فریدون زندی در جام‌جم:

به‌موقع از فوتبال خداحافظی‌کردم

فریدون زندی را همه با بازی‌های خوبش در تیم ملی و استقلال به یاد می‌آورند. او در بدو ورود به تیم ملی، بی‌اندازه محبوبیت داشت؛ محبوبیتی که گاهی برایش دردسرساز می‌شد. زندی به اعتقاد بعضی‌ها زود از فوتبال کنار رفت و بعد از آن مصدومیت سنگین‌اش می‌توانست دوباره بازگردد ولی نتوانست با استقلال قرارداد ببندد و به همین دلیل برای همیشه استوک‌هایش را آویخت. زندی که هفته گذشته برای سه روز به تهران آمد، در جام‌جم هم مهمان ما بود... خواندنی‌های گفت‌وگوی 2ساعته ما با ستاره سابق تیم ملی را می‌خوانید:
کد خبر: ۱۰۷۸۷۹۱

از مربی کوچک حرف ‌شنوی ندارند

این‌که بتوانم به بوندس‌لیگا برسم و سرمربی شوم واقعا سخت است و قابل پیش‌بینی نیست. الان حتی بازیکنان بزرگ فوتبال آلمان هم شانس زیادی برای سرمربیگری در بوندس‌لیگا ندارند. انگار مربیگری و بازیگری کم‌کم از هم جدا می‌شوند. این یعنی دلیل نمی‌شود چون شما بازیکن خوبی بوده‌ای، می‌توانی مربی هم بشوی. چنین مساله‌ای حداقل در فوتبال آلمان وجود ندارد. شما نگاه کنید سرمربی هوفنهایم چقدر جوان است. سرمربی شالکه هم بسیار جوان است. اینها فوتبال بازی نکرده‌اند و از سنین پائین به مربیگری روی آورده‌اند. البته من معتقدم این مربیان در حال حاضر نمی‌توانند در باشگاه‌های بزرگ کار کنند، چون بازیکنان بزرگ از آنها حرف‌شنوی ندارند و زمان می‌برد تا بتوانند باتجربه شوند و سن‌شان هم بالا برود. در هوفنهایم شما ستاره‌ای نمی‌بینی و به خاطر همین مربی کارش راحت است ولی تصور کنید همین مربی به بایرن برود؛ آیا بازیکنان بزرگ حرفش را گوش می‌کنند؟

دلم تنگ می‌شود

دلم برای ایران خیلی تنگ می‌شود. مدتی از ایران دور بودم و واقعا وقت نمی‌کردم بیایم، ولی فرصت کوتاهی دست داد و توانستم به ایران بیایم. سه روزی هم در تهران هستم (او تهران را ترک کرد و رفت). تلاش می‌کنم از این به بعد بیشتر به ایران بیایم. دلم واقعا برای همه تنگ می‌شود، مخصوصا اقوام و دوستانم. این بار به تهران آمدم و مجتبی جباری و منتظری را دیدم. همین‌طور آرش برهانی و محمد محمدی را. خیلی دوست داشتم به تمرین استقلال هم بروم ولی نشد.

می‌توانستم به بوخوم بروم

من یکی از بازیکنانی هستم که در فوتبال ضربه خوردم و شاید مقصر اصلی خودم بود. مثلا وقتی از باشگاه کایزرسلاترن جدا شدم، از چند باشگاه از جمله بوخوم پیشنهاد داشتم ولی باشگاه اشتوتگارت هم من را می‌خواست. می‌توانستم خیلی راحت به بوخوم بروم و قرارداد ببندم، ولی به من گفتند صبر کن تا وضعیت اشتوتگارت مشخص شود. اینقدر منتظر ماندم تا بوخوم بی‌خیال و اشتوتگارت هم کنسل شد و بدین ترتیب مجبور شدم مدتی از فوتبال بیرون بمانم.

الگویی ندارم

من کسی را به عنوان الگوی خودم در مربیگری ندارم. قطعا بعضی مربیان را دوست دارم ولی معتقدم شما با توجه به بازیکنانت، ترکیب را می‌چینی.

در واقع قدرت انتخاب شما بستگی به این دارد که چند بازیکن دارید و چطور می‌توانید از آنها استفاده کنید. وقتی شما مهره‌های هجومی خوبی ندارید، نمی‌توانید حمله کنید. پس باید ابتدا نگاه کنی در تیمت چه بازیکنانی داری.

دنبال یادگیری هستم

راستش من در حال حاضر فقط و فقط به‌دنبال یادگیری هستم و به این فکر نمی‌کنم که بخواهم به ایران بیایم و سرمربی شوم. از جایی که هستم راضی هستم و در کارم استقلال دارم. در تیم جوانان سنت پائولی واقعا شرایط کار برایم مهیاست و حتی این شانس را دارم که به کادر بزرگسالان بروم. اینجا جای پیشرفت وجود دارد و شما هر چقدر خوب باشید به همان اندازه موقعیت در اختیارتان قرار می‌گیرد.

باید 17،18 سالگی بروند اروپا

بازیکنان جوان ما باید به اروپا بروند. این بهترین راه برای پیشرفت بیشتر است. همان‌طور که می‌دانید در ایران به بازیکنان جوان نسبت به اروپا بهتر پول می‌دهند. بازیکنی که در فوتبال ما پدیده شده قرارداد بالا می‌بندد ولی اگر به اروپا بیاید، پول کمی دریافت می‌کند. شاید این مساله باعث ‌شود اکثر آنها تصمیم بگیرند در ایران بمانند، ولی هر بازیکنی که به اروپا برود، می‌تواند پیشرفت کند. بهترین تصمیم را سردار آزمون گرفت. الان شکاری هم به روسیه رفته است. وقتی بازیکن 18 ـ‌17 ساله است باید به اروپا برود ولی اگر سن و سالش بالا برود دیگر برایش سخت است ترانسفر شود، چون در سن و سال کم بازیکن قدرت یادگیری دارد نه وقتی که 24 ساله شده است.

نوری را در هتل تیم ملی دیدم

من و الکساندر نوری از قدیم همدیگر را می‌دیدیم. یعنی این‌طور نبود که با هم رفت و آمد داشته باشیم ولی سلام و علیک داشتیم و همدیگر را می‌دیدیم. یادم هست آن موقع‌ها تمام بچه‌هایی که بازی‌شان خوب بود یک جا جمع می‌شدند. آلکساندر آن موقع در تیم جوانان وردربرمن بازی می‌کرد. چند بار او را دیدم. یک بار هم یادم هست، تیم ملی در دوران آقای برانکو در هتل استقلال اردو داشت که من نوری را در هتل دیدم. او همراه با آقای فاضلی(مدیر برنامه‌های مهدوی‌کیا) آمده بود.

همه تلاش می‌کنند استقلال نتیجه بگیرد

قطعا شرایط استقلال بهتر می‌شود. من زیاد در جریان اتفاقات باشگاه نیستم ولی می‌دانم همه تلاش می‌کنند
تیم نتیجه بگیرد.

آقای منصوریان هم در استقلال خیلی تلاش کرد. او از دوستان خیلی خوب من است و تصور می‌کنم اگر می‌ماند، می‌توانست موفق شود.

او مربی خوبی است و قبلا این را نشان داده است. قطعا امسال مشکل‌شان در مسائل بدنی بود. وقتی تیمی شروع خوبی ندارد یعنی از نظر بدنی مشکل دارد. استقلال سال قبل هم این مشکل را داشت.

به‌موقع رفتم

فکر می‌کنم به‌موقع از فوتبال خداحافظی کردم و تصمیم درستی گرفتم. البته بعضی‌ها می‌گویند من می‌توانستم دو سه سال دیگر بازی کنم ولی نه، اتفاقا به موقع کنار کشیدم.

خب، می‌خواستم سال آخر در استقلال بازی کنم و بعد با پیراهن تیم محبوبم کنار بروم ولی نشد. حتی صحبت شد به استقلال بروم ولی لحظات آخر منتفی شد.

حتما در این مساله هم حکمتی بود. بعدا فهمیدم شاید بهتر شد این اتفاق نیفتاد.

همه‌اش خاطره شیرین است

در جام ملت‌های 2007 بازیکنان خوبی در اختیار داشتیم و همه می‌خواستیم تیم موفق شود، ولی نتوانستیم به قهرمانی برسیم.

همه به من می‌گویند تو بهترین بازی‌های ملی‌ات را در آن تورنمنت برای تیم ملی انجام دادی. آن موقع من در پست تخصصی‌ام بازی نمی‌کردم و دفاع چپ بودم.

همیشه خاطره خیلی شیرینی از حضور در تیم ملی ایران دارم و واقعا تصمیم درستی گرفتم. می‌توانستم بیشتر هم در تیم ملی بمانم، ولی خودم نخواستم. وقتی کی‌روش من را دعوت کرد، سن و سالم نسبتا بالا و برایم سخت بود در آن سن و سال نیمکت‌نشین باشم. این مساله را با کی‌روش در میان گذاشتم و از تیم ملی جدا شدم. اختلافی بین ما وجود نداشت. همین حالا هم معتقدم او مربی بزرگی است و واقعا به فوتبال ایران خدمت کرده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها