در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، نخستین پرونده که به صدور حکم قصاص برای پسری 28 ساله منجر شده است، به ماجرای درگیری منجر به قتل دو همسایه در 31 خرداد 95 برمیگردد. متهم در این روز در برابر اعتراض مقتول به برهم زدن آرامش محله، دست به چاقو برد و مرتکب قتل شد. او که در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربانزاده با درخواست قصاص اولیای دم روبهرو شده بود، درباره حادثه گفت: «آن روز با یکی از دوستانم به نام امیر مشروب خوردیم و سوار ماشین شدیم. در محل چرخ میزدیم که باهم جر و بحثمان شد. وقتی صدایمان بالا رفت، مقتول از خانهاش بیرون آمد و اعتراض کرد. باهم درگیر شدیم و دوستان مقتول هم با قمه آمدند. من برای دفاع از خودم، با چاقویی که امیر داده بود، ضربهای به سمت مقتول رها کردم، اما متوجه قتل نشدم. آن روز به خاطر مصرف مشروب حالت عادی نداشتم. در درگیری هم مشتی به صورتم خورد که گیجم کرده بود. از اولیای دم میخواهم مرا ببخشند. اگر آن لحظه میدانستم چاقویم به مقتول اصابت کرده، میایستادم و فرار نمیکردم.»
در پایان این جلسه قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند.
10 سال حبس برای قاتل زن
دومین پرونده به قتل زنی متاهل با شال گردن در 17 مهر 92 برمیگردد. قاتل، مردی متاهل بود که با مقتول ارتباط پنهانی داشت و از ترس لو رفتن ماجرا دست به قتل زد. او در بازجوییها گفت: «هنگام مسافرکشی با مقتول آشنا شدم. مدتی که از دوستیمان گذشت، تهدید کرد اگر از نظر مالی تامینش نکنم، ماجرا را به همسرم میگوید. چند بار به او پول دادم تا اینکه روز حادثه زنگ زد و مرا به خانهاش کشاند. یاد اخاذیهایش افتادم. شال گردنی روی زمین افتاده بود. با آن خفهاش کردم و متواری شدم.»
با ثبت این اعتراف، متهم به زندان افتاد و چندی پیش جلسه رسیدگی به پروندهاش در شعبه دهم برگزار شد. اولیای دم شامل پدر و مادر و دختر 12 ساله مقتول به حرمت امام رضا(ع) رضایت دادند و طلب دیه کردند. متهم نیز گفت: «من قتل را قبول دارم، اما هیچ ارتباطی با مقتول نداشتم. روز حادثه از ترس تهدیدهایش به خانهاش رفتم. نمیدانم چطور شد که مرتکب قتل شدم.» قضات دادگاه، متهم این پرونده را به ده سال حبس و پرداخت دیه محکوم کردند.
نجات متهم بیگناه با تیزهوشی قضات
سومین پرونده نیز که پیش از بررسی در شعبه دهم، متهم ردیف اول و دوم در آن اشتباه گرفته شده بود، مربوط به یک فقره درگیری منجر به نابینایی در خیابان شریعتی تهران است.
شاکی در جلسه دادگاه گفت: «20 اسفند 91، دو متهم به نامهای رحیم و احمد با من درگیر شدند و یکی از آنها با چاقو، چشم راستم را نابینا کرد. من قصاص میخواهم.» سپس رحیم به عنوان ضارب اصلی در جایگاه ایستاد و با اظهار بیگناهی گفت: «دعوا به خاطر اختلافات شخصی بود، اما من هیچ ضربهای به شاکی نزدم و این احمد بود که مرتکب جرم شد. در تمام این مدت از من به عنوان متهم ردیف اول یاد شده، اما من هیچ جرمی مرتکب نشدهام.»
احمد نیز ایراد ضربه را گردن رحیم انداخت، اما قضات دادگاه با توجه به تحقیقات خود، در مجرم بودن رحیم تردید کردند و پرونده را برای بررسی بیشتر به دادسرا ارجاع دادند.
در تحقیقات تکمیلی، بیگناهی رحیم محرز شد و احمد به عنوان ضارب اصلی تحت محاکمه قرار گرفت. قضات دادگاه او را به دلیل عملی نبودن اجرای حکم قصاص به پرداخت دیه محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: