علم کوه تابستان ندارد

حضرت سلیمان ع به خواستگاری بلقیس رفت. بلقیس از سلیمان مکانی درخواست کرد که از همه نقاط عالم بلندتر و سردتر باشد. سلیمان همه جانوران را به جستجوی چنین محلی فرستاد.
کد خبر: ۱۰۸۳۵۲

شب هنگام همه جانوران بازگشتند و خبر دادند نتوانسته اند بلندترین و سردترین نقطه عالم را بیابند. شب شد ولی از هدهد خبری نشد. روز بعد هدهد بازآمد و به محضر سلیمان رسید و گفت: به مکانی رسیدم که تا به حال نشنیده و ندیده بودم ، بسیار بالاتر از دیگر نقاط عالم بود. آنچنان سرد بود که بالهایم یخ زد و توان پرواز نداشتم. پس شب را با مرارت و سختی در میان سنگها گذراندم. چون آفتاب برآمد و یخهایم آب شد، خود را به شما رساندم. سپس سلیمان دستور داد تا تختی بر آن نقطه بیارایند و آن را کابین بلقیس قرار داد. از آن پس این سرزمین رفیع را تخت سلیمان نامیدند همان جا که در جوارش علم کوه سر بر آسمان می ساید. کوهستان علم کوه و تخت سلیمان از دیر باز مورد توجه کوهنوردان ایرانی و خارجی بوده و سالهای زیادی به صورت اسرارآمیزی بر بلندای آسمان بر کوهنوردان فخر فروخته و حسرت صعود بر قله هایش را به دل کوهنوردان گذاشته بود تا این که در سال 1902برای اولین بار خانم استارک از عرض شمالی کوه گذشت. صعود او فتح بابی در تاریخ کوهنوردی ایران است.
پس از وی داگلاس باسک ، کوهنورد و جغرافی دان انگلیسی و بعد از وی دکتر هانس بوبک ، استاد جغرافیای دانشگاه برلین ضمن صعود، موفق به تهیه نقشه و شناسایی قلل و یخچال های منطقه شدند. گروههایی که برای اولین بار موفق به صعود و از دیواره 800 متری جناح شمالی علم کوه شدند، این افتخار ابدی را یافتند تا مسیر طی شده را به نام سرزمین خود در تاریخ ثبت کنند، مثل مسیر آلمانی ها، مسیر فرانسوی ها، مسیر ایتالیا و مسیر لهستانی ها و البته همدانی ها و کرمانشاهی ها. کوهستان علم کوه و تخت سلیمان در جناح شمال شرقی البرز مرکزی و در جنوب شهرستان چالوس قرار دارد و خطالراس مرز طبیعی میان مازندران با تهران است. لذا تفاوت اقلیمی شمال با مرکز و جنوب کشور ناشی از ارتفاع بلند این کوهستان است که بیرحمانه مانع نفوذ و گسترش ابرهای شمالی به مناطق مرکزی کشور می شوند. کوهستان از شمال به کرانه های دریای مازندران ، از شرق به دره رودخانه چالوس ، از جنوب محاط به دره های الموت و طالقان و از غرب به طور سرتاسری به دره جنگلی 3 هزار منتهی می شود. این رشته کوه به دلیل داشتن بیش از 150 قله با ارتفاع بیش از 4000 متر از جمله مناطق مهم برای صعودهای چند روزه از سوی گروههای باتجربه است. بلندترین قله کوهستان ، علم کوه با ارتفاع 4850 متر است که پس از دماوند و سبلان بلندترین قله ایران است که صعود بر بلندای آن آرزوی هر کوهنورد ایرانی است.

کوچ نشینان در طلوع


عزیمت از تهران به علم کوه ، مستلزم عبور از جاده زیبای کرج چالوس و رسیدن به مرزن آباد در حد فاصل 30 کیلومتری شهرستان چالوس است. پس از آن باید وارد جاده کلاردشت شد. مسیر 25 کیلومتری این جاده با طبیعت کم نظیر و بناهای با معماری های متنوع هر رهگذری را شاداب می کند. مشاهده اهالی خونگرم رودمارک ، رودخروشان سردآبرود در میان آبادی و چادرهای مسافرتی ، مسافرانی که از گوشه و کنار کشور به این خطه آمده اند همه را به وجد می آورد.
مهمانسرای فدراسیون کوهنوردی در منتهی الیه رودمارک ، آخرین محل برای پذیرایی از کوهنوردان است تا خود را برای صعود به قله آماده کنند. مهمانسرا تمام امکانات لازم را در اختیار مشتاقان قرار می دهد. دیوارهای سالن غذاخوری پر از تصاویر و نقشه هایی از کوهستان است که مشاهده آنها، کوهنوردان را ساعتها سرگرم می کند. صبح پیش از طلوع آفتاب با وسیله نقلیه به محل ییلاقی به نام ونداربن واقع در جناح شمالی قله نوک تیز پسندکوه می رویم. از اینجا مسیر به 2 قسمت تقسیم می شود. سمت راست و در جهت غرب مسیر دره بریر نام دارد که به سرچال و علم چال در جناح شمالی کوهستان می رود و صعود از این مسیر کاری سخت و طاقت فرسا و نیازمند تجربه و توان جسمانی کافی است. مسیر دیگر در جهت شرق به حصار چال و طالقان می رسد که راهی مناسب و کم زحمت است. ونداربن محل اتصال 2 رودخانه ای است که از سرچال و حصارچال سرازیر می شود و در این منطقه به هم می پیوندند تا رود پر حجم سرد آبرود را تشکیل دهد. برنامه صعود گروه ما مسیر اول است. با خودروهای خاص مثل جیپ و نیسان می توان قسمت دیگری از مسیر را تا گوسفند سرا سواره پیمود و پس از آن پیاده روی ها شروع می شود. مشاهده کوچ نشینان و دامهایشان در طلوع صبحگاهان منظره ای فراموش ناشدنی است. پس از آن دره بریر قرار دارد که بسیار باشکوه و عمیق است. در اعماق دره ، رود چون مار از لابه لای سنگها و دره می خزد و به سمت پایین می رود. پس از یک ساعت در ارتفاعی بالاتر به نام کلنگ لک Kolonglakبه بخش دیگری از رود می رسیم. اینجا آخرین نقطه ای است که می توان به آب دسترسی داشت ؛ لذا قمقمه ها از آب سرد و گوارا پر می شوند. ادامه مسیر که همراه با شیبی تند است ، محشری از گیاهان کوهستانی برپا شده ؛ پیازکوهی ، زنبق ، والک ، لاله و بسیاری از گیاهان و بوته ها به چشم می خورند و از هر گوشه ای آوای پرنده ای به گوش می رسد. کمی بالاتر محلی به نام لیزونک واقع است.
در اینجا چند نقطه خروشان به چشم می خورند که سرچشمه های رودی به همین نام هستند که از دل صخره های کوهستان جوشان به بیرون می ریزند تا به ونداربن می رسند. در طول مسیر قاطرهایی که وسایل جانبی و کوله های سنگین کوهنوردان را حمل می کنند دیده می شوند. مشاهده صاحبان قاطرها که با کمترین امکانات پوششی از جمله کفشهای مندرس روزی یک یا دو بار این مسیر طولانی را با چابکی و چالاکی طی کرده و بلافاصله به رودبارک باز می گردند، تحسین و حیرت همگان را به همراه دارند.
به گروههای کوهنوردی توصیه می شود برای جلوگیری از اتلاف انرژی ، وسایل سنگین خود را در رودمارک به این گروهها بسپارند و با پرداخت مبلغی ، انرژی خود را برای صعود به قله ذخیره کنند.

آفتاب و دیوارهای یخی


پس از 5 ساعت به پناهگاه سرچال در ارتفاع 3800 متری می رسیم. بر سر در ورودی پناهگاه یادبودهایی از کوهنوردانی که در راه فتح قله جان باخته اند نصب شده که دلهره و اضطراب را در کوهنوردان ایجاد می کند ؛ ولی مشاهده تعداد زیادی از کوهنوردان که از گوشه و کنار کشور در اینجا گردهم آمده اند و از خاطرات و صعودهای موفق خود صحبت می کنند، آرامش را به گروهها باز می گردانند پناهگاه سرچال شامل 2 ساختمان با تختهای دو طبقه است که تعداد زیادی کوهنورد را در خود جای می دهند. در کنار پناهگاه یک چشمه آب بسیار سرد و گوارا و در گوشه ای دیگر توالت با حداقل امکانات قرار دارد.
با غروب خورشید دمای هوا بشدت نزول می کند و در نیمه های شب که سکوت کوهستان با نجواهای کوهنوردان در هم آمیخته ، سرمای چند درجه زیر صفر سبب می شود تمام تن پوشهای خود را بر تن کرده و در کیسه خواب ها مچاله شویم. صبحگاه در حالی که ابرها در گوشه و کنار قله ها دیده می شوند، عازم فتح قله می شویم. تابش آفتاب از میانه ابرها به دیواره عظیم و یخی کوهستان مناظر بدیعی را به وجود می آورد و سنگهای بازمانده از دوران سوم زمین شناسی زیر تابش خورشید به رنگهای زیبایی دیده می شوند. گروهی از زمین شناسان کشف فسیل تریلوبیت Trilobitدر این منطقه را نشانه چین خوردگی های ناشی از دوران اول زمین شناسی می دانند. کم کم به یخچال های عظیم علم چال می رسیم. زیر پاها دیگر اثری از سنگ و خشکی نیست و همه جا از یخ و برف پوشیده شده است. در این کوهستان چندین یخچال عظیم قرار دارد که بزرگترین یخچال های طبیعی کشور هستند. مثل علم چال ، هفت خوان ، تخت سلیمان ، خرسان ، چالون و مرجیکش. سنگها آنچنان در میان برف و یخ محاصره شده اند که جدا کردن یک تکه سنگ از بستر یخ کاری غیرممکن به نظر می رسد. هر چه جلوتر می رویم ، دیواره عظیم علم کوه بیشتر خودنمایی می کند و عظمت آن بیشتر به نظر می رسد. این دیواره ها محلی بسیار مناسب برای آماده سازی کوهنوردانی است که قصد صعود به قلل بزرگ هیمالیا را دارند. برای رسیدن به قله سیاه سنگ از شیبی بسیار تند و لغزنده که موسوم به گردنه چالون است ، باید عبور کرد. این مسیر را باید با دقت و احتیاط و صرف انرژی مضاعف طی کرد. پس از 6 ساعت به قله سیاه سنگ در ارتفاع 4600 متری می رسیم که در شرق قله علم کوه قرار دارد. هنگامی که آفتاب به سنگهای قله می خورد، به رنگ سیاه دیده می شوند و بی شک خطرناک ترین قسمت صعود است. در اثر یخبندان های سالهای طولانی ، سنگها قوام و استحکام خود را از دست داده اند و به کلی سست و شکننده شده اند، لذا هرگز قابل اطمینان نیستند. این مسیر طولانی ، مشکل و خطرناک را باید با احتیاط کامل طی کرد تا خطری متوجه کوهنوردان نشود استراحتی کوتاه در این محل و محاسبه ادامه مسیر سبب می شود گروهی از کوهنوردان فتح این قله را انتهای صعود خود قرار دهند و تصمیم به بازگشت به پناهگاه سرچال بگیرند. تا فتح قله علم کوه بیش از 250 متر باقی نمانده ؛ ولی طی این مسیر حدود 2 ساعت را طلب می کند که حکایت از سختی و پیچیدگی مسیر دارد.

پایان 8 ساعت کوهپیمایی


فتح قله علم کوه از مسیر سرچال شاید در زندگی هر یک از ما دیگر تکرار نشود ؛ لذا عزم خود را جزم می کنیم و عازم فتح قله علم کوه می شویم. از سیاه سنگ مسیری طولانی را تراورلس می کنیم تا به جان پناه فلزی و کوچک سیاه سنگ برسیم. به دلیل سرمای مفرط و طولانی حاکم بر کوهستان هیچ نوع پوشش گیاهی در این ارتفاع دیده نمی شود. مقدار زیادی مسیرهای پاکوب دیده می شوند که هر کدام به یکی از قلل متعدد ختم می شوند لذا شناخت مسیر اصلی قله علم کوه توسط راهنما بسیار مهم است. سرانجام پس از 8 ساعت کوهپیمایی طاقت فرسا به قله می رسیم.
سنگهای قله بشدت نامطمئن و غیرقابل اتکا هستند و نباید وزن زیادی بر آنها تحمیل کرد. تعداد اندکی از کوهنوردان که موفق به صعود به قله شده اند، خدای بزرگ را نیایش می کنند. علم کوه دارای دو شاخک است. شاخک شرقی و شاخک غربی که کوهنوردان ایرانی آن را سوزنی یا انگشت خدا می نامند. از راس قله ، 3 یخچال عظیم را در اعماق کوهستان می توان مشاهده کرد. علم چال در شمال ، هفت خوان در غرب و خرسان در جنوب. در صورت مساعد بودن هوا می توان قلل دماوند و آزادکوه را در شرق به وضوح دید. قلل تخت سلیمان ، سیالان ، شاه البرز، کرماکوه ، گردونکوه و هفت خوان با ارتفاعی کمتر به خوبی مشاهده می شوند. گروهی از کوهنوردان از علم کوه با صفت وحشی یاد می کنند که ناشی از شرایط خاص و خطرناک حاکم بر این کوهستان است. سرما غافلگیرمان می کند ما که خود را برای صعودی تابستانی آماده کرده بودیم ، کم کم در اثر سرمای حاصل دستهایمان بی حس و سر و صورتمان سوزش سرما را حس می کنند. دانه های برف که به آرامی در اطرافمان می نشینند، غافلگیرمان کرده است. هر لحظه بر شدت بارش برف و وزش طوفان افزوده می شود. لذا بسرعت قله را ترک کرده و از جناح مخالف یعنی از جنوب به سمت دشت حصارچال حرکت می کنیم. کولاک دانه های برف را به چشمانمان می نوازد به گونه ای که شناسایی ادامه مسیر با تاخیر انجام می شود. در حالی که بسیاری از شهرهای کشورمان حتی در فصل زمستان در حسرت بارش نزولات آسمانی هستند، ما در میانه تابستان از شدت سرمای حاصل از بارش برف بر خود می لرزیم و گاهی به زیر صخره ها پناه می بریم ، ولی بارش برف بی امان ادامه دارد. شرایط پیش آمده در مرداد ماه موجب حیرت و لذت کوهنوردان شده است. معروف است که علم کوه تنها 2 فصل دارد ؛ 10 ماه زمستان و 2 ماه بهار که آن هم در میان تابستان است.
با ادامه مسیر به دشت حصار چال می رسیم ، بهشتی فراموش نشدنی و مرتفع در ارتفاع 3700 متری که در اطراف آن یخچال عظیم مرجیکش (merjikesh)، دو برکه آب دائمی ، چشمه ها و جویبارهای زیادی دیده می شوند. به دلیل کاهش ارتفاع ، دانه های برف جای خود را به دانه های درشت تگرگ داده اند. به همین دلیل تعدادی از اعضای گروه به دلیل خستگی مفرط ناشی از خیس شدن لباسها و کوله هایشان توان ادامه مسیر را از دست داده و قادر به حمل کوله های خود نیستند. لذا آقای سالکی یکی از اعضای قوی و تنومند گروه با توان مضاعف خود حمل کوله های افراد خسته را به عهده می گیرد. در ادامه مسیر به تنگه گلو و خرم دشت و سپس به استراحتگاه حصارچال می رسیم.
مدت زمان فرود حدود 4 ساعت طول می کشد در حالی که در تمام طول مسیر زیررگبار بارش برف و تگرگ بوده ایم. نکته ای که در صعود به علم کوه باید در نظر داشت ، این است که انرژی صرف شده برای صعود و فرود تقریبا یکی است و به دلیل شرایط خاص و طبیعت حاکم بر منطقه ، مسیر فرود زحمتی کمتر از صعود ندارد.

زمان صعود


نیمه دوم تیر تا پایان مرداد بهترین زمان صعود به علم کوه است و صعود در غیر این زمان از هر مسیر دشوار و خطرناک است و خاص گروههای حرفه ای است ، هوای کوهستان در زمستان به 40 درجه زیر صفر می رسد و طوفان های بزرگی به همراه دارد.




محمد پورزادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها