انتخابی که برای سران عربستان اهمیت زیادی داشت و ریاض با موافقت ترامپ این سفر را به فرصتی برای برگزاری نشست فراگیرتر منطقهای تبدیل کرد. چه آن که در حاشیه این سفر، نشست سران کشورهای حاشیه خلیج فارس و نشست سران و مقامات حدود 40 کشور عربی ـ اسلامی با ترامپ برگزار شد و همزمان بزرگترین قرارداد فروش سلاح به ارزش 300 میلیارد دلار که 110 میلیارد دلار آن به فوریت اجرایی میشود، در این سفر به امضا رسید.
امیر علی ابوالفتح کارشناس مسائل آمریکا معتقد است که این سفر به دنبال سیاست خارجی آمریکا و تعریف پروژههای جدید مالی برای آمریکا شکل گرفته است. وی در گفتوگو با جام سیاست در این زمینه به سوالاتمان پاسخ داده است.
دلیل سفر ترامپ در موقعیت حساس منطقه به عربستان و اسرائیل چیست؟
انتخاب عربستان به عنوان اولین مقصد سفرهای خارجی دونالد ترامپ با حرف و حدیثهای زیادی مواجه شده است، اینکه چرا عربستان بهعنوان اولین کشور سفر خارجی انتخاب شده یا اینکه چرا بلافاصله بعد از عربستان، سفر به اسرائیل صورت گرفته همگی از مواردی است که میتواند روشنکننده سیاست خارجی آمریکا باشد. پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نگاه ترامپ نسبت به عربستان نگاه منتقدانهای بود و آشکارا عربستان را به حمایت از داعش متهم کرده یا حتی تهدید میکرد که چنانچه عربستان کمکهای خود به داعش را ترک نکند آمریکا از خرید نفت از عربستان صرفنظر خواهد کرد. در عین حال ترامپ مواضع بسیار محکم ضد اسلامی داشت و ممنوعیت ورود مسلمانان به آمریکا را مطرح کرده بود، به همین دلیل این انتظار را ایجاد کرده بود که در دوران ریاست جمهوری وی، اگر مناسبات بین واشنگتن و ریاض متشنج نشود حداقل به گرمی دوران روسای جمهور قبلی آمریکا نخواهد بود، اما اولین سفر ترامپ به عربستان نشان داد که رئیسجمهور جدید آمریکا به دنبال نقد کردن هزینههای امنیتی است که طی دهههای اخیر ایالات متحده آمریکا برای عربستان و متحدینش در منطقه غرب آسیا انجام داده است. تعریف کردن پروژههایی به ارزش 380 تا 400 میلیارد دلار، فروش 110 میلیارد دلار تسلیحات طی ده سال که بزرگترین قرارداد فروش اسلحه تاریخ آمریکا لقب گرفته، نشان میدهد که دونالد ترامپ به دنبال محقق کردن وعدههای خود، مبنی بر اینکه کشورها و متحدین ایالات متحده باید هزینه تامین امنیتشان را به آمریکا پرداخت کنند چنین رویکردی را اتخاذ کرده است.
به نظر میرسد که ترامپ همین رویکرد را در قبال کشورهای اروپایی عضو ناتو یا کشورهای شرق آسیا نیز در پیش گرفته است؟
همین طور است. این رویکرد در بحران موشکی شبهجزیره کره هم خود را نشان داد و ترامپ اعلام کرد که کره جنوبی نیز باید یک میلیارددلار بابت استقرار سامانه موشکی تاد به واشنگتن پرداخت کند که بعدا این نظر منتفی شد، اما نشان داد که رویکرد آمریکا چنین تصمیمی است. دریافت 110 میلیارد دلار از عربستان، نشان داد که عربستان در حقیقت مابهازای امنیتی که آمریکا برایش تامین میکند باید هزینههایش را پرداخت کند و رسیدن به این هدف امکانپذیر نیست مگر اینکه تهدید سیار فوری و خطرناکی برای عربستان و متحدینش در منطقه تعریف شود.
باجدهی ریاض به واشنگتن تا چه اندازه نتیجه شکستهای منطقهای آلسعود است؟
القای این که عربستان در مواجهه با دشمنی قدرتمند مثل جمهوری اسلامی ایران قرار دارد این مسیر را برای آمریکا هموار کرد که بتواند قراردادهای هنگفتی با عربستان ببندد که البته این یک بخش قضیه و بخش دیگر این است که آمریکا قصد دارد به ایجاد صلح بین اسرائیل و کشورهای عربی به رهبری عربستان بپردازد. اینکه اولین هواپیما پرواز مستقیمی از شهر ریاض به شهر تلآویو انجام میدهد و رئیسجمهور آمریکا را با خود همراه میکند نشان میدهد که آمریکاییها برای برقراری صلح بین عربستان و متحدانش و اسرائیل سرمایهگذاری خیلی زیادی کردند و گفته میشود که پیام شخصی ملکسلمان برای نتانیاهو را دونالد ترامپ با خود به تلآویو برده است. لذا با این تحرکات میتوان انتظار داشت که عربستان و متحدینش در آینده به سمت صلح با اسرائیل حرکت کنند.
این یعنی سناریوی ایران هراسی دوباره از سوی ائتلاف سهگانه عبری ـ غربی ـ عربی پیگیری میشود؟
بله، سه گروه یعنی آمریکاییها، اسرائیلیها و هم اعراب در مقابل یک دشمن مشترک یعنی ایران و جبهه مقاومت قرار گرفتند و برای مقابله با این قضیه باید بین دو طرف مخاصمه فلسطین صلح برقرار شود، اما اینکه واقعا بتوانند این صلح را برقرار کنند هنوز چشمانداز روشنی برایش وجود ندارد ضمن اینکه ایده اصلی برای ایجاد ناتوی عربی که در نشست ریاض مطرح شده هنوز با اما و اگرهایی مواجه است و چالشهای زیادی پیش رو دارد تا بتوانند به یک ائتلاف نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران برسد.
چرا با وجود امضای برجام، هنوز بحث ایرانهراسی از طرف عربستان وآمریکا پیگیری میشود؟
قدرت ملی ایران به لحاظ اقتصادی به موفقیتهای چشمگیر دست پیدا کرده و از نظر نظامی و صنایع موشکی، ایران به تواناییهای پیشرفتهای دست پیدا کرده است. جمهوری اسلامی ایران موضوع توافق هستهای و برجام را به سرانجام رسانده و مشکلات تحریم را برطرف کرده ضمن اینکه ایران به عنوان بازیگر موثر و یکی از طرفهای اصلی در منازعاتی مثل بحران عراق، سوریه، یمن، فلسطین و لبنان حضور دارد و این امر زنگ خطری برای کشورهای منطقه به رهبری عربستان است. لذا باید تاکید کرد که یک بخش ایجاد ایران هراسی، به دلیل قدرتیابی و ارتقای قدرت ایران هست که نمیشود آن را کتمان کرد، اما بخشی دیگر این هست که بدون ایرانهراسی و بدون تعریف یک دشمن خطرناک در منطقه، امکان تقویت پیوندهای سیاسی و امنیتی بین کشورهای منطقه غربآسیا با ایالات متحده وجود ندارد. در دورانی این دشمن، با عنوان گسترش کمونیست یا خطر گسترش نفوذ شوروی سابق مطرح میشد، اما حالا این دشمن با عنوان بحث خطر ایران مطرح میشود و در کنار این ایرانهراسی هست که قراردادهای صد و ده میلیارد دلار فروش سلاح به عربستان قابل تحقق است. بنابر این اگر چنین خطری برای کشورهای منطقه تعریف نشود چنین حجم عظیمی از پول برای خرید اسلحه مبادله نمیشود. لذا این ایرانهراسی که کشورهای عربی در موردش صحبت میکنند در راستای گسترش و ارتقای قدرت ایران و بخشی به دلیل تبلیغات واهی و غیرواقعی، برای خلق دشمن است تا پیوندهای بین کشورهای منطقه با غرب بخصوص ایالات متحده آمریکا بیش از گذشته تقویت شود.
گفتوگو: فاطمه امیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم