در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، هفته گذشته مردی با حضور در دادسرای جنایی تهران از سه مرد به اتهام آدمربایی و سرقت پولهایش شکایت کرد.
شاکی به قاضی پرونده گفت: با خودرویم در یکی از محلههای تهران در حرکت بودم که خودروی پرایدی با من تصادف کرد. همین که پیاده شدم سرنشینان پراید که سه نفر بودند چاقو بهدست به سمتم آمدند و کتکم زدند. یکی از آنها سوار خودرویم شد و دو نفر دیگر که سر و صورت خود را پوشانده بودند، مرا به زور داخل خودرویشان انداختند. آنها دست و پایم را با طناب و دهانم را با پارچه بستند و به خانهای در اطراف تهران منتقل کردند.
وی افزود: یک روز گروگان آنها بودم. آنها به زور شماره تماس خانوادهام را گرفتند و در تماس با آنها در قبال آزادیام صدمیلیون تومان درخواست کردند. بعد هم گوشی و کارتهای بانکیام را دزدیدند و موجودی آن را خالی کرده و روز بعد نیز رهایم کردند.
در ادامه تحقیقات پلیسی معلوم شد پولهای سرقت شده از شاکی ابتدا به حساب یک دختر جوان واریز و بعد به حساب چند مرد منتقل شده است. این در حالی بود که خودروی مرد ربوده شده نیز در یکی از محلههای تهران کشف شد.
دختر جوان بازداشت و مدعی شد نمیداند این پولها چطور به حسابش واریز و سپس برداشت شده، چراکه کارتش در اختیار نامزدش بوده است. در ادامه معلوم شد او خواهرزاده شاکی پرونده است.
دختر جوان در ادامه تحقیقات راز آدمربایی که نامزدش مرتکب شده بود را فاش کرد.
وی به افسر تحقیق گفت : بهدلیل مشکلات مالی شرایط ازدواجمان فراهم نشده بود. یک روز بهطور اتفاقی متوجه شدم داییام وام گرفته و پول کلانی در خانهاش است. چند روز بعد در این باره با نامزدم حرف زدم. نمیدانستم او دست به این آدمربایی و اخاذی و سرقت بزند. کارتم امانت در دست نامزدم بود. من فقط اشتباهم درددل با او بود.
برای دختر جوان قرار قانونی صادر شد. تحقیقات برای دستگیری سه آدمربای فراری ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: