مدیریت ناکارآمد بحران شکاف‌ نژادی

به اعتقاد نیچه، چیزی قابل تعریف است که تاریخی نداشته باشد. نژادپرستی در قلمرو سرزمین ایالات متحده آمریکا چیز جدیدی نیست و این کشور از پیشینه ضعیفی برخوردار است و از این‌رو می‌بینیم ریشه‌های نژاد پرستی با شکل‌گیری ایالات متحده آمریکا پیوندهای منسجم و ناگسستنی برقرار کرده است.
کد خبر: ۱۰۶۶۸۴۲

به همین دلیل می‌شود گفت ارائه تعریفی ساختارمند و متقن از این‌که نژادپرستی براساس چه معیار خاصی و چگونه در آمریکا مجال بروز پیدا کرده شاید در ظاهر امری مشکل به نظر برسد، اما ما با توجه به یکسری از مباحث و مویدات تاریخی می‌توانیم به این موضوع توجه بیشتری داشته باشیم. اصولا از زمان استقلال آمریکا در سال 1776 میلادی این سرزمین با توجه به این‌که این کشور پایه‌های خود را براساس یک کشتار و سرکوب بومیان قرار داده بود نژادپرستی به عنوان امری نهادینه و به صورت کنش هنجارمند و دارای یک پایگاه با پشتیبانی اداری و سیاسی در سطح وسیعی نمود پیدا کرد. این جامعه نوپا در اوایل کار از یک ضعف فرهنگی برخوردار بود و به همین جهت تاکید کارگزاران سیاسی و اداری ایالات متحده آمریکا بر نژادپرستی ریشه در دو مولفه اساسی داشت؛ اول تضعیف و سرکوب بقایای ساکنان اصلی منطقه ایالات متحده آمریکا و دوم این‌که این کشور برای افزایش کنش قدرت‌آمیز خود در حداقل محیط سرزمینی و محیط امنیتی پیرامونی خود ناچار بود از یک مکانیزم کم‌هزینه و دارای برد تبلیغاتی و فرافکنی بسیار عمده استفاده کند و بدون تردید این مقوله مساله روبه فزاینده شدن بهره‌گیری از تبلیغات و سازوکارهای نژادپرستانه با استفاده از گروه‌هایی مثل کوکلاکس‌کلان‌ بود. این گروه‌ها اتفاقا از زمینه‌های مذهبی کلیسا انگلیکان برخوردار بودند و از جنبه‌های مذهبی مسیحیت هم بهره می‌بردند. این عوامل باعث شد ایالات متحده آمریکا ضعف تاریخی و فرهنگی خود را با فرافکنی با مکانیزم‌های نژادپرستانه پوشش دهد. مساله دیگر آن‌که موضوع نژادپرستی ریشه در تاریخ سیاسی و بین‌المللی آمریکا دارد، اگر توجه کنیم آمریکا تا پیش از 1941 و ورود رسمی به جنگ جهانی دوم اصولا طی بازه‌های زمانی از دکترین انزواطلبی در سیاست خارجی خود بهره می‌برد و بالطبع یکی از زیرساخت‌ها و مکانیزم‌های موثر در جهتگیری سیاست خارجی انزواگرایی، مقوله نژادپرستی و محدود کردن شمولیت جامعه آمریکا به نژاد برتر سفید انگلوساکسون بود. اصولا آمریکا حتی در محیط امنیتی پیرامونی خود مشکلاتی داشت و تلاش می‌کرد از این سرزمین به عنوان الگویی به نام خودبسندگی ملی در مکانیزم‌های سیاسی و اقتصادی بهره بگیرد. بهترین راهکار از دیدگاه تاکتیکی و استراتژیکی برای بسیاری از محافل تندروی آمریکا بحث نژادپرستی بود. در بسیاری از زمینه‌ها حضور فرمانداران و کارگزاران سیاهپوست یا رنگین پوست تا دهه 70 میلادی به هیچ عنوان در سطح محدود هم در آمریکا تحمل نمی‌شد. در شرایط کنونی هم با وجود شبکه‌های اجتماعی و پررنگ‌تر شدن شعائر حقوق‌بشر شاهدیم در جامعه ایالات متحده آمریکا که خود داعیه جهانی حقوق‌بشر را دارد، به هیچ عنوان این مساله نمود کافی ندارد و با این واقعیت‌ها می‌توان آمریکا را به عنوان یکی از ناقضان حقوق اقلیت‌ها از طریق کارگزاران اجرایی و پلیس آمریکا دانست. به گونه‌ای که در بسیاری ایالات آمریکا شاهد مساله متعارف برخورد دوگانه پلیس ایالاتی با متخلفان رنگین پوست به صورت شدید هستیم و با خشونت فزاینده در حالی که چنین مساله‌ای درباره متخلفان رانندگی یا جرایم مالی در نژاد سفید مشاهده نمی‌شود. مباحثی که اخیرا در دوره چندماهه ریاست جمهوری دونالد ترامپ شاهد بودیم که در واقع ناشی از نبود یک استراتژی صحیح و هم افزایانه در جامعه آمریکا بود و از سوی دیگر به مساله آشنا نبودن تیم پیرامونی سیاستگذاری ایالات متحده آمریکا نسبت به مسائل داخلی آمریکا از دیدگاه استراتژیک ارتباط داشت.

با توجه به نگاه سطحی این تیم پیرامونی و شخص دونالد ترامپ و متاسفانه رویکردهای گفتاری او که تا حد زیادی شکاف‌های قومی و نژادی را در آمریکا تشدید می‌کرد، شاهد اوج درگیری‌ها در این کشور بودیم و یکی از نکات عجیب این بود که ترامپ در صحبت‌های خود نسبت به برداشته شدن مجسمه‌های قضات و شخصیت‌های طرفدار برده‌داری در بسیاری از ایالت‌های آمریکا اظهار تاسف کرده بود. تحلیل گفتمانی ترامپ و بعضی از شخصیت‌‌های نزدیک او در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دنیا و ایالات متحده آمریکا باعث افزایش شکاف‌های امنیتی و ملتهب شدن جامعه آمریکا است. از منظر این آسیب‌های ناشی از نژادپرستی در جامعه و بسیاری از نهادهای داخلی، امنیتی و تقنینی این کشور به نظر می‌رسد برون‌رفت از این ماجرا با توجه به ریشه‌های تاریخی و جامعه‌شناختی موجود در آمریکا کار بسیار دشواری است. شناخت شخصیت ترامپ و محیط ادراکی و روان‌شناختی سیاستگذاران محیط پیرامونی او با این واقعیت‌ها کمی دشوار است. مدیریت بحران در شکاف‌های قومی و نژادی حداقل در یک ماه گذشته بشدت ناکارآمد و از جهت تاثیرگذاری و اقناع افکار عمومی آمریکا ضعیف و غیرموثر به نظر می‌رسد.

دکتر آرمین امینی

کارشناس روابط بین‌الملل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها