در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ساعت 4 بعدازظهر یکشنبه هفته گذشته نگهبان معدنی در روستای چهل قز قیامدشت در تماس با پلیس از قتل صاحب معدن خبر داد. در ادامه تیمی از ماموران همراه قاضی رضایی، رئیس شعبه 101 دادگاه خاوران در معدن مس حاضر شدند.
جسد صاحب معدن به نام اکبر 45 ساله در کنار دیواری قرار داشت. بررسیها نشان داد دو گلوله و هشت ضربه چاقو به مرد میانسال اصابت کرده و باعث مرگش شده است.
قاضی جنایی به تحقیق از نگهبان معدن پرداخت که او عنوان کرد: معدن تعطیل است اما ساعت 12 امروز اکبر به اینجا آمد و گفت، با دو نفر قرار دارد و خواست آنها را به دفترش راهنمایی کنم. حدود ساعت 3 بعدازظهر دو جوان با یک پراید به معدن آمدند و آنها را به دفتر کار اکبر راهنمایی کرده و خودم به کیوسک نگهبانی بازگشتم. نیم ساعت از حضور این دو نفر در دفتر مقتول نگذشته بود که ناگهان صدای شلیک گلوله آمد. به سمت دفتر کار مقتول رفتم که دو جوان پراید سوار را در حال فرار دیدم. آنها با سلاح مرا تهدید کردند و گفتند: «اکبر را به خاطر بدهی اش کشتیم. برو کنار تا تو را هم نکشیم.»
پس از رفتن آنها، خودم را به داخل دفتر کار مقتول رساندم و با کمی جستوجو جسد صاحب معدن را در نزدیکی دیوار پشتی دفتر پیدا کردم.
ماموران با بررسی تماسهای مقتول و تحقیق از خانواده او، توانستند هویت ضاربان را شناسایی کنند. متهمان دو برادر به نامهای مجتبی 37 ساله و مهدی 25 ساله بودند که نگهبان معدن با مشاهده چهره آنها، دو برادر را به عنوان ضاربان شناسایی کرد.
سرانجام دو برادر روز شنبه در منطقه اتابک دستگیر و به اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شدند.
مجتبی ـ برادر بزرگتر ـ در همان تحقیقات اولیه به ارتکاب جنایت اعتراف و عنوان کرد برادرش در قتل هیچ نقش و مشارکتی نداشته و در زمان جنایت تنها نظارهگر بوده است.
متهم به قتل در خصوص انگیزهاش گفت: حدود شش سال پیش مقتول در مغازه من در منطقه اتابک کار میکرد تا این که یک روز اسنادی را در خصوص مالکیتش بر یک معدن ارائه کرد و مدعی شد، مالک یک معدن مس در محدوده روستای چهل قز است، اما سرمایهای برای بهرهبرداری از آنجا ندارد. به این بهانه به من پیشنهاد سرمایهگذاری در زمینه استخراج معدن را مطرح کرد و قرار شد 5 درصد مالکیت معدن به من واگذار شود. با فروش خانه و مغازه خود مبلغی در حدود یک میلیارد تومان تهیه کرده و در معدن مس سرمایهگذاری کردم. با وجود قرار اولیه، هر بار مقتول به بهانههای مختلف در این چند سال از ثبت مالکیت 5 درصد معدن به نام من خودداری میکرد. این در حالی بود که قرارداد بین ما به صورت زبانی بسته شده بود و هیچ قرارداد مکتوبی در این خصوص وجود نداشت.
مجتبی درباره نحوه ارتکاب جنایت افزود: روز حادثه سلاحی را که چند سال پیش خریده بودم به همراه چاقویی برداشتم و به محل قرار رفتیم. در دفتر اکبر پولم را طلب کردم، اما او منکر این پول شد. رویش اسلحه کشیدم که فرار کرد. من هم گلولهای شلیک کردم که روی زمین افتاد. خودم را بالای سرش رساندم و گلوله دوم را به سینهاش شلیک کردم. متوجه هیچ چیز نبودم. با چاقویی که همراه داشتم، چند ضربه به پهلو، دست و گردن مقتول زدم و از معدن فرار کردیم.
متهم پس از اعتراف به این جنایت با دستور قاضی رضایی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: