یوسف غروی قوچانیاز هفته گذشته تاکنون ، تهران به یکی از محورها و کانون های رایزنی و مذاکرات سیاسی در سطح منطقه و جهان مبدل شده است . جدا از تماسهایی که مقامات عالی رتبه کشورهای دیگر با مسوولان ایرانی ، ازجمله رئیس جمهوری برقرار کردند و راجع به آخرین تحولات به مشورت و تبادل نظر پرداختند، هم اینک تهران میزبان وزیر خارجه انگلیس است که به عنوان بالاترین مقام انگلیسی که بعد از پیروزی انقلاب از کشورمان دیدن می کند، محسوب می شود. موضوعی که اینک از نگاه ناظران سیاسی و پیگیران تحولات اخیر پوشیده نمانده ، این است که ایران چه کنش سیاسی در مواجهه با بحران جاری در پیش خواهد گرفت . علاوه بر آن ، این پرسش مطرح است که آیا بحران کنونی که ناشی از تصمیم هیات حاکمه آمریکا برای لشکرکشی به منطقه و حمله به پایگاه های سازمان "القاعده " و رهبر آن - یعنی اسامه بن لادن - است، ربطی به کشورمان پیدا میکند یا خیر؛خوشبختانه ، در همان روزهای آغازین وقوع عملیات تروریستی در امریکا، مسوولان کشور، ازجمله رئیس جمهوری عکس العمل مقتضی و مطلوب را در قبال این رویداد نشان داده و مواضع رسمی ایران را به موازات واکنش های جهانی ، به طور شفاف بازتاب دادند و در این میان ، رهبر فرزانه انقلاب ، دیدگاه های اصولی و بنیادین کشورمان و همچنین نظرگاه های متقن و جامع اسلام را در قبال چنین حوادثی بیان داشتند و بدین ترتیب برای کسی شکی باقی نماند که ایران اسلامی ، راه و روشی را که در مواجهه با این بحران در پیش خواهد گرفت که با پیشینه عمیق فرهنگی و سیاسی و همچنین تجربه های تلخ و شیرین گذشته ، ربط مستحکمی دارد؛ بویژه این که مواضع ایران ، به عنوان ام القرای جهان اسلام ، قابل الگوگیری برای مجامع مردمی و اسلامی پراکنده در نقاط مختلف جهان اسلام بوده و تاثیر قابل اعتنا بر تصمیم و عزم هیاتهای حاکمه در کشورهای اسلامی بر جای میگذارد.در این میان ، نکته ای که رخ می نماید، این است که آثار مشهودی در تنظیم چارچوب های سیاسی کشور در مواجهه با بحران جاری از ناحیه دستگاه های ذی ربط به چشم می خورد که این امر، حاشیه قابل ملاحظه ای برای بروز دیدگاه های جناحی در روابط فرامرزی ایران به وجود آورده است . این دیدگاه ها، بویژه در مواقع حاد و بحرانی ، ظرفیت ترسیم فضایی مخدوش و نامنظم از فرآیند تصمیم سازی کشور و برجسته کردن عدم یکپارچگی در اتخاذ تصمیم را دارد و به همین دلیل، باید بشدت از آن احتراز شود.برخی مواضع عناصر ناپخته سیاسی در داخل نیز سیگنال هایی برای عناصر خارجی می فرستادند که گویی اگر جمهوری اسلامی ایران مخالف حرکت های تروریستی است به معنای تایید اقدامات تلافی جویانه نظامی و بدون مدرک امریکا در منطقه وحمایت ضمنی از ائتلاف ضد تروریسم ) با معنی امریکایی آن ( است ، حال آنکه مواضع صریح رهبری و مسوولان عالیرتبه نظام برای همه جهانیان ، متانت دیپلماسی ام القرای جهان اسلام را تصریح کرد .هم اینک ، خیلی از کشورها - ازجمله چند کشور همسایه ما - با توسل به افکار عمومی و جلب نظر احزاب سیاسی ، توانسته اند موضع خود را در قبال تهاجم امریکا و انباشت کم نظیر قوای نظامی این کشور در پایگاه های پراکنده در پیرامون ایران مشخص کنند و این در حالی است که هنوز در برخی از رسانه های خبری ما، ردپایی از دیدگاه های جناحی و گروهی دیده می شود که کمترین تناسبی با مواضع رسمی و اعلان شده نظام ندارد. چنین موضوعی می تواند بسترساز ایجاد شکاف در فرآیند تصمیم گیری و نفوذ محافل خارجی از طریق تاثیرگذاری در حلقه تصمیم گیری شود و به همین دلیل ، سفر وزیر خارجه انگلیس به ایران ، باوجود این واقعیت صورت می گیرد که مواضع رسمی و شفاف کشورمان در قبال هرگونه تهاجم احتمالی نظامی امریکا و محکومیت آن اعلام شده است . این امکان برای انگلیسی ها وجود داشت که مانند گذشته ، سفر وزیر خارجه شان را به تهران به تعویق بیندازند؛ اما نباید از ذهن دور داشت که طمع و چشمداشت برخی از محافل خارجی به روزنه هایی که در اثر طرح مواضع ناهمسو و ناهمخوان درباره بحران جاری ایجاد گشتند، در اعزام شتابزده مقامات خارجی به تهران بی تاثیر نبوده است . با این حال ، برخورداری از نظام فکری منسجم و یکپارچه درباره مسائل اخیر، می تواند هرگونه استدلال خارجی ها درباره ضرورت همنوایی ایران با تحرکات امریکا در منطقه را بی اثر و فاقد پایه های لازم کرده و در عین حال همگان را به بالا بردن آستانه تحمل و درگیر ساختن سازمان ملل - به عنوان تبلور اراده جهانی - در بحرانی که امریکا به راه انداخته است، متقاعد کند.نباید شک کرد، آزمونی که اینک ایران تجربه می کند، به قدری ظریف و شکننده است که عبور سلامت آمیز و توام با موفقیت از آن ، کارنامه درخشان فداکاری ها و حماسه سازی های مردم ایران را با فصل زرین دیگری مواجه میسازد.