اول: افتضاح سربازان امریکایی در زندان ابوغریب در برخورد با زندانیان عراقی هنگامی برملا شد که آنها عکسهایی را که با تلفن همراه گرفته بودند از طریق ایمیل و اینترنت برای دوستانشان در امریکا و دیگر نقاط جهان ارسال کردند. این عکسها در مدت کوتاهی در دنیای اینترنت گردش کرد و سپس به تیتر نخست خبرگزاری ها و رسانه های خبری تبدیل شد. رویدادی که تا پیش از آن در عرصه رسانه ها با این کیفیت و ویژگی سابقه نداشت و سبب شد تا توهم دفاع از حقوق بشر و رعایت حقوق انسان ها که قرار بود توسط نیروهای نظامی امریکایی حفظ شود، شکسته شده و واقعیت از پرده بیرون افتد.
دوم: اقدام موهن موسسه نشنال جئوگرافی در نامیدن خلیج فارس به خلیج عربی همراه با تمامی واکنش های سیاسی و رسمی در مقابل موج وبلاگ نویسان فارسی زبان نتوانست مقاومت کند و آنها را به عذرخواهی و اصلاح اقدام شان واداشت. اتفاقی که سبب شد تا در دنیای مجازی ، زبان فارسی حجم قابل توجهی از محتوا را به خود اختصاص دهد. موجی که تا پیش از آن سابقه ای را برای آن نمی توان سراغ گرفت.
سوم: مسابقه کاریکاتور با موضوع مظلومیت مردم فلسطین در اینترنت که چندی پیش توسط خانه کاریکاتور برگزار شد، موجی از هنرمندان به وجود آورد و گروهی را در میان هنرمندان کاریکاتوریست جهان شکل داد که همگی بر مظلومیت مردم فلسطین ، اشغالگری و ددمنشی اسرائیل غاصب و حق ملت فلسطین تاکید داشتند. این روند آنچنان بود که اسرائیل غاصب را به واکنش واداشت و...
چهارم: وبلاگ نویسی در دنیای اینترنت وسعتی همه جانبه و همه گیر پیدا کرده است. موضوعات متنوع و فراوان ، سبکها و روشهای مختلف نگارش و قالبهای جدیدی را به خود اختصاص داده است و با شکستن همه محدودیت هایی که برای ارائه و گردش اطلاعات قابل تصور است ، دنیایی لبریز از اطلاعات را سامان داده است. اگر اطلاعات را «کاهش ضریب عدم اطمینان» در عرصه رسانه ها تعریف کنیم ، وبلاگ ها و وبلاگ نویسی را می توانیم ضریب اطمینان «کاهش ضریب عدم اطمینان» توصیف نماییم. از این لحاظ دیگر نمی توان اطلاعات را در دوسطح آشکار و پنهان تقسیم بندی کرد. چه ، تا اواخر جنگ سرد و کمی بعد از آن اطلاعات از چنین دسته بندی می توانست برخوردار باشد. هم اکنون در جهان ما و با توجه به ساختار ارتباطی آن ، اطلاعات همچون یک موجود زنده به حساب می آید که نوع و چگونگی استفاده از آن تعیین کننده تفوق و برتری یک رسانه است. درواقع ارائه شفاف اطلاعات و بهره مندی از روشهای مهندسی افکار عمومی ضریب اعتماد و تاثیر را افزایش می دهد. به عبارت دیگر یکی از وجوه نوین جنگ و عملیات روانی ارائه هدفمند اطلاعات شفاف است. هم اکنون وبلاگ نویسی ، موبلاگ ها و فتوبلاگ ها به عنوان یک رسانه قدرتمند بخصوص در شرایط ویژه و بحرانی مانند آنچه در لبنان رخ داده است ، نقشی تعیین کننده و افشائکننده دارند. شما می توانید با مرور چند وبلاگ که در داخل فلسطین اشغالی و توسط یهودی ها نگارش می شود از آنچه به صورت واقعی در آنجا می گذرد باخبر شوید ؛ رویدادی که توسط هیچ رسانه دیگری قابلیت دسترسی به آن نیست و از چنین حیاتی هم برخوردار نیست.
عکسهایی که توسط یک وبلاگ از نوشتن یادگاری توسط کودکان اسرائیلی بر روی موشکهایی که قرار است بر سر کودکان بی گناه لبنانی فرود آید، منتشر شد یکی از چند نمونه فتوبلاگ هایی است که چهره واقعی صهیونیست ها را روشن می کند و عمق فاجعه را می نمایاند. این موضوع در کنار اظهار نظر رسمی خاخام های صهیونیستی در کانال هفت تلویزیون اسرائیل که گفته بودند از نظر شریعت یهود کشتار کودکان و زنان در زمان جنگ بی اشکال است ، منظومه ای را شکل می دهد که از طریق آن بهتر و عمیق تر می توان صهیونیست جهانی و نگرش سردمداران اسرائیلی را شناخت. البته اظهاراتی بی محابا از این دست تکه ای از ارائه اطلاعات هدفمند و جهت دار است که بخشی از آن را باید با توجه به تصویری که از اعراب ، مسلمانان و حزب الله در رسانه های غربی ترسیم شده است ، جستجو کرد.
پنجم: آزادی اطلاعات ، دموکراسی ، حقوق بشر، حق دانستن و جامعه اطلاعاتی هرچند کلمات توصیه شده دارندگان اطلاعات و رسانه های جهان است و بهانه مشروعیت برای غارت دیگر کشورها و حضور نامشروع ؛ اما امروز زیرساخت این واژگان دامن امریکا و انگلیس و اروپا را نیز گرفته است. همان زیرساختی که قرار بود با آن کشورهایی مانند ایران ، لبنان ، سوریه و...محاکمه شوند، سبب رسوایی امریکا و اسرائیل غاصب شده است. حق دانستن و ندانستن امروز برای همه مردم دنیا یکسان است. واقعیت این است که حتی فیلترینگ هم نمی تواند مردم جهان را از حق دانستن محروم کند. لذا آنچه اهمیت دارد، ارائه شفاف اطلاعات و بهره مندی از آنها در درک واقعیت هایی است که در دنیای معاصر در حال روی دادن است ؛ اطلاعاتی که می توانند الفاظ را آنجا که نفعی در میان است وارونه جلوه دهند و از این رهگذر با وارونه نمودن پیام های واقعی ، پیامهایی رندانه را در اختیار مخاطب قرار دهند و احساس کاذبی از واقعیت را بیافرینند. هربرت شیلر در کتاب «مدیران مغزها» اشاره جالبی به وسایل ارتباط جمعی امریکایی و پیام سازی هایشان داشته است: «...گردانندگان رسانه های جمعی در امریکا، تصاویر و اطلاعاتی را می آفرینند، مرحله به مرحله کامل می کنند، پالایش و منتشر می نمایند تا به وسیله آن باورها و گرایش ها و رفتار ما را تعیین کنند. هنگامی که این گردانندگان ، ماهرانه پیام هایی را خلق می کنند که با واقعیت های زندگی اجتماعی مطابقت ندارد، آواره کننده مغزها لقب می گیرند. پیامهایی که عملا احساس کاذبی از واقعیت را به وجود آورند و یا حاوی آن نوع آگاهی باشند که شخص نتواند شرایط واقعی زندگی فردی و اجتماعی را درک و یا آن را با میل و اراده رد کند، پیامهایی رندانه است.»
| برنامه ریزی برای کودکان یهود چند سال پیش کتابی به دستم رسید که توسط دو تن از نظریه پردازان تعلیم و تربیت صهیونیستی برای تربیت کودکان یهودی نگارش شده بود. در بخشی از این کتاب برای درک «ستاره یهود» برای خردسالان ، از 3 سالگی برنامه ریزی شده بود و با تاریخ سازی ، بازیها، برنامه ریزی خاص و بهره مندی از آخرین دستاوردهای روانشناسی تربیتی تلاش شده بود تا آنها با شناخت سرزمین موعود و تعصب بر صهیون ، نسلی متعصب و برتری طلب نسبت به دیگر ادیان و نژادها باشند. امروز با تصاویری که به دست آمده است و اظهارنظرهایی که از سوی خاخام های یهودی اعلان می شود، می توان به خوبی تاثیر نظام تربیتی مدون شده برای کودکان و خردسالان یهودی را ملاحظه کرد. |