تحلیل اقتصاد آل سعود در گفت‌وگو با رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع)

قدرت پوشالی جاهلیت قبیله‌ای

عربستان سعودی مدتی است که دشمنی خود با ایران را نمایان کرده و صراحتا اعلام می‌کند قصد دارد جنگی را به داخل مرزهای کشورمان بکشاند.
کد خبر: ۱۰۴۷۲۹۷

دامنه این تهدیدات از جنگ قیمتی نفت گرفته تا جنگ نظامی را دربر می‌گیرد. اما سوال اینجاست جنگ‌هایی که عربستان اکنون مدیریت آن را بر عهده دارد چقدر روی اقتصاد این کشور تاثیر گذاشته و اقتصاد این کشور در چه شرایطی به‌سر می‌برد؟

در این باره با دکتر مهدی صادقی‌شاهدانی، رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) گفت‌وگو کرده‌ایم. او در این گفت‌وگو از وابستگی معنادار اقتصاد عربستان به ایالات متحده آمریکا می‌گوید. مشروح این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید.

عربستان در طول سال‌های گذشته به جنگ نفتی پرداخت اما در نهایت شکست خورد و اکنون نیز جنگ‌های نیابتی یا نظامی با کشورهای عربی را آغاز کرده است. حال پرسش اینجاست که این کشور چقدر تحت‌تاثیر این عوامل خواهد بود و آیا توانسته به اهداف اقتصادی خود برسد؟ با این تفاسیر اقتصاد عربستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ما در دنیا یک اقتصاد شبیه اقتصاد عربستان داریم که در یک طبقه‌بندی خاص قرار می‌گیرد. اگر بخواهیم اقتصاد‌های دنیا را طبقه‌بندی کنیم یک عده توسعه‌یافته‌اند و ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری خودشان را دارند. این قسم از نظام‌های اقتصادی، ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری دیگر مکان‌ها را هم به خودشان اختصاص می‌دهند و سرمایه‌گذاری بقیه دنیا را جذب می‌کنند، مثل ژاپن و آلمان. حالا اقتصاد‌هایی در همین رده که نام بردیم، اقتصاد‌هایی هستند که توسعه‌شان دور مدار فعالیت‌های درونی خودشان است. یعنی منشأ این اقتصادها از خودش سرچشمه می‌‎گیرد. با شرایط کم و زیادی که مشاهده می‌کنیم یکسری از نظام‌های اقتصادی، اقتصادهای اهل صنعتی شدن هستند. اصولا این دسته از اقتصادها، آنهایی‌اند که تلاش می‌کنند از شرایط اقتصاد توسعه‌یافته پیروی کنند، ولی هنوز طوری که شایسته و درست است، نتوانسته‌اند شرایط لازم و مناسب را در خودشان ایجاد کنند و حالت‌هایی را که نظام‌های اقتصادی توسعه‌یافته دارند در اقتصاد خودشان رقم بزنند. یکی از نمونه‌های بارز این نوع از اقتصاد پیرو، کره‌جنوبی است. سرمایه‌گذاری‌ها برای این نوع کشور‌های نسبتا وابسته، به صورت تقریبی هم از خودشان و هم از سایر قسمت‌های دنیا وجود دارد. در این نوع نظام‌های اقتصادی سرمایه‌گذاری‌های عظیمی شکل می‌گیرد و صاحبان قدرت سعی می‌کنند که جریان سرمایه‌گذاری در این نوع اقتصادها نهادینه شود و به این شکل در نوع ساختار داخلی خودشان یعنی خودساختار سرمایه‌گذاری، منابع لازم این کار را ایجاد کنند و این منابع سرمایه‌گذاری، دوباره به این اقتصاد و چرخ‌های تولید برگردد. در این صورت است که چرخ‌های اقتصاد این نظام‌ها با تدابیر خاص می‌تواند به حرکت درآید و علاوه بر ظرفیت‌هایی که در خود نظام اقتصادی مذکور وجود دارد، از ظرفیت‌های مختلف دنیا هم استفاده کند. به عنوان مثال عنوان می‌شود بازارهای مختلف را در دنیا تسخیر کنید. باز هم می‌توان از کره‌جنوبی به عنوان یک نمونه خوب برای مثال استفاده کرد. این کشور حداقل در کشور ما و همسایگان ایران بازار بسیار خوبی را در نظام اقتصادی به دست آورد.

عربستان دارای درآمد ملی زیادی است، اما چرا نتوانسته به رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری داخلی توسعه دهد؟

عربستان نتوانسته آن‌طور که باید و شاید در طول سال‌های گذشته با توجه به درآمد بالایی که از فروش نفت و حج به دست آورد رشد اقتصادی پایدار و سرمایه‌گذاری مناسبی در کشور خود داشته باشد و دلیل اصلی این موضوع همان وابسته بودن اقتصادش به کشورهای دیگر است. همه این درآمدها را صرف ایجاد و برقراری روابط با کشورهای غربی کرد تا آنها سرمایه‌گذاری را در این کشور انجام دهند. برخلاف کشور عربستان برخی کشورها مانند ژاپن و کره‌جنوبی دارای اقتصاد سرمایه‌گذار و سرمایه‌پذیر هستند. این نوع نظام‌های اقتصادی از دسته‌ای تشکیل می‌شوند که به نسبت می‌توان گفت ظرفیت لازم برای سرمایه‌گذاری و تولید در داخل خودشان را دارند و از ظرفیت‌های بین‌المللی هم استفاده‌های لازم و کافی می‌برند.

با توجه به تقسیم‌بندی که داشتید، عربستان از نظر اقتصادی در چه رده‌ای قرار دارد؟ توسعه یافته، صنعتی یا در حال توسعه و صنعتی شدن؟

هیچ‌کدام. دسته دیگری از اقتصاد‌ها وجود دارد که می‌توانیم آنها را اقتصادهای مصرف‌گرا نامگذاری کنیم. از نمونه این نوع اقتصاد‌های مصرفی در نظام‌های اقتصادی دنیا بسیار یافت می‌شود. به‌عنوان مثال این نوع اقتصاد همان‌هایی است که ما می‌توانیم مشابه آن را در امارات و تا حدی در مالزی مشاهده کنیم یا یک نمونه بسیار بارز اقتصاد مصرف عربستان است و این موضوع بر کسی پوشیده نیست. دلیل نام‌گذاری این اقتصادها با عنوان اقتصاد مصرف به این اعتبار است که اگر تحت یکسری شرایط خاص و پیچیده، شرایط مناسبات اقتصادی کمی تغییر کند، به راحتی مناسبات این نظام‌های اقتصادی به هم می‌خورد، چرا که هرچه دارند اعم از فناوری، دانش فنی و سرمایه‌گذاری‌ها، به طور عمده وارداتی است و از خارج مرزها نظام اقتصادی مذکور تامین می‌شود.

سرمایه‌گذاری در کشورهای مصرفی چه سودی برای کشور مقصد دارد؟

چون نمی‌تواند، مجبور است خود را به دیگران وابسته کند. سرمایه‌گذاران خارجی که در کشور‌های مصرف‌کننده مشغول می‌شوند نیز عمدتا شرکت‌های مختلفی هستند که بدون نهادینه کردن فناوری در کشور مصرف‌کننده، فقط آن فناوری مورد نیاز را در آن کشور مستقر کردند و از شرایط جغرافیایی، نیروی انسانی و درآمدی آن کشور به نفع خودشان استفاده می‌کنند. در حقیقت می‌توان گفت نفع و سود کشوری که فناوری را وارد می‌کند بسیار بیشتر از کشور مصرف کننده است. به نظر من عربستان از جهت طبقه‌بندی در دسته کشور‌های مصرف‌کننده قرار می‌گیرد. به اصطلاح نمی‌توان عربستان را یک کشور در حال صنعتی شدن قلمداد کرد. گرچه ممکن است خودشان فکر کنند که خیلی از مظاهر اقتصادهای در حال صنعتی شدن را دارند. مثلا شما اگر وارد عربستان شوید مشاهده می‌کنید که برج‌سازی‌های خیلی عمده انجام گرفته یعنی صنعت ساختمان‌سازی‌شان در بحث‌های بلندمرتبه‌سازی‌های خارق‌العاده در دستور کار قرار دارند. در شهرهای مختلفشان این مورد را می‌توان دید.

چه کشورهایی توانستند از اقتصاد مصرفی عربستان بیشترین بهره را ببرند؟

فروشگاه‌های چند ملیتی را بشدت در این کشور مشاهده می‌کنیم که حالا فرض کنید بازار مناسبی است برای کشورهایی مثل هند و چین. زمانی که وارد عربستان می‌شویم در می‌یابیم این کشور بازار بسیار خوبی است برای کشور‌های مختلف از جمله چین و هند که استفاده خوبی از این بازار کردند اما اقتصاد در عربستان نیامده تا تولید‌محور بشود و چون تولید‌محور نیست و عمدتا مبتنی بر درآمدی است که از نفت حاصل می‌شود، خیلی به فکر توسعه نیستند. آنها آمدند یکسری از مظاهر اقتصاد‌های صنعتی و توسعه‌یافته را درخودشان ایجاد کرده‌اند، این اقتصاد‌ها با یک شرایط سیاسی ناملایمی به نظر من تحت‌تاثیر قرار می‌گیرند و به بحران‌هایی جدی برخورد می‌کنند.

عربستان تا چه اندازه به کشورهای دیگر وابسته است؟ به نظر شما امکان توسعه فناوری در داخل این کشور وجود دارد؟

آن چیزی که مشخص و محرز است، خیر. من یک مثال بیان می‌کنم تا ماجرا کاملا روشن شود. فرض کنید شما آنجا ساختمان‌هایی را مشاهده می‌کنید که سر به فلک کشیده‌اند. در این ساختمان‌ها یکی از مظاهر اقتصادهای توسعه‌یافته بالابر‌هایی هست که در این ساختمان‌ها وجود دارد. خب این بالابرها، بالابر‌های نسبتا پیشرفته هستند. وقتی که نگاه می‌کنید همان بالابرهایی که در آلمان یا ژاپن است، در عربستان هم وجود دارد شاید در نظر اول این کشور را پیشرفته تلقی کنید، اما مطمئن باشید که نگهداری این بالابرها را هیچ وقت یک شرکت عربستانی نمی‌تواند انجام دهد. یعنی اگر شرایطی ایجاد شود که متخصصان این بالابر یا آسانسور‌ها از کشور عربستان بروند، این بالابر‌ها دیگر در عربستان کار نخواهد کرد چون این بالابرها را کسانی پشتیبانی می‌کنند که اینها را آوردند و مستقر کردند، مسلما در صورت بروز مشکل آن را رها کرده و عربستان می‌ماند و یک بالابر بلا استفاده.

البته این یک نمونه کوچکی از اقتصاد وابسته عربستان است و ظاهرا در همه زمینه‌ها این موضوع مشاهده می‌شود که عربستان سعودی یک اقتصاد کاملا وابسته دارد. به همین جهت است که به این اقتصاد‌ها، اقتصاد وابسته می‌گویند یعنی اقتصاد‌هایی که از درون خودش آن تحولات اقتصادی بیرون نیامده و بنابراین شوکی که به این اقتصاد‌ها وارد می‌شود تمام تاروپود این کشور را از بین
خواهد برد.

جنگ‌افروزی‌های عربستان چقدر روی اقتصاد این کشور تاثیر گذاشته است؟

جنگ‌ سختی که عربستان سعودی با کشور یمن دارد و حمایت‌های مالی که در بخش‌های مختلف برای مقابله با ایران می‌کند باعث شده تا اقتصاد این کشور تزلزل بیشتری نسبت به گذشته پیدا کند و هزینه‌های حکومت عربستان را بسیار افزایش دهد. به بیان بهتر اقتصاد رو به زوال عربستان مدت‌هاست که رو شده، اما هنوز نفت نگذاشته که این زوال به نمایش دربیاید. شرایطی که عربستان دارد می‌تواند یک کشور دارای فناوری باشد، اما کشور خودش را در اختیار غربی‌ها قرار داده تا اسلحه بگیرد.

گفت‌وگو: محمدحسین علی‌اکبری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها