من تو را از جهنم نجات دادم!

حجه الاسلام حاج شیخ فتح الله شفایی هریسی (ازشاگردان آیت الله بروجردی) اظهار داشتند: حاجی میرزا حسن آقا مجتهد تبریز، گذشته از تبحر علمی ، در فراست و نیز عدالت ، ضرب المثل بوده است
کد خبر: ۱۰۶۰۳۹
و از تقوای قضاییش داستانهای زیادی شنیده ام که به یک مورد اشاره می کنم: عین الدوله معروف ، پیش از آنکه صدراعظم مظفرالدینشاه گردد، چندی حاکم تبریز بود و زمان حکومتش ، با مشهدی حسن نام ، سر یک چشمه اختلاف حساب پیداکرد (آن زمانها، اطراف تبریز باغات زیادی وجود داشت که در آنها چشمه های فراوانی جاری بود). مشهدی حسن ، دعوا را به محضر مجتهد برد. عین الدوله ، که خود را با مجتهد روبرو می دید، مهمانی مفصل و باشکوهی براه انداخت و مجتهد را (همراه جمعی از اشراف و علما) دعوت کرد تا حکمی برخلاف وی صادر نشود...مجلس مهمانی ، با حضور مجتهد، برپاشد و زمان صرف غذا فرارسید.
رسم بود که غذا را کشیده و می چیدند و روی آن سفره ای می افکندند، آنگاه از عالم بزرگ مجلس می خواستند اجازه دهد سفره را برداشته و به صرف غذا مشغول شوند. آنجا نیز از مجتهد، که بزرگ علمای مجلس بود، تقاضا کردند اجازه صرف غذا را صادر کند. مجتهد فرمود: قبل از اینکه غذا را شروع کنید، اجازه دهید اول ، داستانی را نقل کنم: یکی بود یکی نبود، غیر از خدا کسی نبود. یک شهری بود و در آن شهر فردی به نام «حسن» زندگی می کرد، که مردم به او اعتماد داشتند و برای حل مشکلات و اختلافاتشان به او رجوع می کردند. او نیز مشکلات را، در حد توان ، برطرف می ساخت. آن شهر، همچنین حاکمی به نام عین الدوله داشت که با مشتی حسن نامی سر یک چشمه اختلاف داشت و مشتی حسن اختلاف را، برای داوری ، نزد حسن برده بود. عین الدوله هم یک مهمانی باشکوه براه انداخت و آن حسن را دعوت کرد، که به نفع او و زیان مشتی حسن حکم کند...! آنگاه مجتهد رو به منشی خود کرده و گفت: بنویس چشمه مال مشتی حسن است و جناب عین الدوله هیچ حقی در آن ندارد! سپس خطاب به عین الدوله گفت: جناب عین الدوله ، ناراحت نباش ، من با این کار، تو را از آتش جهنم نجات دادم! و بابت نجات از آتش دوزخ ، باید یک سور دیگر هم بدهی! آنگاه افزود: حالا می توانیم غذا را شروع کنیم...
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها