سهمی برابر از الفبا

از عدالت تعریف هایی به گستردگی مفهوم عدالت وجود دارد ولی شاید ساده ترین تعریف از عدالت ، فراهم کردن زمینه های برخورداری همه شهروندان از منابع ، فرصتها و امکانات ملی باشد
کد خبر: ۱۰۴۲۳۶
و دولت به عنوان متولی عدالت گستری ، مسوولیت دارد نسبت به فراهم کردن زمینه های عادلانه بهره مندی از منابع ، فرصت ها و امکانات ملی تلاش کند و این منابع ، فرصت ها و امکانات ملی را به نحوی مدیریت کند که همه افراد و گروه های جامعه بتوانند از حداقل منابع ، فرصت ها و امکانات ملی در حد نیاز بهره مند شوند.
نخستین کنفرانس آموزش برای همه (EFA) در سال 1990 میلادی در «جامتین» تایلند به همت 5 سازمان بین المللی: یونسکو، یونیسف ، صندوق جمعیت سازمان ملل ، بانک جهانی و برنامه عمرانی ملل متحد، با حضور 160 کشور جهان با هدف گسترش سواد در جهان ، افزایش فرصت های یادگیری برای همگان و بهبود کیفیت یادگیری برگزار شد. این گردهمایی یکی از مهمترین و اثرگذارترین گردهمایی های قرن گذشته در حوزه تعلیم و تربیت بوده است.
در سال 2000 میلادی گردهمایی دیگری با حمایت 5 سازمان مذکور و با حضور سران و وزیران آموزش و پرورش کشورهای مختلف جهان به منظور بررسی عملکرد کشورها طی 10 سال گذشته و ترسیم چهارچوب عمل طی 15 سال آینده (2015میلادی) در داکار سنگال تشکیل شد.
اجلاس داکار منجر به صدور اعلامیه ای شد که بر اساس آن نمایندگان کشورهای مختلف شرکت کننده از جمله وزیر آموزش و پرورش وقت ایران ، متعهد شدند با بسیج تمامی توان و امکانات خود، در راه دستیابی به اهداف این اعلامیه بکوشند به گونه ای که اهداف آن را تا سال 2015 میلادی محقق نمایند. اهداف اجلاس داکار عبارتند از:
- افزایش و گسترش مراقبت و آموزش جامع در اوان کودکی بویژه برای آسیب پذیرترین و محروم ترین کودکان.
- دسترسی کلیه کودکان بویژه دختران ، اقلیت های قومی و کودکانی که در شرایط دشوار قرار دارند به آموزش ابتدایی اجباری و با کیفیت خوب
- تامین نیازهای یادگیری جوانان و بزرگسالان از طریق دسترسی برابر به یادگیری مناسب و مهارت های زندگی
- تحقق 50 درصد پیشرفت در سطح سواد بزرگسالان تا سال 2015 میلادی بویژه برای زنان و دسترسی برابر به آموزش پایه و مداوم برای همه بزرگسالان
- حذف نابرابری های جنسیتی در آموزش ابتدایی و راهنمایی تا سال 2005 و دستیابی به تساوی جنسیتی در آموزش و پرورش تا سال 2015 میلادی بهبود تمام جنبه های کیفی آموزش و پرورش و تضمین اعتلای آن برای همه. حال با توجه به اهمیت موضوع عدالت آموزشی ، آنچه مهم می نماید قابلیت اجرایی این هدفها و امکانات آموزش و پرورش برای دسترسی به این ایده آلهاست.
برنامه ریزی آموزش و پرورش به صورتی باید باشد که اگر تهیه کنندگان خود مجری طرحها باشند به آسانی بتوانند آنچه را که به عنوان طرح و برنامه مطرح کرده اند عملی کنند و هدفهای منظور را به صورت سودبخش و با بازده کافی تحقق بخشند. بلندپروازی در تهیه طرحهای آموزشی و تنها به آرمانها اندیشیدن ، برنامه ها را از واقعیت ها دور می کند و یکی از علل ایجاد فاصله بین طرحها و اقدامات اجرایی است. بنابراین در برنامه ریزی به قابلیت اجرای خطمشی ها و اصول و دستورالعمل ها باید توجه داشت.

اجباری کردن آموزش ابتدایی


اجباری کردن آموزش ابتدایی آن هم با کیفیت خوب بویژه برای دختران نکته قابل تامل دیگری است. برای کسانی که ایران را فقط تهران یا بعضی از شهرهای بزرگ نمی بینند و از وضعیت آموزشی نقاط محروم کشور از کلاس هایی که در ازای ثبت نام 10 دانش آموز پسر حتی یک دانش آموز دختر بندرت ثبت نام می کند خبر دارند این سوال پیش می آید که آیا با توجه به عدم اشتغال پسران در این مناطق محروم ، می توان دختران را به اجبار راهی مدارس کرد در حالی که بیشتر خانواده ها ترجیح می دهند که حداقل دخترانشان در امور خانه ، قالیبافی ، دامداری و یا در مزارع به آنها کمک کنند و در چنین شرایطی آیا امکان تحقق عدالت آموزشی تا تاریخ مندرج در این آیین نامه وجود دارد؛ امکان تحقق یافتن شعارهایی مانند حذف نابرابری های جنسیتی در آموزش ، بهبود تمام جنبه های آموزشی فقط زمانی صورت می گیرد که در مرحله اول تبعیض آموزشی در کشور از بین برود.
وقتی در فلان مدرسه غیرانتفاعی پایتخت دانش آموزی برای سال اول دبیرستان بیش از 2 میلیون تومان و برای پیش دانشگاهی بیش از 4 میلیون تومان فقط برای یک سال می پردازد تا از امکانات گسترده آن مدرسه استفاده کند چند درصد این درآمدها صرف گسترش مدارس عمومی در نقاط محروم کشور می شود. وقتی مدارسمان را به مدارس استعدادهای درخشان ، نمونه ، غیرانتفاعی و غیره تقسیم می کنیم و بهترین امکانات را در اختیار تعداد محدودی از دانش آموزان قرار می دهیم هر چند که به علت استعداد آنها حتی این امکانات نیز برای آنها کم است با این همه در بسیاری از مدارس دیگر امکانات آموزشی صرفا به کلاس ، گچ و تخته سیاه ختم می شود. ماده 2 این آیین نامه می گوید که وزارت آموزش و پرورش موظف است با همکاری شوراهای اسلامی شهر و روستا افراد مشمول این آیین نامه را که از ادامه تحصیل بازمانده اند، شناسایی و امکان ثبت نام و ادامه تحصیل آنها را فراهم کند در حالی که عدالت واقعی در جامعه زمانی به وجود می آید که کودک از ته دل و با اراده خود به سوی فراگیری علم سوق داده شود نه این که اجبارا از طرف نهادی و یا قانونی به مدرسه معرفی گردد چرا که اگر بهترین امکانات را نیز در اختیار دانش آموز بی انگیزه قرار دهیم باز طرفی نخواهیم بست.

ضعف مدیریت


عامل دیگری که شاید بزرگترین مانع توسعه آموزشی است ضعف مدیران مدارس و مناطق آموزش و پرورش کشور است. در بعضی از مدارس به علت ضعف مدیریت از امکانات موجود بخوبی استفاده نمی شود. این نوع مدیران نشاط و شادمانی فضای مدارس را از بین می برند و با رفتارهای نسنجیده خود دانش آموزان را از مدرسه و آموزش گریزان می کنند.
آموزش و پرورش باید مدیران لایق و قدرتمندی داشته باشد که با راهکارهای خود، موجب جذب کودکان خارج از مدرسه ، کودکان استثنایی و سایر اقشار آسیب پذیر بویژه در مناطق محروم شوند و مدیریت آموزش و پرورش باید مدیریتی پاسخگو، مشارکت آمیز و مسوولیت پذیر باشد. در سفرهای رئیس جمهور یکی از وزرایی که باید رئیس جمهور را همراهی کند وزیر آموزش و پرورش است. او می تواند با سفر به استان های کشور از نزدیک از مناطق محروم بازدید کرده و از تبعیض ها و شکاف های موجود در مسائل آموزش و پرورش کشور آگاه شود. آموزش و پرورش باید دارای برنامه های منسجم در رادیو و تلویزیون باشد و با ارائه سریال ها، فیلمها و ارائه گفتگوهای کارشناسانه در روشن کردن اذهان عمومی خانواده ها ؛ در مسائل آموزشی به مردم کمک کند و سخن آخر این که تا زمانی که کرامت انسانی معلم در جامعه از جایگاه والایی برخوردار نگردد مشکل بتوان به عدالت آموزشی در کشور دست یافت.
امید است با توجه به محورمداری موضوع عدالت از دیدگاه رئیس جمهوری و عنایت خاص وزیر محترم آموزش و پرورش به عدالت گرایی در آموزش و پرورش و با ترتیب اثر دادن به نظرات انسان های خوش فکر و آگاه در مسائل آموزش و پرورش گام های اساسی در توسعه عدالت آموزشی در کشور برداشته شود چرا که اساس و بنیان پیشرفت هر کشوری در گرو رفع تبعیض ها، ایجاد عدالت و خصوصا توسعه عدالت آموزشی است.

اقتصاد آموزش و پرورش


نکته مهم در آموزش و پرورش بودجه آن است در اقتصاد آموزش و پرورش مساله تعادل بین هزینه های آموزشی و هزینه های مربوط به دیگر فعالیت های اجتماعی بحث مهم و قابل ملاحظه ای است.
مساله این است که از نظر اقتصادی ، و از لحاظ موازنه بین مصرف و بازده ، تا چه میزان از بودجه عمومی را به آموزش و پرورش می توان اختصاص داد؛ و تا چه حد می توان پیش رفت؛ با این وصف در اکثر نظامهای اقتصادی جهان امروز سهم آموزش و پرورش را از تولید ناخالص ملی و از بودجه دولت و دیگر منابع محلی مرتبا اضافه می کنند و افزایش بودجه سالانه قابل ملاحظه است ، اما هنوز تنگناهای ناشی از کمبود منابع مالی وجود دارند و ضعف بودجه مساله عمومی است زیرا روند افزایش هزینه ها بیشتر و سریعتر از میزان افزایش سالانه بودجه و اعتبارات آموزشی است حال چگونه می خواهیم با بودجه ناچیز اختصاص یافته به آموزش و پرورش محرومترین انسان ها را در محرومترین نقاط کشور از آموزش جامع آن هم از اوان کودکی بهره مند سازیم. تعداد زیادی از این کودکان به علت مشکلات مالی خانواده ها علیرغم علاقه آنها به مدرسه نمی توانند به تحصیل بپردازند و مجبورند از دوران کودکی کار کرده و کمک خرج خانواده باشند.




محمد گل صنملو
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها