پاتک پلیس به اراذل و اوباش

فرمانده انتظامی تهران بزرگ از دو هفته کار اطلاعاتی پلیس امنیت و 85 عملیات برای دستگیری 213 نفر از اراذل و اوباش پایتخت خبر داد.
کد خبر: ۱۰۶۹۸۰۸

به گزارش جام‌جم، سردار حسین رحیمی دیروز در جمع خبرنگاران گفت:‌ شامگاه یکشنبه، پس از حدود دو هفته کار اطلاعاتی، پلیس عملیات تهران بزرگ در 85 عملیات در نقاط مختلف تهران به محلات و پاتوق‌های اراذل و اوباش پاتک زده و 213 نفر از آنها را دستگیر کردند.

فرمانده انتظامی تهران بزرگ درباره اتهام این افراد گفت:‌ متهمان دارای جرایمی همچون تخریب اموال، عربده‌کشی، درگیری مسلحانه، زورگیری، مزاحمت برای نوامیس، نگهداری و خرید و فروش سلاح، نگهداری و خرید و فروش مواد مخدر و... بودند.

وی با بیان این مطلب که میانگین سنی دستگیرشدگان 25 تا 30 سال است، بیان کرد: از دستگیرشدگان ده دستگاه خودروی دودزا، انواع و اقسام تجهیزات مانند میخ برای ممانعت از تعقیب خودروهای پلیس و تعدادی سلاح جنگی، شکاری و سلاح سرد ازجمله قمه، ساطور و شمشیر کشف و ضبط شد. در این عملیات، یک کارگاه پایپ‌سازی که 500 مشتری ثابت داشت، شناسایی و منهدم شد.

یکی دیگر از این کشفیات انواع مشروبات الکلی بود که در میان آنها یکی از این شیشه‌ها، شیشه‌ای طلایی بود که به گفته تعدادی از دستگیر شدگان، حاوی یکی از گران‌ترین مشروبات الکلی بوده و در تولید آن از براده‌های طلا استفاده شده است.

از آزار پسربچه تا خودکشی قربانی

سعی می‌کند لفظ کلام صحبت کند و خودش را آشنا به قانون نشان دهد. یک ماه قبل به خاطر درگیری دستگیر شد، اما ماموران می‌گویند آزار پسربچه‌ای از سوی او باعث شده قربانی‌اش خودکشی کند. پسر جوان این موضوع را قبول ندارد و می‌گوید: من تبرئه شدم. او به خاطر شکست عشقی و اذیت‌های مادرش خودکشی کرد.

چند سال داری؟

24 سال.

بچه کجایی؟

جنوب تهران.

به چه اتهامی دستگیر شدی؟

درگیری با بچه‌محل‌هایم. در محله ما سه برادر بودند که موادفروشی می‌کردند. وقتی از زندان آزاد شدم، سراغ من آمدند و گفتند، فکر نکن که از زندان آزاد شدی خیلی بزرگ هستی. من هم عصبانی شدم و آنها را با چاقو زدم.

در پرونده‌ات آزار پسربچه‌ای و خودکشی او پس از آزار است. درباره آن توضیح بده.

من فقط او را مورد ضرب و جرح قرار دادم. در دادگاه کیفری یک محاکمه و از اتهام تجاوز به عنف تبرئه شدم. البته تجاوز به عنف برای زنان است. در پرونده من پسربچه‌ای بود که اتهام لواط بود. طبق قانون مجازات آن هم اعدام است، اما من در دادگاه کیفری یک تبرئه شدم. به خاطر ضرب و جرح هم به یک سال حبس محکوم شدم که حبس آن را کشیدم.

پس چرا خودکشی کرد؟

ببینید کسی که بخواهد خودکشی کند، سه روز بعد یا در نهایت یک هفته بعدش خودکشی می‌کند. او یک سال و نیم بعد خودکشی کرد. من می‌دانم با دوست دخترش مشکل داشت و خودکشی کرد. در اینستاگرام هم همیشه مطالبی می‌گذاشت که نشان می‌داد با مادرش مشکل دارد.

سلطان شیشه نیستم

در میان جمعیت مسن‌ترین فرد دستگیر شده است. هیکل چاقش را روی زمین ولو کرده و با لباسی پاره مدام خمیازه می‌کشد. ماموران می‌گویند لقبش سلطان شیشه است، اما خودش می‌گوید تا حالا شیشه را از نزدیک ندیده است. بی‌حوصله به سوال‌ها جواب می‌دهد و می‌گوید «بگذارید بخوابم.»

چرا دستگیر شدی؟

نمی‌دانم. دیروز در خانه بودم که ماموران آمدند و دستگیرم کردند. خودم هم نمی‌دانم چرا دستگیر شدم.

سابقه داری؟

بله. چهار مورد سابقه شرارت.

توزیع شیشه چطور؟

من تا حالا شیشه از نزدیک ندیدم که بخوام بفروشم.

پس چرا به تو لقب سلطان شیشه داده‌اند؟

بروید از خودشان بپرسید.

در این سن از کارهایت پشیمان نیستی؟

پشیمانم. دوتا بچه دارم. الان باید پیش خانواده‌ام باشم نه اینجا زیر آفتاب.

چرا شرارت می‌کردی؟

سوابقم برای قدیم است الان کاسبم.

تو دعوا حلوا خیرات نمی‌کنند

از اراذل و اوباش معروف است روی بدنش جای بیش از 60 ضربه چاقو دیده می‌شود. تاکنون 20 بار دستگیر شده و کلکسیونی از جرایم را در پرونده‌اش دارد.

چند سالته؟

36 سال.

متاهلی؟

بله.

چرا دستگیر شدی؟

می‌گویند شرارت، اما من دیگر دعوا نمی‌کنم.

سابقه مشارکت در قتل داری؟

به این اتهام دستگیر شدم، اما من در قتل نقشی نداشتم. دو نفر با هم اختلاف داشتند یکی از آنها زد طرفش را کشت و ما هم دستگیر شدیم. بعد معلوم شد نقشی نداشتم.

چند بار دستگیر شدی؟

حسابش از دستم در رفته. هر بار یکی دو سالی زندان می‌رفتم و بعد آزاد می‌شدم.

چرا این همه رد چاقو روی بدنت هست؟

تو دعوا حلوا که قسمت نمی‌کنند. چاقو همیشه پای ثابت دعواست.

ادعای عجیب برای قاچاق اسلحه

از غرب کشور همراه دوستش به تهران آمده بود تا چند قبضه کلت را بفروشد . با داستانسرایی قصد دارد خودش را تبرئه کند.

کی دستگیر شدی؟

چهار روز قبل. تازه وارد تهران شده بودیم که در میدان آزادی توسط ماموران دستگیر شدم.

به چه اتهامی؟

قاچاق اسلحه.

اسلحه‌ها را از کجا آوردی؟

متعلق به من و دوستم نیست. بیگناهیم.

چطور؟

من و دوستم می‌خواستیم به تهران بیاییم. یکی دیگر از دوستانمان هم با ما همراه شد. در میانه راه مدعی شد مشکلی برایش پیش آمده و باید برگردد. او پیاده شد و ما به تهران آمدیم. وقتی دستگیر شدیم متوجه شدم ساکش را که پر از اسلحه بوده در ماشین جا گذاشته است.

او را به ماموران معرفی کردی؟

نه، امروزمی خواهم به قاضی بگویم.

در مهمانی‌ها شیشه و اسید می‌کشند

اژد‌هایی را روی گردنش خالکوبی کرده است. 22 سال دارد و چهار سال قبل پدرش او را از خانه طرد کرد. می‌گوید ساقی «گل» است و تا به حال شرارت نکرده است. دیروز به خاطر خالکوبی دستگیر شده و در بازرسی از او سه بسته گل پیدا کرده‌اند.

چرا از خانه طرد شدی؟

پدرم نظامی است. وقتی فهمید من معتاد شده‌ام به جای این که مرا ترک دهد، از خانه بیرون انداخت. من هم مجبور شدم برای تامین هزینه‌های مواد مخدرم و زندگی، گل بفروشم.

در کدام منطقه تهران مواد پخش می‌کردی؟

من ساقی شمیرانات هستم.

چطور خریداران را شناسایی می‌کردی؟

من مشتریان ثابت دارم. زنگ می‌زدند و با موتور برایشان مواد می‌بردم.

ساقی شمال یا جنوب تهران فرق دارد؟

نه قیمت گل بالا و پایین تهران 35 هزار تومان برای هر بار مصرف است.

برای مهمانی‌های شمال شهر هم گل می‌بردی؟

در مهمانی‌ها کسی گل نمی‌کشد. شیشه و اسید بیشتر طرفدار دارد.

اسید؟

بله. نمی‌دانم چطور می‌کشند، اما می‌دانم طرفدار دارد.

شب‌ها کجا می‌خوابیدی؟

درآمدم خوب نبود. من فقط پورسانت پخش می‌گرفتم که هزینه موادم می‌شد و غذا. شب‌ها هم به یک خوابگاه می‌رفتم که کرایه تخت‌هایش ارزان بود.

فکر می‌کنی پدرت متوجه دستگیری‌ات شود، چه واکنشی نشان می‌دهد؟

هیچ. من برای او مرده‌ام.

محمد غمخوار

دبیر گروه حوادث

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها