دفاع از تمامیت ارضی و تمامیت اصول دینی و اعتقادی و ارزشهای انسانی این مرز و بوم همیشه و همه جا در هر زمانی سینه به سینه و ذهن به ذهن از پدر و مادر به فرزند ودیعه داده میشود و با این تفکر یک فرزند ایرانی رشد میکند.واین موضوع مشترک فرهنگ های متعدد ایران را بدل به یگانه فرهنگ بی بدیل ایرانی اسلامی کرده و همه در حفظ آن سهیم وشریک و مدیون هستیم.به این بهانه با مجید پاکرای به گفتگو نشستیم که در پی می آید.
تعریفتان از بشریت چیست؟
همه افراد در هر ملیت، جنسیت و نژادی که زیست می کنند وبا دیگر هم نوع خودش تعامل مسالمت آمیز دارد را بشر یا انسان میگویم ،البته این بشراگر دارای احساسات نوع دوستانه وکمال طلبانه برای خودش و هم نوع اش باشد دارای صفت انسانیت یا بشریت تداوم بخش رسالت انسانیت در تداوم این تفکراست.
ایران با وجود فرهنگهای مختلف قومی تا چه حد توانسته در حفظ این فرهنگ ها کوشا باشد؟
من مدرس هستم و در شهر های زیادی تدریس کرده ام و با طایفه و اقوام ایرانی زیادی بخاطر عکاسی چند روزی زندگی کرده ام.در نگاه اول تفاوت زیاد است اما بعد متوجه میشوی که اصول یکی است فقط راه و روش ها با هم متفاوت است.همه ما زیر سایه سه رنگ سفید و سبز و سرخ یک پرچم زندگی میکنیم و به اصول آن اعتقاد کامل داریم و همین سبب زندگی مسالمت آمیز و همبستگی ما با هم میشود.دفاع از تمامیت ارضی و تمامیت اصول دینی و اعتقادی و ارزشهای انسانی این مرز و بوم همیشه و همه جا در هر زمانی سینه به سینه و ذهن به ذهن از پدر و مادر به فرزند ودیعه داده میشود و با این تفکر یک فرزند ایرانی رشد میکند.واین موضوع مشترک فرهنگ های متعدد ایران را بدل به یگانه فرهنگ ایرانی اسلامی کرده و همه در حفظ آن سهیم وشریک و مدیون هستیم.
چه عاملی باعث میشود شخصی از درون خود و بشریت دور شود؟
تنها چیزی که سبب شده زنده دل باشم ,عشق به خود ،خانواده و هم نوعم است در واقع معتقد به یک وحدانیت هستم .وحدانیت و خدایی که به من امید زندگی می دهد واعتقاد به آموزه های پیامبرانش.پیام های که مرا مژده میدهد یا مرا نهی میکند از عاقبت کاری که می خواهم انجام دهم. روز رستاخیزی که همه زنده میشوند و بدان را از خوبان متمایز میکند.این تفکر و اعتقاد مرا در مسیری هدایت میکند که هم خودم آرامش داشته باشم و هم جامعه از وجود من احساس آرامش کند.انسان به پوچی رسیده ,کسی است که به هیچ چیز اعتقاد ندارد و همه چیز را در حال فنا و زوال می بیند, از درون که خود نابود میشود, از بیرون دیگران و جامعه رانیز نابود میکند.و عاملی میشود که حیات خدادای بشری را به شدت تهدید میکند.یک مرض بسیار مهلک که هرچه سریع تر باید واکسینه شود.
نگاه عکاس چه تاثیری بر حفظ بشریت دارد؟
از اختراع عکاسی تا کنون عکاس سعی در ثبت هر آنچه که رو به روی لنز دوربین بوده را داشته.دوربین را صادق ترین وسیله ثبت زندگی بشر میدانستند وهمیشه بهترین و تاثیر گذارترین موضوعات عکاسی زندگی بشر بوده و هست.تمام عکاسان جنگ و مستند نگاران اجتماعی لحظات نابی را از انسانهای سراسر جهان ثبت کرده اند که تاثیر گذارترین پیامهای بشر دوستانه بوده وهست.در جنگ ده هزار روز آمریکا با ویتنام تلخ ترین و خش ترین جنایات آمریکایی ها توسط عکاسان ثبت و ضبط شد و یکی از مهم ترین اسناد ی است که جنایات آمریکا نسبت به نوع بشر را بازگو میکند.از بمبهای ناپالم روی سر کودکان و افراد بی دفاع گرفته تا قتل عام های بیرحمانه مردم غیر نظامی ویتنامی. عکسها بیداری اذهان است.فریاد های بی صدایی که ببینید چه بر سر بشریت می آورند.در گوشه و کناراین دنیای نا آرام هستند کشورهایی که شعار حقوق بشر را سر میدهند و آنرا علم می کنند اما مردم را با فجیع ترین وضع ممکن نابود می کنند و این عکاس سازنده وآزاد است که با رسالتش پرده از جنایات آنها برمیدارد.
حس عکس چگونه به بیننده منتقل میشود؟
شما اشاره کردید به حس.دقیقا تمام عکسهایی که یکی از عواطف و احساسات بشری را نشان دهد بلافاصله به مخاطب تزریق شده آنرا متاثر میکند.خواه یک لبخند باشد یا نگاه نگران یک مادر.تمام نشانه های سمبلیک یک تصویر انسانی و اجتماعی بدون هیچ واسطه ای برفکر و ذهن مخاطب فرود می آید و او را در گیر مساله موجود در تصویر میکند.عکس و تصویر بسیار گیراتر و چالش برانگیز تراز یک متن نوشتاری است که میتواند یک انقلاب فکری در ذهن مخاطب ایجاد کند.
اتفاقات تهران را که دور از بشریت بود چگونه میبینید ؟
یکی از مواردی که هیچ جامعه ای چه ایرانی و چه غیر ایرانی آنرا رد میکند و نمی پذیرد مساله ترور و تروریسم است.در کتاب آسمانی ما قرآن کریم صراحتا به آن اشاره کرده که "هیچکس نسبت به دیگری برتری ندارد" ودر منشور حقوق بشر نیز آمده است : "همه با هم برابرند کسی را به دیگری برتری نیست."اما میبینیم اشخاصی که خود را مسلمان دروغین معرفی می کنند به راحتی از قوانین الهی سرپیچی کرده اقدام به قتل عام افراد بی دفاع و بی گناه کرده اند..این مزدوران براحتی با احکام کذب خود جامعه انسانی رادر سراسر جهان تهدید وآرامش آنها را سلب می کنند.ترور و تروریسم در سراسر جهان هیچ معنایی ندارد وسران آن جز شکست و نفرت جهانی راه به جایی نمی برند.این عملیات مذبوحانه در تهران ،پایتخت آرام, جز شکست برای تروریسم, ومستحکم کردن حلقه اتحاد مردمی و آگاهی افکار عموم ازسیاستهای غلط و غیر بشر دوستانه آمریکا حاصلی نداشت.
اگر در صحنه حضور داشتید چه چیزی را به تصویر میکشیدید؟
اولین اقدام نجات جان کسانی بود که میتوانستم به آنها کمک کنم.نه اینکه منتظر باشم و دوربین دست بگیرم و شاهد جان دادن بی دلیل هم نوعانم باشم که با دستان خالی مورد هجوم چند قاتل بزدل قرار گرفتند.وبعد دوربین را بالا می آوردم تا بزدلی این انسان نما ها را مقابل شیرمردان ایران به تصویر بکشم .عکاس معروفی بود که از یک کودک سیاه پوست که در اثر فقر غذایی در حال مرگ بود و در پس زمینه یک کرکس منتظر مرگ این کودک به انتظار نشسته, ساعتها منتظر نشست که کودک جان دهد و واکنش کرکس را عکاسی کند.پس از عکاسی و چاپ آن در روزنامه سیل انتقاد های شدید و انسان دوستانه نسبت عمل بی رحمانه عکاس به سوی او منتقل شد و در نهایت ندامت وپشیمانی عکاس و خود کشی او را به دنبال داشت.انتقال احساس در عکاسی نیاز به درک شرایط موجود دارد من هم فرزند همین مرز و بوم هستم مطمنا نجات جان هم ریشه ام ارجحیت دارد.
از چه زمانی شروع به عکاسی کردید؟
سال سوم دبیرستان بودم که وارد انجمن سینمای جوان در رشته کارگردانی شدم.یکی از درسهای ما عکاسی بود. مرحوم فریبرز یزدان شناس استاد عکاسی ام بود که تکنیک های عکاسی را از ایشان آموختم ,بی دریغ هرچه را که داشت از عکاسی به من هدیه داد. از آن به بعد بود که عاشق عکاسی شدم.
آیا وجود دوربین حرفه ای لازم است؟
دوربین خوب یک عکس با کیفیت را تولید میکند, اما نمی تواند یک عکس با احساس معنا دار را خلق کند .نگاه عکاس است که میتواند با یک دوربین حرفه ای یک اتفاق تاثیر گذار هنری را خلق کند.در این خلق اثر هنری دوربین خوب می تواند به عکاس کمک کند.
زیباترین تصویری که ثبت کردید چه بود؟
معمولا تمام عکاسان آثارشان را دوست دارند در هر زمینه ای که باشد. اما صادقانه بگویم که عکاسی از دخترم نیکا را خیلی دوست دارم.و بعد از آن عکس هایی که از محرم سال گذشته گرفتم برایم تاثیر گذارهستند.
احساستان در مورد اینکه نتوانستید لحظه خاصی را ثبت کنید چیست؟
هر لحظه در جهان هستی یک اتفاق شگفت و خاص و انسانی در حال رخ دادن است, هیچ عکاسی نمی تواند همه را عکاسی و ثبت کند.من هم از آن دسته عکاسان نیستم بروم موضوعی را کشف کنم.امروزه عکاسانی که چیزی برای گفتن دارند به عکاسی استیج روی آورده اند.که یک متن هنری را خلق کنند.منم فقط به دنبال موضوعات خاص هستم و خوشبختانه آن چیزی راکه مد نظرم بوده را از دست نداده ام و عکاسی کرده ام.شاید از خوش اقبالی من باشد که خواسته های عکاسیم را در لحظه ثبت کنم.
چطور سوژه یابی میکنید؟
سوال مشکلی پرسیدید.خودم نمی دانم. اما شبها قبل از خواب تصاویری مسلسل وار در ذهنم شکل میگیرند.بخشی در مورد طبیعت است .محدوده ای در مورد افراد بشر و قسمتی هم طبیعت بی جان.از این میان هر موضوعی که نظرم را جلب کند و یا یک احساس خاص نسبت به آن پیدا کنم سوژه عکاسیم می شود.بلافاصله آن را روی کاغذ مینویسم که فراموشم نشود.
چقدر در استان خود حمایت شدید؟
این داستان سر دراز دارد.بگذارید بگویم تا حدودی سازمان بسیج هنرمندان و معاونت فرهنگی شهرداری حمایتم کردندکه باعث مسرت است .
چقدر برای عکاسی سفر و خطر کردید؟
اولین مجموعه ای که کار کردم در کشتارگاه بود.کتک مفصلی خوردم.یک دندانم شکست.لباسهایم در کف کشتارگاه خونین شد.دوربینم آسیب دید.اما با لبخند بلندشدم و با صحبت کردن با مدیر کشتارگاه اجازه عکاسی را گرفتم.
درسی از عکاسی گرفتید؟
دنیای هنر سراسرش درس و تجربه است.هر موضوعی برای من یک دنیا تجربه پشت خودش داره.آشنایی باافراد جدید ،فرهنگ های جدید، مکانهای جدیدو.......
نگاه از دریچه دوربین به موضوع یک آشنایی و یک دانش و تجربه جدید برایم دارد.نگاه به یک سوژه جدید یک درس تازه عکاسیست.
تاثیر نگاه عکاسی در زنگی فردی شما چگونه بوده؟
عکاس چشم هایش را طوری تربیت کرده که موضوعاتی شاید برای دیگران هیچ گونه جذابیتی نداشته باشد رامیبینند. و از آن تصاویری خلق میکند که همه را مجذوب میکند.هنرمندان معمولا دچار روزمرگی نمیشوند و همیشه هم از این موضوع فراری بوده و ناقد این امر هستند.در زندگی شخصی, عکاسی باعث شده که حساس تر به جامعه و طبیعت اطرافم نگاه کنم و از هر چیزی که در برابرم پدیدار میشود به راحتی نگذرم این موضوع پیش پا افتاده قابلیت این را داشته باشد که به یک موضوع ناب بدل شود.
زهرا ضربتی –جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم