او گفت: «وقتی آن گل را مقابل رئالمادرید به ثمر رساند، پیش خودم گفتم که رونالدوی جدید را پیدا کردیم. ولی او از یکی از مناطق فقیرنشین برزیل آمده بود که همین موضوع من را میترساند، زیرا میدانستم آن مناطق چقدر خطرناک است و وقتی یکی از افراد آن محله ثروتمند شود، چه توطئههایی در کمینش است. وقتی با او تماس گرفته شد و مرگ پدرش به او اعلام شد، در یک اتاق بودیم. او تلفن را پرت کرد و شروع به داد زدن کرد که حتی نمیتوانید تصورش را بکنید. از آن روز به بعد، من و ماسیمو موراتی مثل برادر کوچکتر با او رفتار کردیم. او به فوتبال ادامه داد و گلهایش را به پدرش تقدیم میکرد ولی پس از آن تماس تلفنی، هیچ چیز مثل قبل نبود.
یک شب ایوان کوردوبا به او گفت او ترکیبی از زلاتان ابراهیموویچ و رونالدو است و از او خواست از تواناییاش برای تبدیل شدن به بهترین بازیکن جهان مطلع باشد. با این حال نتوانستیم او را از تونل افسردگی بیرون بکشیم. این بزرگترین شکست من بود و احساس ناتوانی میکردم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم