در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او گفت که خلبانی را دوست داشت، اما البته از ارتفاع هم میترسیده. صحبت از معروفیت که شد غفوریان گفت اوایل کار همراه بیژن بنفشهخواه و حسین رفیعی مسیری را پیاده میرفتند تا امضا بدهند. غفوریان از تجربه بازی در نقش جدی در فیلم کاهانی و رضایت فراوان از نقشش گفت. خاطرهاش از سفر برزیل و مهمان کردن دوستانش در یک رستوران هم جالب بود. قضیه از این قرار بوده که پس از صرف غذا وقتی تقاضای صورتحساب میکند، تسلط نداشتن صاحب رستوران به زبان انگلیسی و بد فهماندن غفوریان سبب شده بار دیگرسر آشپز همان غذا رابرای آنها حاضر کند که این موضوع خنده فراوان مدیری را در پی داشت.
ورود ناخواسته و حضور ماندگار
ناصر نظامی در برنامه سینما و دوبله، مجری برنامه یعنی منوچهر والیزاده را استاد خطاب کرد و گفت خوشحال است والیزاده از او سوال میکند چون در حوزه دوبله استادش بوده است. نظامی گفت سال 1346 زمانی که 20 ساله بوده وارد این عرصه شده است. او درباره حضورش در کار دوبله گفت که برای دیدن یکی از اقوام به یکی از استودیوها میرود که به او پیشنهاد میشود متنی را اجرا کند. پس از انجام این کار و حین رفتن صاحب استودیو میگوید فردا صبح بیاید و مشغول کار شود. والیزاده در بخشی از برنامه یادی از سریال مرد شش میلیون دلاری به عنوان یکی از آثار بهیادماندنی نظامی کرد که این دوبلور در تائید گفت که پس از سالها مثلا اتفاق افتاده که یک راننده تاکسی از او میپرسد شما همان دوبلور مرد شش میلیون دلاری نیستی؟
سختیهای رفتن به جبهه جنگ
خاطرات جنگ، جشنواره جهانی فجر و فیلمسازی موضوعاتی بود که رضا میرکریمی در خندوانه حرفهای زیادی دربارهاش گفت. میرکریمی در آغاز، برگزاری جشنواره جهانی را عاملی برای رشد فیلمسازی و افزایش توان فرهنگی، امنیتی و اقتصادی عنوان کرد و مهمانان این رویداد را نیز سفیران فرهنگی دانست که عموما از حضور در ایران شگفتزده شدهاند. او گفت شرکتکنندههای جشنواره را که میبیند دلش میخواهد فیلم بسازد. همچنین خاطره او از 16 سالگی و حضورش در جبهه جنگ هم قابل تامل بود. او گفت که پدرش ابتدا مخالف حضورش بوده و پس از موافقت روز اعزام او را از داخل اتوبوس بیرون میآورد که با اصرار نزدیکان راضی میشود او به جبهه برود. میرکریمی در اولین روز حضور مجبور شد عده زیادی از مجروحان را با اتوبوس به باختران ببرد.
ترس از بازی در ملک سلیمان
امین زندگانی در برنامه یکبار دیگه از شبکه پنج از روزهای رفته و آیندهاش در زمینه بازیگری و نقش هایش در آثار دینی گفت. او در این گفتوگو از سختی بازی در نقش یک پیامبر و البته دشوار بودن بازی در نقش حضرت سلیمان صحبت کرد و اینکه حتی در ابتدا میخواسته از آن صرفنظر کند. به گفته او یکی از سختترین صحنهها، در این فیلم صحنه گفتوگو با خداوند بوده است. زندگانی گفت از تحصیل در تئاتر و ادبیات نمایشی شروع کرده و وارد عرصه بازی در تئاتر شده؛ البته ابتدا بسیار هم خجالتی بوده است. او از لذت فراوان و برکت اولین دریافتی برای بازیاش در یک سریال هم گفت که از طریق آن شهریه دانشگاهش را داده و کتاب هم خریده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: