در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مناظرهای که قرار بود با موضوع اجتماعی برگزار شود به شکلی قابل درک، عملا به سوی موضوع اقتصاد چرخید و مسائل فرهنگی و حتی اجتماعی کمتر مورد عنایت قرار گرفت.
واقعیت این است که تفریق فرهنگ و اقتصاد از یکدیگر، چندان واقعبینانه نیست و چه بسا نسبت فرهنگ و اقتصاد به عنوان زیربنا و روبنا به هر ترتیبی با معارف دینی ما هم سازگار نباشد و از آخرین بازماندههای واژه مارکسیسم محسوب شود. یعنی اهالی فرهنگ هم میدانند که این تقسیمبندی، نه بر مبنای حقیقت، بلکه تنها ناشی از رویکردی روش شناختی است. کسی که چنین میاندیشد، میداند که در شرایط فعلی مسائل و مشکلات اقتصادی اولویت یافته و ناگزیر خودشان را به عنوان واقعیتی انضمامی و تاثیرگذار بر سیاستهای اجرایی تحمیل کردهاند، اما همه این واقعیات باعث نمیشود که اهالی فرهنگ موقتا عقبنشینی کرده، مطالبات خود را پیگیری نکنند. در این شرایط باید به سیاستمداران یادآوری کرد که هر تصمیم و اراده معطوف به اقتصاد از دایره فرهنگ بیرون نخواهد بود. هر قانون، بخشنامه، دستورالعمل و هر نوع سرمایهگذاری در بخش اقتصاد به وسیله مردم قابل اجراست. در نهایت همه سیاستها را مردم ایران، خواه مسئول، خواه شهروند عادی عملی خواهند کرد و همه میدانیم که در محیط فرهنگی نامطلوب بهترین قوانین و دستورالعملها مانند بذری مرغوب در شورهزار تباه خواهند شد، لیکن ناقصترین برنامههای اقتصادی در محیط مناسب فرهنگی حاصلی به بار خواهد آورد ولو اندک.
این قبول که برخی وقایع رخ میدهند از آن جهت که معقولند و گریزناپذیر، اما نادیده گرفتن سهم فرهنگ شاید یک خطای راهبردی باشد، حتی اگر مردم به دلایلی حوصله شنیدن این مباحث را نداشته باشند. شایسته است اهل سیاست به فرهنگ و سهم آن در مدیریت کشور بیشتر توجه کنند. این توقع زیادی نیست و امیدواریم نامزدهای محترم ریاست جمهوری در ادامه روند تبلیغاتی خود سهم بیشتری برای فرهنگ قائل شوند.
مهدی سجادهچی
فیلمنامهنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: