در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چندی پیش صاحب یک شرکت مالی با مراجعه به پلیس پایتخت گفت: «امشب هنگام ورود به خانهام، دو مرد مسلح به کلت از پشت به سرم ضربه زدند و مرا روی زمین انداختند. آنها کیف پول حاوی مدارک، دلار و سکهام را دزدیدند و متواری شدند.» شاکی در ادامه از اختلافات مالی خود و پسرعمهاش پرده برداشت و گفت: «من یک شرکت مالی دارم. مدتی قبل به سه نفر از کارمندانم از جمله پسرعمهام سعید شک کردم. فکر میکردم اعتیاد دارند برای همین اخراجشان کردم. سعید از آنموقع به بعد تهدیدم میکرد که شرکت را آتش میزنم. ما با هم بر سر 360 میلیون تومان اختلاف مالی داشتیم.»
با ثبت شکایت مالباخته، دوربینهای مداربسته محل سرقت بازبینی و تصویر خودروی 206 سعید در نزدیکی آنجا به دست آمد. همچنین در بازرسی از خانه او نیز بخشی از مدارک سرقتی کشف شد. با این حال سعید منکر جرم خود شد تا پرونده با همان مدارک بهدست آمده در اختیار شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده قرار گیرد.
در ابتدای جلسه دادگاه، مالباخته از شکایت خود منصرف شد و گفت: «مدتی قبل پدرم فوت کرد و مادرم از من خواست به احترام او رضایت بدهم.» سعید اما بار دیگر خود را بیگناه دانست و گفت: «من یک چک 360 میلیون تومانی پیش مالباخته داشتم که باید آن را پس میداد. با این حال من هیچکسی را اجیر نکردم. روزی که ماموران برای بازرسی به خانه ام آمدند، خود شاکی مدارکش را در اتاقم انداخت تا مرا مجرم جلوه دهد.» در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند و متهم را بهدلیل عدم پشیمانی، مستحق تخفیف ندانسته و به شش ماه حبس و 74 ضربه شلاق محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: