ساعت 23 بیستم شهریور امسال ماموران کلانتری 126 تهرانپارس در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام کردند یک پدر، دو دخترش را به قتل رسانده و سپس خودکشی کرده است.
بر اساس اظهارات ماموران، عامل جنایت با خواهرش تماس گرفته و اعلام کرده بود پس از به قتل رساندن دو دخترش، در منزلشان با سیانور خودکشی کرده است که ماموران در صحنه جرم حاضر شده و عامل جنایت درحالیکه نیمهجان بود با اورژانس به بیمارستان تهرانپارس منتقل شد که در آنجا فوت کرد.
با حضور بازپرس در محل جنایت مشاهده شد اجساد غرقه به خون دو دختر 17 و 25 ساله به نام سوگند و سولماز در حالیکه با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدهاند، داخل آشپزخانه افتاده است همچنین یک قمه که جنایت با آن انجام شده بود، داخل آشپزخانه کشف شد.
در ادامه تحقیقات، کارآگاهان با دستنوشتهای روی تلویزیون مواجه شدند که قاتل در آن عنوان کرده بود به خاطر اختلافاتی که با همسر و برادران همسرم داشتم این کار را انجام دادم، برادرهای همسرم در زندگی من دخالت کرده و باعث شدند تا به من خسارات مالی وارد شود.
کارآگاهان در ادامه بررسیها سراغ همسایههای مقتولان رفتند که یکی از آنها در اظهاراتش به بازپرس گفت: حدود ساعت 20و30 دقیقه با صدای«بابا، بابا»یکی از دخترها تا مقابل در خانه آنها آمدم، اما صدا قطع شد و به منزلمان برگشتم.
بررسیها در رابطه با این پرونده نشان داد که مادر این دو دختر حدود 40 روز قبل منزل را ترک کرده و به خانه رفتوآمد نداشته است.
به گزارش تسنیم، دیروز مادر و دو دایی سوگند و سولماز در دادسرای امور جنایی تهران حاضر شدند. مادر این دو دختر در اظهاراتش به بازپرس گفت: من و شهرام 26 سال با هم زندگی کردیم، اما مدام با هم اختلاف داشتیم، شهرام بارها مرا کتک زده و حتی تهدید کرده بود که روی من اسید میپاشد، او بارها شده بود که آب جوش، قابلمه برنج، آش و... را روی من ریخته بود، اما هیچ موقع از او شکایت نکردم. جنجالهای زندگی من و شهرام از زمانی بیشتر شد که در خانه مادر وی ساکن شدیم؛ مادر شهرام فوت کرده بود و دو دانگ از منزل مادرش به نام او بود که ما به این خانه نقل مکان کردیم. من تصمیم گرفتم از شهرام جدا شوم و به او گفتم که نفقه و مهریه نمیخواهم اما طلاق مرا بده که به دادگاه رفتم و برای جدایی از شهرام اقدام کردم.
مادر سوگند و سولماز درباره دستنوشته شهرام بعد از ارتکاب جنایت به بازپرس گفت: حقیقتش این است که شهرام 20 میلیون تومان به برادرم داده بود و چون برادرم در کار خرید و فروش خودرو بود از وی خواسته بود با آن پول کار کند و به وی سود بدهد که برادرم ماه به ماه، سود پول شهرام را به او میداد، البته پنج میلیون تومان از این پول را نیز پدرم بابت رهن خانه به من و شهرام داده بود، هر زمان که شهرام با من دعوا میکرد به برادرم زنگ میزد، فحاشی میکرد و میگفت پولش را میخواهد اما زمانیکه رابطه من و او بهتر میشد، دوباره میگفت پولش را نمیخواهد و پول دست برادرم بماند، آخرین بار نیز که اصرار داشت پولش را پس بگیرد به او گفتم برادرم در حال حاضر پولی ندارد که به تو بدهد، اما قصد ندارد آن را بالا بکشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم