تصمیماتی که در بخش سیاست خارجی و اقتصاد بینالملل توسط ترامپ رئیسجمهور آمریکا اعلام میشود حاصل ساعتها تفکر در اتاق فکر این کشور است و اینگونه نیست که در یک شب تصمیماتی علیه یک کشور اعمال شود و قصد داشته باشد به صورت شخصی به مسائل بزرگ برخورد کند. شنیدن صحبتها و مشاهده رفتارها این نتیجه را نشان خواهد داد که همه قصد آمریکا در نفوذ به اقتصاد است. البته اخیرا نخبگان این کشور با سیاستهای اجرایی ترامپ اعلام مخالفت کردند اما ترامپ مجری تفکرات مشاورانش که هم فکر خودش هستند است. ترامپ با پشتوانه فعالیتهای اقتصادی خود درک نسبتا خوبی از فضای اقتصادی جهان دارد، ولی بررسی شعارهای او در زمان انتخابات ریاست جمهوری نشان داد تحت تاثیر نگاه پوپولیستی است. ترامپ مردی است که حداقل 4 دهه در عرصه اقتصاد (کسب درآمدهای کلان از بازار املاک) حضور داشته، اطلاعات و دانش اقتصادی دارد. اتفاقا همین یک مولفه باعث شده تا در برخی تحلیلها او را مردی اهل معامله و مذاکره قلمداد کنند که حداقل براساس منطق سود و زیان میتواند تصمیمگیری کند. البته رفتارهای خلاف عرف او طی دوران تبلیغات نشان داد رئیسجمهوری جدید آمریکا مردی کمتر قابل پیشبینی است. در چنین شرایطی تصور اینکه حضور او به صرف فعالیتهای شخصی و پیشین میتواند به نفع اقتصاد جهانی باشد، تحلیلی چندان پایدار نیست، چراکه نسبت روشنی بین او و کارآفرینان دردکشیده یا طرفداران اقتصاد آزاد وجود ندارد. رفتاری که اکنون از ترامپ شاهد هستیم ریشه اقتصادی داشته و قصد دارد با این روش به همه کشورها نفوذ کافی را داشته باشد. در حال حاضر کره شمالی را تهدید به جنگ نظامی کرده اما همه نمیدانند که این کار را برای مقابله با چین کرده است. چین 90 درصد نیازهای اقتصادی کره شمالی را بر طرف میکند و تهدید کره شمالی به نوعی تهدید چین به حساب میآید و آمریکا قصد دارد از این طریق اقتصاد چین را بر هم بریزد تا بیشتر در خاورمیانه حضور داشته باشد.
دستیابی به منافع اقتصادی خارج از ایران
اکنون در مورد ایران بحث سیاسی استفاده میکند تا منافع اقتصادی را بیرون از مرزهای ایران به دست بیاورد و قراردادهایی با کشورهای همسایه ایران مانند عربستان سعودی منعقد میکند تا به اهداف خود برسد. آمریکا ایران را خطرناک و تروریست نشان میدهد و میخواهد تا از منابع مشابه ایران در کشورهای دیگر بهره ببرد. به بیان بهتر هدف اصلی آمریکا الان ایران است و قصد دارد به اهداف اقتصادی خود برسد. در مورد کشورهای دیگر هم همین موضوع مصداق دارد اما نقاب سیاست را میزنند تا چهره اقتصاد پنهان بماند. نباید فراموش کرد که اقتصاد برای آمریکا از اهمیت بالایی برخوردار است. حرکتی که آمریکاییها انجام داده نشان میدهد نفت حرف اول انرژی را خواهد زد و در این زمینه برنامهریزیهای زیاد و کلانی انجام شده است. به نظر میرسد ترامپ از آینده اقتصادی کشور خودش ترس دارد و بعضا برخی اقدامات را به صورت احساسی انجام میدهد. همه افرادی که در اتاق فکر آمریکا هستند همفکر ترامپ هستند.
اقدام مناسب ایران
برخی از کارشناسان معتقدند که ایران برای کنترل ترامپ باید به منافع ترامپ توجه کند اما به نظر میرسد بهترین راهکار در این زمینه توجه به منافع اقتصادی ایران است. تصمیماتی که تاکنون برای ایران اتخاذ شده خیلی اقتصادی و ملی نبوده و بیشتر رنگ سیاسی داشته و باید این رویه با تغییراتی همراه باشد. از سوی دیگر، اقتصاد ایران بشدت تحت تاثیر مولفههای دیگر مانند گسترش فساد سیستماتیک و فقدان بهرهوری است. در حال حاضر بحرانهای ناشی از شکاف عمیق درآمدی و فقر گسترده در طبقات محروم جامعه که جمعیت قابل توجهی را درگیر کرده جامعه ایرانی را آزار میدهد. همزمان با این جریان و تحت تاثیر کاهش سرمایهگذاری و رکود حاکم بر اقتصاد ایران، بحرانهایی مانند اعتیاد، فروپاشی خانواده و بیکاری نیز تعمیق یافته است. قطعا اصلاح روابط سیاسی ایران با کشورهای جهان در بهبود روندها و گسترش ارتباط توسعه محور موثر است، ولی هیچ کدام از این مشکلات، تنها با بهبود رابطه با آمریکا حل نمیشود و ریشه مشکلات در مدیریت اقتصاد ایران دارد نه تحریمهای خارجی. مساله اقتصاد ایران فقدان وفاق ملی برای اصلاح روندها و ساختارها است؛ اگر این مشکل حل نشود، وضعیت تغییر نخواهد کرد. امروز که جهان روند پیشبینیپذیری خود را از دست داده ما میتوانیم با خردگرایی و اعتدال و البته توجه ویژه به عقل، علم و عدالت، کشور را به سمت وفاقی ملی برای بهبود وضعیت اقتصادی و سرمایهگذاری پیش بریم.
استفاده از ابزار تحریم
اینکه آمریکا برای پیشبرد اهداف خود در مورد ایران از ابزار تحریم استفاده میکند و اکنون هم قصد خروج از برجام را به بهانه اینکه این قرارداد یک طرفه است دارد این خواهد بود که پای منافع اقتصادی در میان است. در طول سالهای گذشته کوتاهیهای زیادی در این مورد انجام شده و اگر منافع اقتصادی ملی ایران در نظر گرفته میشد اکنون هیچ کشوری نمیتوانست ایران را تهدید کند. اجرای اقتصاد مقاومتی در طول سالهای گذشته با ضعف زیادی انجام شده و از 20 سال پیش تاکنون همیشه ایران خود را به کشورهای دیگر وابسته کرده در حالی که باید به سمت خودکفایی محصولات استراتژیک میرفت تا ابزار تحریم بیاثر شود.
اقدامات صبورانه و متقابل
از زاویه دید داخلی، اقتصاد ایران برای رشد، گرفتار سیاست و فرهنگ است و تا این دو حوزه در سطح کلان روندی اصلاحی به خود نگیرند، فضا برای تکامل اقتصاد مهیا نمیشود. سیاست باید فضای اعتدالی و آرامی برای فعالیتهای اقتصادی مهیا کند و فرهنگ نیز میتواند کارآفرینی را به ارزشی اطمینان بخش برای جامعه ایرانی بدل سازد. در سطح دیگر وضعیت فضای کسب وکار در ایران به شکلی است که میتوان آن را آسیب اول قلمداد کرد. معضلات فضای کسب و کار ایران را باید در دو گروه دستهبندی کرد: گروه اول به مشکلات ساختاری مانند وضعیت نظام ارزی، نظام مالیاتی، نظام تامین اجتماعی و نظام بانکی مربوط میشود. وضعیت حاکم بر این بخشها موجب شده که طی سالهای گذشته رشد سرمایهگذاری در کشور منفی شود و همزمان با بی میلی سرمایهگذاران داخلی برای توسعه کسب و کارها، انگیزهای برای سرمایهگذاران خارجی نیز ایجاد نشود.
ایران و آمریکا از نظر اقتصادی قابل مقایسه نیستند. آمریکا کشوری دارای فناوری و ایران کشوری نیازمند به فناوری است. اکنون آمریکا ایران را تهدید میکند که از قرارداد بینالمللی برجام خارج خواهد شد و ترامپ اعلام کرده که ایرانیها نمیتوانند به آمریکا وارد شوند اما اگر ایران در مقابل بتواند سرمایهگذاری مستقیم آمریکاییها را به شرط انتقال فناوری داشته باشد قطعا این سرمایهها نقش گروگان در پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی ایران خواهد بود. آمریکا خیلی علاقه ندارد که اروپاییها در ایران حضور داشته باشند و اگر بتوانیم پای کشورهای تراز اول اروپایی را به ایران باز کنیم قطعا میتوانیم شاهد سرمایهگذاری آمریکا در کشور باشیم. اینکه آمریکاییها به ایران سرمایه بیاورند خیلی هم بد نیست و همین موضوع میتواند در اجرای برجام تاثیر داشته باشد اما بعید است که آمریکا خیلی اجازه چنین کاری را به سرمایه داران خود دهد. به عنوان یک قاعده کلی آن چیزی که گفته میشود این است که هرچقدر رفتار خارج از عرف و قاعده بینالمللی ترامپ نسبت به ایران یا برجام انجام شود، باعث نزدیکی ایران با اتحادیه اروپا و دیگر کشورها از جمله چین و روسیه خواهد شد. این منطق بر روی کاغذ درست به نظر میرسد که اگر ترامپ برجام را نقض کند ایران میتواند به عدم پایبندی آمریکا به این توافق استناد کند و طبیعتا میتوانیم تعامل با کشورهای اروپایی و دیگر کشورها را بیشتر کنیم اما باید دقت کنیم که اگر آمریکاییها بخواهند میتوانند فشارهای زیادی را به متحدین خود در اروپا و حتی روسیه بیاورند و از تداوم تجارت با ایران ممانعت کنند، چرا که نظام اقتصادی دنیا مبتنیبردلار است و اگر بخواهیم هرگونه تعامل خارج از سیستم نظام مالی دلار و بانکهای آمریکایی انجام دهیم بسیار دشوار و هزینه بر خواهد بود. هرچند برروی کاغذ و به شکل کلی این گزاره درست به نظر میرسد که ممکن است روابط ایران با این کشورها توسعه پیدا کند اما باید محدودیتهای آن را هم لحاظ کنیم و قطعا اگر اروپاییها با آمریکا دچار مشکل شوند اهرم چانهزنی آنها نسبت به آمریکا تضعیف خواهد شد. از سوی دیگر نقض برجام از سوی آمریکا توسط ایران در مجامع بینالمللی باید پیگیری شود تا زمانی که از برجام خارج شد همه کشورهای جهان آگاه باشند که چه کشوری مقصر اصلی ماجراست.
دکتر آلبرت بغزیان/ اقتصاددان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم