در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روستای دوتویه علیا به عنوان یک شاخص در جغرافیای حاشیهنشینی پایتخت در کشور ما گواه بر این حقیقت تلخ است که عنصر تولیدگر و فعال روستایی به بهای کار و ایجاد رفاه در چند سال اخیر به کلانشهرها و بازار فریبدهنده کار در این موقعیتها رهسپار شده و روستای پررونق سالهای گذشته از سکنه خالی شده است.
بعد از گذران این سالهای پر از مهاجرت و ترکیدن حبابهای خیالی و رسیدن به این حقیقت که کلانشهرها در تامین رفاهی مهاجران روستایی ناتوان هستند، این منابع انسانی تولیدگر در انتظار ایجاد فضای کسب و کار و تولید در روستاهای خود هستند تا تصمیم به بازگشت بگیرند و این آرزو به رفتارهای سریع و با برنامه زنجیرههای تصمیمساز در مسائل اجرایی کشور بستگی دارد.
رفتارهایی که باید بر پایه تجهیز منابع روستایی باشد تا اشتغال روستایی همچون کشاورزی، دامداری، صنایع دستی و امثالهم به نقطه امید رفاهی روستاییان تبدیل شود و بدون شک این عامل حیاتی موجب خواهد شد یک عنصر روستایی با امید به فردایی که تولید او در بازارهای اقتصادی کشور حضور مستمر و درآمدزا داشته باشد، راه مهاجرت معکوس را بهترین و مناسبترین راه پیش روی خود ببیند.
بحرانهای پیشبینی شده برای فردای دنیا و به تبع آن برای ایران ما، حول محور مسائل زیستمحیطی است و باید جریان اجرایی و قانونگذار با اندیشهای متعال و شرایطسنج، به میدان عمل بیاید و اگر با تکیه بر فرصتهای روستایی که امروز به یک تهدید علنی تبدیل شده است، با یک تغییر رویکرد به حمایت از کار روستایی، تولید روستایی و اصالت فرهنگی سبک زندگی پر از قناعت روستایی بپردازد، میتوان به رشد تولیدهای مستمر، پویا و حیاتی برای اقتصاد کشور دست یافت.
به طور کلی برنامه مهم برای پویایی فردای ایران عزیز ما و راه پیش رو برای عبور از بحران ترافیک انسانی در کلانشهرها که پایهگذار مصائب پرشمار و دردهایی همچون عدم توانایی تسهیلات شغلی، رفاهی، بهداشتی، درمانی برای مهاجران از روستا و شهرهای کوچک شده است، بستگی به پذیرش این حقیقت دارد که چاره این راه در رونق روستاها و حیات بخشیدن دوباره به زندگی و کار در روستاهاست و درک این واقعیت مهمترین عاملی است که امید به آن، ابتداییترین قدمها برای یک تحول اثرگذار و آیندهساز است که به عبارتی میتوان آن را سرمشق مهاجرت معکوس در جامعه ایرانی دانست.
تحقق آرزوی مهاجرت معکوس را باید نقطه عطفی در کشور بدانیم و با فرهنگسازی این مفهوم که روستاها سرچشمه سودآوری اقتصادی برای کشور هستند، از نیروهای جوان و کارای روستایی خواسته شود با انتخاب راه بازگشت به روستا و ایجاد فضای پرنشاط کسب و کار روستایی، هم به آینده خود و هم آینده کشور خدمت کنند.
در این سالها ثابت شد که کلانشهرها انتخاب درست و حقیقت مناسبی برای پناه بردن روستاییان نیازمند به کار و رفاه نیست و خسارتهای جبرانناپذیری در حوزههای مختلف اجتماعی از نظر بیکاری، مشاغل کاذب و ضررده اقتصادی، بالا رفتن سن ازدواج، مشکلات حمل و نقل، آلودگی آب و هوا و هزینهکردهای عمرانی مازاد و بیاثر در نظام شهرسازی کلانشهرها، گریبانگیر کشور ما شده است به حدی که بیشترین توان سرمایهای شهرداریها در کلانشهرها به خدمات مختلف و مازاد برای جمعیتهای بیش از حد استاندارد، گذاشته شده است.
توان سرمایهای که باید در مسیر خدمت به یک جمعیت استاندارد هزینه میشد و نتیجه آن پویایی شهرهای بزرگ، تولید و اشتغال میشد با وجود افزایش بودجهها به نتایج نامطلوبی ختم شده است و ادامه ضررهای این اتفاق نهتنها در کلانشهرها متوقف نشده است بلکه به مرگ روستاهایی که به یک نمونه آن اشاره شد، رسیده است و حالا برای تاریخ و نسلهای فردا باید راه مهاجرت معکوس به عنوان تنها راه نجات سرمایه انسانی و سرزمینی کشور به یک میراث ماندگار تبدیل شود و آیندگان با مرور روایتهایی که در عصر ما میگذرد به یکی از این دو خواهند رسید که یا قدردان حیات دوباره تولید و اشتغال پایدار و مستمر روستایی خواهند بود یا حسرت خواهند خورد که چرا یک نسل، به تغییر رویکرد اقدام نکرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: