در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، پاییز 91، وقوع تیراندازی منجر به قتل در یکی از خیابانهای پونک به پلیس اطلاع داده شد. مقتول مردی جوان به نام سعید بود که با اصابت گلوله از ناحیه گردن دچار خونریزی شده و جان باخته بود. چند روز پس از آغاز تحقیقات پلیسی، متهم خود را به کلانتری معرفی و انگیزه قتل را مسائل اخلاقی اعلام کرد. او به زندان منتقل شد تا این که پروندهاش برای رسیدگی در اختیار دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. در ابتدای جلسه، اولیای دم درخواست قصاص کردند و متهم 24 ساله گفت: «مدتی قبل از حادثه به رفتارهای نامزدم مشکوک شده بودم. او را تحت نظر گرفتم و متوجه شدم با مردی غریبه به نام سعید ارتباط دارد. یک قبضه کلت تهیه و همسرم را مجبور کردم با سعید قرار بگذارد. روز حادثه، همسرم سوار خودروی سعید شد. آنها را تعقیب کردم و وقتی در چهارراه ایستادند به سمتشان رفتم و با شلیک گلوله، سعید را کشتم. سپس فرار کردم اما عذابوجدان گرفتم و خودم را به پلیس معرفی کردم.» متهم با رای قضات به قصاص و نامزدش نیز به دلیل ارتباط نامشروع به شلاق محکوم شد. این احکام در دیوان عالی کشور تائید شد تا متهم در آستانه قصاص قرار گیرد. مدتی بعد اما اولیای دم در ازای دریافت دیه رضایت دادند و کابوس مرگ را از خوابهای متهم زدودند.
او صبح دیروز از جنبه عمومی جرم در شعبه دوم به ریاست قاضی محسن زالی محاکمه شد و گفت: «به زندان که افتادم مشغول آرایشگری شدم. الان به زندانیها هم آرایشگری یاد میدهم. میخواهم آزاد شوم و درست زندگی کنم. بار دیگر از اولیای دم عذرخواهی میکنم.» در پایان دادگاه قضات برای صدور رای وارد شور شدند. آنها میتوانند متهم را به سه تا ده سال حبس محکوم کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: