در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، 15 آبان 89 یک راننده آژانس در تماس با پلیس از قتل همسرش با ضربههای چاقو خبر داد. او مدعی شد هنگام حادثه در خانه حضور نداشته اما یکی از همسایهها خودروی او را در پارکینگ دیده بود. همچنین مقتول با یکی از چاقوهای آشپزخانه به قتل رسیده بود که فقط مقتول و شوهرش از محل نگهداری آن خبر داشت. با وجود این مدارک، شوهر مقتول به عنوان متهم بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت. او منکر قتل شد اما چند روز بعد لباس خونیاش از زیر یکی از مبلهای خانه به دست آمد. با کشف این سرنخ، دادسرا کیفرخواست پرونده را صادر کرد و برای رسیدگی در اختیار دادگاه کیفری استان تهران قرار داد. متهم یک بار به قصاص محکوم شد اما دیوانعالی کشور این حکم را رد کرد و برای رسیدگی مجدد به شعبه دهم دادگاه فرستاد. در جلسه رسیدگی، اولیای دم درخواست قصاص کردند و خواهر مقتول گفت: «چند روز پس از حادثه به خانه خواهرم رفتیم و لباس خونی متهم را زیر مبل پیدا کردیم. ما حاضریم تفاضل دیه را هم پرداخت کنیم تا قاتل قصاص شود.»
سپس متهم در جایگاه ایستاد و با انکار دوباره قتل گفت: « ما مدت کمی بود ازدواج کرده بودیم. من دلیلی برای قتل همسرم نداشتم و لحظه حادثه هم بیرون بودم. وقتی برگشتم و جسد همسرم را دیدم از عصبانیت، سیگار کشیدم. لباس خونی کشف شده هم نمیدانم از کجا آمده و شاهدان هم دروغ میگویند.» در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند. این حکم چندی پیش در دیوانعالی کشور تائید شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: