به گزارش جامجم، چند روز پیش زنی با حضور در دادسرا به قاضی موسوی گفت: امروز هنگام تمیز کردن خانه متوجه شدم که یک رشته گردنبند و دو حلقه انگشتری از داخل گاوصندوق سرقت شده است.
برادرزادهام شیشه مصرف میکند و معتاد است، او چند روز پیش اعتراف کرد سه قطعه طلا را دزدیده و حاضر است آن را پس دهد اما این کار را نکرد. بعد متوجه شدم دو انگشتر طلا را فروخته است. وقتی موضوع را به کلانتری خبر دادم، یک رشته گردنبند را پسداد و فرار کرد. چند روز پس از آغاز تحقیقات پلیس، متهم جوان دستگیر شد و اعتراف کرد که دو حلقه انگشتر را فروخته و با آن مواد خریده است. با اعتراف او، مرد طلافروش هم بازداشت شد و هر دو به دادسرا منتقل شدند.
مرد طلافروش گفت: زن جوانی انگشتر را به مغازه آورد و با گریه و التماس، از من خواست انگشتر را بدون فاکتور از وی بخرم تا مشکل مالیاش حل شود. من هم دلم سوخت و انگشتر را 600 هزار تومان خریدم.
در ادامه سارق جوان در تحقیقات گفت: مدتها بود که شیشه مصرف میکردم و به خانه عمهام رفت و آمد داشتم و میدانستم او طلاهایش را در گاوصندوقی نگه میدارد. از گاوصندوق برای تامین هزینه خرید شیشه سه قطعه طلا دزدیدم. البته گردنبند را پس دادم. دو حلقه انگشتر را دختر مورد علاقهام که معتاد بود، به طلافروش فروخت. با این پول چند روزی خوشگذرانی کردیم و سه بار هم شیشه خریده و با هم مصرف کردیم. میخواستم دوباره به گاوصندوق عمهام دستبرد بزنم که ماجرا لو رفت .
با اعتراف آنها، برایشان قرار قانونی صادر شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم