در آخرین روزهای سال گذشته مردی میانسال که صاحب داروخانهای است، با حضوردر شعبه 22 دادسرای جنایی کرج از سه مرد اخاذ و آدمربا شکایت کرد.
شاکی به قاضی ابراهیم مرادی گفت: بعد از پایان کار داروخانه ام در کرج،سوار خودرویم شده و به سمت خانه در حرکت بودم که راننده یک خودروی سواری راه را بر من سد کرد. همین که پیاده شدم تا علت را جویا شوم، سه مرد که یکی از آنها برچهرهاش نقاب داشت، از خودرو پیاده شدند. دو نفرشان به سمتم آمدند و با معرفی خود به عنوان مامور اداره اطلاعات مرا مورد بازرسی بدنی قراردادند و مدعی شدند من تخلف کردهام و باید برای تحقیقات همراه آنها بروم.
وی افزود: آنها با زور و تهدید مرا داخل خودرویشان انداختند و همدست دیگرشان نیز با سوار شدن به خودرویم پشت سرمان حرکت کرد. این افراد مرا به خارج ا ز شهر منتقل کردند و بعد دست و پایم را بستند. مقداری پول و دستهچکهایم را گرفتند. همان جا برگههایی سفید را مقابلم گذاشتند و در حالی که من را مدام به مرگ تهدید میکردند، به زور از من امضا گرفتند.
شاکی ادامه داد: این همه ماجرا نبود. آنها بعد از چند ساعت مرا به خانهام در کرج منتقل کردند و بعد از بازرسی داخل خانه ام سند داروخانه، زمین و املاکم و حتی آپارتمانی را که در آن ساکن بودم سرقت کردند. بعد دوباره برگههای سفیدی را مقابلم گذاشتند و خواستند امضا کنم. از ترس جانم امضا کردم. بعد هم خواستند دو فقره چک را که به مبلغ 150 میلیون تومان بود امضا کنم و به آنها بدهم. تهدیدم کردند اگر چکها روز بعد وصول نشود این بار مرا خواهند کشت. بعد مرا به خارج از شهر منتقل کرده و یک شبانهروز به گروگان گرفتند و روز بعد پس از برداشت 300 میلیون تومان از حسابم، آزادم کردند.
همزمان با شکایت مرد داروخانهدار، پرونده در دستور کار پلیس آگاهی قرار گرفت. همچنین مکاتبات لازم با دفترخانهها و ادارههای ثبت در کرج، تهران و شهرهای اطراف صادر شد تا اگر شخصی برای انتقال اسناد شاکی مراجعه کرد، موضوع را به پلیس و دادستانی خبر دهند.
پولهای سرقتی به حساب 2 زن
تحقیقات پلیسی برای دستگیری سه متهم فراری ادامه داشت تا این که ماموران به سرنخهایی دست یافتند که نشان میداد مقداری از پولهای سرقت شده از حساب شاکی به حساب دو زن یکی در تهران و دیگری در اطراف کرج واریز شده است. ابتدا زنی که در کرج بود، شناسایی و برای تحقیقات به پلیس آگاهی منتقل شد. او در جریان بازجویی مدعی شد نمیداند چه کسی پول به حسابش واریز کرده ، چون چند ماه است از این حساب بانکی استفاده نکرده است.
تحقیقات از وی در حالی ادامه داشت که دومین زن نیز در تهران شناسایی و به اداره آگاهی احضار شد. او که صاحب یک آژانس مسافرتی بود به افسر تحقیق گفت: یک روز مردی به دفتر کارم آمد و بابت هزینه سفر خودش و دو مرد دیگر به کیش و اقامت یک هفتهای در هتلی در آنجا، مبلغ هشت میلیون تومان به حسابم کارت به کارت کرد و نمیدانستم این پولها سرقتی است.
با توجه به گفتههای این دو زن آنها چون نقشی در ماجرا نداشتند آزاد شدند.
ردپای کارگر اخراجی در آدمربایی
این در حالی بودکه ماموران متوجه شدند شوهر نخستین زن مدتی کارگر داروخانه شاکی پرونده بوده و به دلیل تخلفاتی که در داروخانه انجام داده پیش از این اخراج شده است.
شوهر این زن به عنوان مظنون زیر نظر گرفته شد تا این که هفته گذشته این مرد خودش به پلیس آگاهی آمد و مدعی شد نمیداند چه کسی پولهایی را به حساب بانکیاش واریز کرده است. اکنون آمده به پلیس خبردهد تا ماجرا را پیگیری کنند که برایش دردسری به وجود نیاید.
رفتار کارگر اخراجی شک پلیس را برانگیخت که او از ماجرای آدمربایی و اخاذی 300 میلیون تومانی اطلاعاتی دارد که با دستور قضایی بازداشت شد. او همچنان مدعی بود در این ماجرا نقشی نداشته، اما زمانی که ماموران حسابهای بانکی او را بررسی کردند متوجه شدند او خودش یکی از چکها را نقد و به حسابش واریز کرده است. متهم که راز اخاذیاش را فاش شده دید به ناچار سکوت خود را شکست و اعتراف کرد.
اعتراف متهم به آدمربایی و اخاذی
متهم به افسر تحقیق گفت: همسرم نقشی در این ماجرا ندارد و بدون این که خودش بداند پول را به حسابش واریز کردم. من مدتی در داروخانه شاکی کار میکردم، اما به دلیل تخلفاتی که انجام دادم، اخراج شدم. بعد از آن ازوی کینه به دل گرفتم و درصدد اخاذی از وی بودم. بنابراین با همدستی دو دوستم شاکی را یک شبانهروزگروگان گرفتیم و به اخاذی 300 میلیون تومانی از وی دست زدیم.
وی ادامه داد: اسناد و مدارک ملکیاش را هم سرقت کردیم تا با انتقال به نام افراد دیگر آن را فروخته و میلیاردی پول نصیبمان شود که ماجرا لو رفت و موفق نشدیم. زمانی که پای همسرم به پلیس آگاهی باز شد، برای این که کسی به من شک نکند به اداره آگاهی آمدم و وانمود کردم پولهایی به حسابم واریز شده و نمیدانم صاحب حساب کیست، اما هوشیاری پلیس گرفتارم کرد.
متهمان فراری دوباره قصد آدمربایی داشتند
تحقیقات برای دستگیری دو عضو دیگر این باند ادامه داشت تا این که چند روز پیش شاکی به اداره آگاهی آمد و خبر داد همان دو مردی که پلیس در تعقیبشان است دوباره و این بار در حالی که شوکر، اسپری اشکآور و چاقو داشتند و همچنان خودشان را دوباره مامور اطلاعات معرفی کرده بودند، میخواستند مرا همراه خود ببرند که این بار چند نفر در خیابان به دادم رسیدند و آنها موفق نشدند این بار هم دست به آدمربایی بزنند.
با گفتههای جدید مالباخته، متهمان تحت تعقیب قرار گرفتند و هردویشان دو روز پیش بازداشت شدند. این دو نفر به جرایمشان با همدستی دیگر متهم پرونده اعتراف کردند.
هر سه آدمربای اخاذ روانه زندان شدند. تحقیقات برای رازگشایی از دیگر جرایم آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم