شد که این میزان در سال 84 به 1920 مورد رسید؛ همچنین در سال گذشته، تعداد کل اهداکنندگان بالفعل مرگ مغزی 118 مورد، موارد پیوند کلیه از جسد 209 مورد، پیوند کبد 61 مورد، پیوند قلب 16 و پیوند ریه 4 مورد اعلام شده است.

جلوگیری از تجارت


رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی معتقد است: اگر اهدای عضو از سوی بیماران مبتلا به مرگ مغزی افزایش یابد، هم از خرید و فروش کلیه جلوگیری میشود و هم از مرگ حتمی بیماران مبتلا به نارسایی کلیه که شمار آنها در آینده نزدیک رو به افزایش است پیشگیری خواهد شد.
مصطفی قاسمی میگوید: با توجه به این که آمار مرگ و تصادفات و در نتیجه مرگ مغزی در کشور بسیار بالاست، اگر مدیریت قوی در این زمینه صورت گیرد نیاز بسیاری از بیماران را که نیازمند پیوند عضو به ویژه قلب و کبد که نمیتوان آنها را از افراد زنده گرفت هستند، با پیوند از مرگ مغزی تامین کرد.
رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی با اشاره به افزایش خرید و فروش کلیه در کشور تصریح کرد: اختصاص هدیه ایثار با مبلغ یک میلیون تومان به افرادی که کلیه خود را اهدا میکنند گرچه با نیت خیر انجام شد، موجب افزایش تجارت کلیه در بازار آزاد شد که در این زمینه از سوی انجمن بیماران کلیوی اعتراض شدیدی به این امر صورت گرفت زیرا وارد شدن منفعت مالی در این میان موجب شد که آمار اهدا کنندگان کلیه از خانواده و خویشاوندان درجه اول که شاخه اصلی پیوند کلیه محسوب میشود به کمتر از پنج درصد برسد و اگر این امر به همین روال گسترش یابد شاهد از بین رفتن همین آمار اندک و یا حتی رواج خرید و فروش کلیه بین اعضای خانواده نیز خواهیم بود.
قاسمی خاطرنشان کرد: در حال حاضر بهترین راه پیشگیری از رواج هرچه بیشتر خرید و فروش کلیه، پیوند از بیماران مبتلا به مرگ مغزی است که از سوی مسؤولان بهداشتی کشور و علما با تصویب این قانون و ارائه فتواهای لازم پاسخ مثبتی به این نیاز داده شده است.
وی افزود: امر پیوند عضو از بیمارانی که دچار مرگ مغزی شدهاند تا اندازهای خطیر است که به فتوای بعضی از علما اهدای عضو حتی به افرادی با تابعیت غیر ایرانی و غیر مسلمان نیز میتواند صورت گیرد.
قاسمی در خاتمه تصریح کرد: با توجه به اینکه شمار بیماران دیالیزی تا پنج سال آینده دو برابر میشود و در حال حاضر نیز امکانات موجود از نظر کمی پاسخگوی این بیماران نیست الزامی است زمینهسازی فرهنگی هرچه بیشتر از طریق انجمنها و سایر مراکز صورت گیرد تا مردم آگاه باشند که با اهدای عضو نزدیکانی که دچار مرگ مغزی شدهاند میتواند از تجارت اعضا در بازار آزاد جلوگیری کند و با نجات جان هزاران بیمار نیازمند از خود قهرمانانی ماندگار بسازند.از طرف دیگر اهدای عضو از مرگ مغزی معضل منفعت مالی را نیز که باعث رنجش خاطر بیماران زیادی که در پی این امر نیستند برطرف میکند و از اضطراب اجتماعی این امر کاسته میشود.بنابراین اگر میان مسؤولان ذیربط و انجمنهای خیریه همکاری لازم صورت گیرد، امر پیوند اعضا در کشور به ویژه پیوند از بیماران مبتلا به مرگ مغزی پیشرفت چشمگیری خواهد داشت.

فرهنگ غلط


عدم فرهنگ سازی صحیح یکی از بزرگترین موانع جهت اهدای عضو در ایران است.نگرانی از این موضوع که اعضای فامیل بفهمند که خانواده بیمار، اعضای عزیزش را فروخته است یکی از دغدغههای اصلی خانوادههاست و متاسفانه صدا و سیما نیز گاهی در سریالهای خود به آن دامن میزند.این درحالیست که وقتی کسی برای اهدای عضو رضایت میدهد، بابت آن عضو پولی دریافت نمیکند؛ حتی از افراد دریافت کننده عضو نیز فقط هزینه نگهداری عضو و جراحی گرفته میشود و به جهت اهدای عضو هیچ گونه وجهی از کسی دریافت نمیشود.
دکتر مهدی نیک سیرت، عضو هیات علمی دانشگاه نیز در این خصوص میگوید:عمل پیوند اعضا در حقیقت احترامی را که ما به جسد مورد نظر میگذاریم، زیر سوال میبرد، تشریفات خاکسپاری یک رسم اساسی قدیمی و مشترک در تمام جوامع انسانی است و نهی کردن انسانها از چنین مراسمی، هتک حرمت بزرگی محسوب میشود.و مشکل اصلی از همین جا شروع میشود.

ضرورت فرهنگ سازی


بیماری که دچار مرگ مغزی شده است به تعبیر علمی از دنیا رفته است اما از نظر پزشکی اعضای وی هنوز قابلیت حیات در بدن فرد دیگر را دارند.هر چقدر افراد جامعه در این زمینه آگاهتر باشند، در لحظاتی که غم از دست رفتن یکی از نزدیکان بر آنها حاکم میشود، میتوانند با تصمیمگیری منطقی برخی از اعضای بیمار خود را اهدا کرده و جان بسیاری از بیماران دیگر را که نیازمند پیوند عضو هستند از مرگ حتمی نجات دهند.
قانون پیوند اعضا از مرگ مغزی در سال 79 به تصویب رسیده است.از آن زمان تاکنون سعی شده که این فرهنگ در میان مردم گسترش یابد و در حال حاضر هم تعداد مکانهایی که این امکانات را در اختیار جامعه قرار میدهند متعدد است، اما انجام اقدامات فرهنگی و تبلیغاتی بیشتر در این زمینه ضروری به نظر میرسد.با توجه به اطلاعرسانیهای انجام شده در این زمینه نگاه اهدای عضو به صورت آگاهانه در مردم ایجاد شده است اما برای این که نظام سلامت کشور قادر به پاسخگویی باشد، انجام اقدامات علمی در جهت آگاهی رسانی بیشتر از سوی مسؤولان و مهمتر از آن افزایش شمار داوطلبان اهدای عضو از اهمیت به سزایی برخوردار است.
مردم باید آگاه باشند که به چه فردی مبتلا به مرگ مغزی گفته میشود تا در زمان لازم با آگاهی به این که اهدای اعضا از بیماران که دچار مرگ مغزی شدهاند چه تعداد انسان را میتواند از دستگاه دیالیز و یا سایر دستگاههای درمانی رهایی بخشد و جان آنها را از مرگ حتمی نجات دهد، اعضای این بیماران را به افراد نیازمند عضو برای پیوند هدیه کنند.

قانون وجود دارد


شاید شش سال پیش میشد علت عدم پیوند اعضا از جسد را به موانع قانونی نسبت داد اما با تصویب قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است در مجلس شورای اسلامی دیگر نمیتوان کمبود قانون را بهانه کرد.به موجب این ماده واحده که در فروردین سال 79 به تصویب رسید بیمارستانهای مجهز برای پیوند اعضا پس از کسب اجازه کتبی از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی میتوانند از اعضای سالم بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان بر طبق نظر کارشناسان خبره مسلم باشد، بشرط وصیت بیمار یا موافقت ولی میت جهت پیوند به بیمارانی که ادامه حیاتشان به پیوند عضو یا اعضای فوق بستگی دارد استفاده نمایند.
همچنین بر اساس سه تبصره این ماده واحده تشخیص مرگ مغزی توسط کارشناسان خبره در بیمارستانهای مجهز دانشگاههای دولتی صورت میگیرد. این کارشناسان با حکم وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به مدت 4 سال منصوب میشوند. همچنین اعضای تیمهای تشخیص مرگ مغزی نبایستی عضویت تیمهای پیوندکننده را داشته باشند ضمن اینکه پزشکان عضو تیم از جخت جراحات وارده بر میت مشمول دیه نخواهند گردید.
در این قانون پیشبینی شده بود که وزارت بهداشت آییننامههای لازم در این زمینه را تهیه نماید.وزارت بهداشت نیز با یک سال تاخیر یعنی در اردیبهشت سال 1380 آییننامه مذکور را به تصویب هیات وزیران رسانید. بر این اساس ایجاد هماهنگیهای لازم در اجرای این آیین نامه، به عهده مرکز مدیریت پیوند و بیماریهای خاص وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی میباشد.

افزایش نیازمندان


در پنج سال آینده، شمار بیماران مبتلا به نارسایی کلیه از حدود 3500 مورد به 6 هزار مورد جدید میرسد و در این شرایط اگر چنین ارقامی از پیوند کلیه داشته باشیم تنها 1500 نفر از بیماران با افراد زندهای که حاضر به اهدای عضو خود میشوند تامین میشوند، اما اکثر این بیماران بدون عضو باقی میمانند که تنها راه ادامه زندگی برای آنان، قرار گرفتن زیر دستگاه دیالیز است.
دکتر میترا مهدویمزده رئیس مرکز مدیریت پیوند اعضا و بیماریهای خاص وزارت بهداشت با هشدار نسبت به این که شمار بیماران مبتلا به نارسایی کلیه رو به افزایش است، میگوید: تعداد اهدا کنندگان اعضا که در قید حیات هستند ثابت است لذا افزایش شمار اهداکنندگان عضو از مرگ مغزی الزامیست تا نیاز بیماران کلیوی و بسیاری دیگر از بیماران از جمله قلبی و کبدی که قادر به پیوند اعضا از افراد زنده نیستند، به طور کامل تامین شود.
دکتر مهدوی با اشاره به بحرانی تر بودن امر پیوند کبد در کشور نسبت به پیوند کلیه تاکید میکند: بیماری که دچار نارسایی کلیه هستند میتوانند تا هنگام دستیابی به فرصت پیوند زیر دستگاه دیالیز به حیات خود ادامه دهند اما بیمارانی که دچار نارسایی کبد هستند تنها راه نجات آنان از بیماری، پیوند کبد است که نمیتوان آن را از افراد در قید حیات انجام داد.این امر نیز در مورد بیماران نیازمند به پیوند قلب نیز صادق است.اگر تعداد اهدا کنندگان اعضا از مرگ مغزی افزایش نیابد بسیاری از بیماران کلیوی، قلبی، کبدی و ریوی، اعضای مورد نیاز خود را برای پیوند نمییابند و آمار مرگ این بیماران هر ساله رو به افزایش خواهد بود.

75 درصد راضی به اهدای عضو نیستند


هرچند امروزه در جهان به مقوله مرگ مغزی به عنوان عاملی زندگیبخش، توجهی ویژه میشود، اما متاسفانه این مساله هنوز در کشور مابه علت عدم آگاهی مناسب مردم یک معضل محسوب میگردد.
دکتر " کتایون نجفیزاده" مسوول فرآوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ضمن بیان این مطلب میگوید: متاسفانه علیرغم توجهی که جهان به مقوله مرگ مغزی به عنوان یک سرمایه و تداوم بخش زندگی دارد، هنوز در کشورمان مفهوم واقعی مرگ مغزی تعریف نشده است.
وی میافزاید: به این ترتیب مردم نیز از ضرورت اهداء عضو افراد دچار مرگ مغزی، بی اطلاع هستند.
دکتر "نجفیزاده" با اشاره به اینکه میزان مرگومیر ناشی از تصادفات در کشورمان ده برابر سایر کشورها است؛ اظهار میدارد: علیرغم آمار بالای سالانه مرگ مغزی در کشور که حدود سه هزار نفر است؛ 75 درصد خانوادهها راضی به اهداء عضو نیستند در صورتی که این رقم در کشورهای دیگر به ویژه کشورهای اروپایی 27 درصد است.
مسوول فرآوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، بیتوجهی رسانهها را در جلب توجه جامعه به این موضوع که اهداء عضو افراد دچار مرگ مغزی یک ضرورت است، از جمله عوامل کاهش آمار اهداء عضو در کشور میداند و تصریح میکند: به دلیل نبود یک فرهنگ عمومی اهداء عضو از مرگ مغزی، ما پزشکان مجبور هستیم در لحظه وقوع مرگ مغزی خانوادههای داغدیده را راضی به اهداء عضو کنیم که این کار کمتر نتیجه بخش بوده است.

پیوند از جسد و نهادهای مردمی


برقراری شبکه و سیستم سامان دهی پیوند از جسدی که مرگ مغزی شده موضوعی است که امروزه در سطح جهانی پیشرفتگی در سازمان پیوند اعضا را معنا میکند و توسعه یافتگی اجتماعی را از توسعه نیافتگی جدا میکند.در واقع سامان دهی موفق پیوند اعضا از مرگ مغزیها نیاز به یک سازمان اجتماعی فعال و پویا، همکار و سرشار از حس قوی انسان دوستی دارد.در یک سو و در سطح مردم، ما نیاز داریم که هر روز تعداد بیشتری از روز قبل انسانهایی را آماده کنیم که قبل از مرگ مغزی و حتی در طول زمان زنده بودن خود مایل باشند به خاطر دیگران، از خود و اعضای بدن خود مایه بگذارند و فداکاری کنند.
برای این کار قبل از هر چیز ما نیاز به جامعهای داریم که وفاق ملی، رفاه اجتماعی و رتبهیابی افراد بر اساس کار مبتنی بر استعداد و بر مبنای رقابت آزاد در آن غالب و رو به توسعه باشد، از طرف دیگر به بسترسازی فرهنگی همه جانبه رسانهای، تشکیلاتی و مذهبی نیازمندیم.
علاوه بر این مسائل دسترسی به تشکیلات منسجم جهت انجام مقدمات و مراحل قانونی قبل از وقوع مرگ نیاز عمدهای است.شوراهای فعال شهر، شوراهای محلات و انجمنهای خیریه از ابزار عملی این کار هستند.اما متاسفانه در کشور ما هنوز اقدام جدی در این خصوص انجام نگرفته است.این مساله لزوم پیوستن حوزه پیوند اعضا از مرگ مغزی به مراکز خیریه را بیشتر نمایان میسازد.این امر نباید تنها به بیمارستانهای دولتی محدود شود بلکه اگر اجرای آن توسط انجمنهای خیریه صورت گیرد موفقیت بیشتری در این زمینه حاصل میشود.نظیر این مساله در شیراز انجام شده است.در شیراز به عنوان قطب پیوندی ایران عمده کار توسط انجمن حمایت از بیماران کلیوی صورت میگیرد و تجربه موفقی را شاهد بودیم.در سایر موارد پیوند اعضا نیز از سوی جامعه اعتماد خوبی نسبت به این مراکز خیریه وجود دارد، لذا از این طریق میتوان تعداد اهدا کنندگان اعضا از مرگ مغزی را افزایش داد.

رضایت بازماندگان


کارت اهداء عضو چند سالی است که در ایران به وجود آمده است.این تصور در اغلب افراد وجود دارد که وجود کارت اهداء عضو پس از مرگ کافی است. اما حقیقت این است که همواره برای اهداء عضو پس از مرگ رضایت خانواده شرط اصلی و نقطه آغاز فعالیتها برای اهداء اعضا و پیوند است. در واقع برای جلوگیری از ایجاد این باور غلط که با دریافت کارت اهداء عضو ممکن است فرد را برای دستیابی به اعضاء بدن بکشند یا پزشکان در درمان آنها اهمال کنند این پیش شرط گذاشته شد تا مادامیکه این شرط وجود دارد بسیار مهم است که نزدیکان فرد نیز در جریان این امر خداپسندانه قرار گیرند تا در زمان فوت فرد در خصوص اهداء عضو غافلگیر نشوند و آن را مصیبتی افزون بر از دست دادن عزیز خود ندانند.آگاهی نزدیکان همچنین میتواند سبب شود که زمان برای دسترسی به کارت اهداء عضو از دست نرود.

مدیریت صحیح


با وجود بخشنامه وزارت بهداشت که تمامی بیمارستانها و مراکز درمانی را موظفساخته تمامی موارد مرگ مغزی و افراد مشکوکبه مرگ مغزی را به معاونتهای درمان یا مراجعصلاحیت دار اطلاع دهند متاسفانه برخیبیمارستانها همچنان از این اقدام سر باز میزنند.بههمین دلیل روزانه چندین عضو قابل پیوند بهبیماران نیازمند زیر خاک مدفون میشوند و همچنان هزاران نفر بیمار نیازمند چشم به راه اهدای عضو هستند.
در واقع مشکلات پیوند اعضا از بیماران مرگ مغزی تنها به مسائل فرهنگی و امکانات و تجهیزات محدود نمیشود.همه ما بارها و بارها شاهد تیترهایی در روزنامهها بودهایم مبنی بر اینکه علیرغم رضایت والدین به دلیل ناهماهنگیهای درون وزارت بهداشت پیوند اعضا صورت نگرفته است. رفع این مشکل نه نیاز به فرهنگ سازی دارد و نه امکانات پیشرفته میخواهد؛ تنها و تنها قدری احساس مسوولیت و مدیریت صحیح میخواهد که اگر فراهم شود میتوان امیدوار بود سالانه جان هزاران انسان نجات پیدا خواهد کرد.


علی اخوان بهبهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها