در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، در نخستین پرونده مردی شکاک که همسر خود را به قتل رسانده موفق شد با پرداخت مبلغ مصالحه از طناب دار نجات یابد. متهم چند سال پیش با تصور این که همسرش با مردی غریبه ارتباط دارد دست به قتل او زده بود.
مرد جوان پس از دستگیری در بازجوییها گفت: «همسرم آرایشگاه داشت. چند وقتی بود که به رفتارهایش مشکوک شده بودم. روز حادثه سر همین قضیه با هم درگیر شدیم و من با چاقو او را کشتم.» متهم که دختری خردسال دارد در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به درخواست پدرزنش
به قصاص محکوم شد. این حکم در دیوان عالی کشور تائید شد و در حالی که در آستانه اجرا قرار گرفته بود، متهم موفق شد با پرداخت 70 میلیون تومان رضایت ولی دم را جلب و از قصاص نجات یابد. او صبح دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربانزاده از جنبه عمومی جرم محاکمه شد و گفت: «من در زمان حادثه اعتیاد داشتم و در زندان مواد را کنار گذاشتم. چشم انتظارم آزاد شوم تا سرپرستی دخترم را به عهده بگیرم. او پیش پدرم زندگی میکند.» در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند تا رای نهایی را صادر کنند.
در دومین پرونده که به دلیل تعداد بالای طرفین درگیری در سالن اجتماعات دادگاه کیفری به ریاست قاضی اصغر عبداللهی برگزار شد، نزاع مرگبار دهها نفر در مرداد 93 در فیروزکوه مورد رسیدگی قرار گرفت.
در این درگیری خویشاوندی، مردی میانسال با ضربه داس به سرش به قتل رسید. پرونده مورد نظر، سه متهم به قتل دارد که هر کدام از آنها با جسم سخت ضربهای به مقتول وارد کردهاند، اما هیچ کدام خود را قاتل نمیدانند.
در جلسه دادگاه یکی از متهمان به نام رحیم در جایگاه ایستاد. او با وجود اعتراف قبلی به ایراد ضربه به سر مقتول با چوب، در جلسه دادگاه خود را بیگناه دانست و گفت: آن روز در خانه بودم که یکی از آشنایانم با گوشی همسرم تماس گرفت و گفت مادر مرا در یک درگیری کتک زدهاند. سریع خودم را به محل نزاع رساندم. 80-70 نفر جمع شده بودند. همه هم داس، بیل و کلنگ داشتند. من فقط با لگد ضربهای به موتور مقتول زدم.
در ادامه رامین نیز ایراد ضربه با داس را رد کرد و گفت: وقتی از ماجرا باخبر شدم، با موتور خودم را رساندم. کلی آدم جمع شده بود. اما همین که رسیدم، مقتول که دوست چندین و چند ساله من بود، جلوی پایم افتاد و بیهوش شد. من تحت فشار بازجوییها به زدن ضربه داس به سر مقتول اعتراف کردم. رحیم هم یک بار در زندان به من گفته بود تو قتل را گردن بگیر، من رضایت اولیای دم را میگیرم. متهم دیگر نیز قتل را گردن نگرفت تا در پایان، قضات وارد شور شوند تا براساس مدارک موجود رای نهایی را صادر کنند.
در سومین پرونده نیز که مدتهاست در دادگاه کیفری استان تهران در حال رسیدگی است، مردی به اتهام قتل خواهرزادهاش محاکمه شد. او که با قرار وثیقه آزاد است، اظهارات مشابه خود در دو جلسه قبلی را تکرار کرد و گفت: «شهریور 93، به خاطر چند وسیله که ارثیه مادرم بود، بین من و خواهرم درگیری رخ داد. این نزاع شدت گرفت و آنها جلوی در خانه من آمدند و شروع به سنگپرانی کردند. بیرون رفتم و با آنها درگیر شدم، اما خواهرزادهام با سنگی که من پرتاب کردم، فوت نکرد.»
این در حالی است که مادر مقتول درخواست قصاص کرده و مدعی شده، برادرش، قاتل پسر 24 ساله اوست. در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند تا درباره اجرای قسامه تصمیمگیری کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: