در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در تعریف جنگلهای مانگرو میتوان گفت، رویشگاههایی که در مناطق جزر و مدی آبهای شور قرار دارند، مانگرو نامیده میشوند. در کشورمان این رویشگاهها به دو گونه حرا و چندل تقسیم میشوند و وسعت جنگلهای حرا بیش از گونه چندل است.
تا مدتی پیش که خبری از قاچاق سوخت و اسکلهسازی نبود، جنگلهای مانگرو زیستگاه مناسبی برای بسیاری از پرندگان و گونههای آبزی بود. بههمین دلیل، شرایط زیستمحیطی سواحل جنوبی کشور از لحاظ جمیعت حیات وحش و آلودگی مناسب گزارش میشد، اما بیتوجهی به توسعه پایدار سبب شده جنگلهای مانگرو نیز در این میان قربانی شود.
بیتوجهی به جنگلهای مانگرو به حدی است که تاکنون وسعت واقعی و ارزش اقتصادی این مناطق بدرستی برآورد نشود و مساحت این مناطق از 21 تا 30 هزار هکتار عنوان شده است. به همین دلیل میتوان نتیجه گرفت ارادهای قوی برای حفظ این رویشگاههای منحصربهفرد وجود ندارد.
در کنار برخی مسئولان که همچنان بر طبل توسعه ناپایدار میکوبند، کم نیستند بومیانی که با قلع و قمع جنگلهای مانگرو سعی در جبران کمبودهای زندگیشان دارند.
فقر، بومیانی را که در حاشیه جنگلهای مانگرو زندگی میکنند، ناچار میکند تا با قطع شاخ و برگ در ختان جنگلهای مانگرو برای دامهایشان علوفه تهیه کنند.
با از بین رفتن جنگلهای مانگرو، حیات گونههای جانوری به خطر میافتد و در بلندمدت، بسیاری از گونههای جانوری از گردونه حیات خارج میشوند.
گنجینهای در ساحل
حیات بسیاری از گونههای آبزی آبهای جنوبی کشور درگرو بقای جنگلهای مانگرو است، چراکه کارشناسان حیات وحش از این رویشگاهها به عنوان پرورشگاه طبیعی برخی گونههای آبزی یاد میکنند.
نوزادان برخی گونههای آبزی مانند ماهی و میگو پس از این که در آبهای آزاد متولد شدند، به سمت جنگلهای مانگرو میآیند تا به مرحله بلوغ برسند، چراکه در این رویشگاههای منحصربهفرد منابع غذایی بیشتری وجود دارد. به دلیل این ویژگی جنگلهای مانگرو کارشناسان محیط زیست تاکید میکنند، هرچه از وسعت جنگلهای مانگروی کشور کاسته شود، از منابع غذایی انسان و دیگر گونههای جانوری در سواحل جنوبی کشور نیز کم میشود.
این در حالی است که به این شکل، زندگی اقتصادی بومیان سواحل جنوبی که از طریق صید ماهی و میگو امرار معاش میکنند، به خطر میافتد.
اهمیت حفظ جنگلهای مانگرو به این موارد محدود نمیشود و باید از تاثیر مثبت این رویشگاهها در جذب فلزات سنگین، کاهش فرسایش بادی، تولید اکسیژن، جذب دیاکسیدکربن، کاستن از خطر توفانهای دریایی و جذب گردشگر نیز نام برد.
بنابراین باید اعتراف کرد، بسیاری از مسئولان و بومیان منطقه غافلند که حیات آنها به حیات جنگلهای مانگرو گره خورده است، زیرا در کنار افزایش جمعیت گونههای آبزی این رویشگاهها با جذب فلزات سنگین سبب میشوند میزان آلودگی در بدن آبزیان کاهش پیدا کرده، در نهایت انسانهایی که از این گونهها تغذیه میکنند، با خطرات کمتری روبهرو باشند.
جنگلی غرق در بیتوجهی
جنگلهای مانگرو منافع زیادی برای انسان دارد، اما غفلت از این منافع، انسان را به سمتی سوق داده که کمر به نابودی این رویشگاهها بسته است.
آبهای آلوده، یکی از خطرات جدی است که حیات جنگلهای مانگرو را تهدید میکند، زیرا پساب بسیاری از شهرهای ساحلی و صنایعی که در جنوب کشور قرار دارد، وارد این رویشگاه میشود.
در کنار پسابهای صنعتی و شهری باید از آلودگیهایی که کشتیها ایجاد میکنند نام برد، زیرا کم نیستند کشتیهایی که آب توازن خود را در آبهای جنوبی کشورمان تخلیه میکنند یا با قاچاق سوخت و تخلیه مواد شیمیایی در آب، حیات جنگلهای مانگرو و گونههای جانوری را نشانه میروند.
خشکسالی و ساخت سد را نیز باید جزو عواملی دانست که جنگلهای مانگرو را تهدید میکند، چراکه با کاهش جریان آبهایی که وارد این زیستگاهها میشود، حجم رسوباتی که جریان آب به جنگلهای مانگرو منتقل میکند، کاهش پیدا میکند و زمینه برای ضعیف شدن درختان این رویشگاه فراهم میشود.
میتوان گفت مسائلی که حیات جنگلهای مانگرو را تهدید میکند، ترکیبی از مسائل اقتصادی و اجتماعی است و برای حل آنها مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست و جنگلها باید همکاری همهجانبه بایکدیگر داشته باشند. این دو سازمان باید شرایطی ایجاد کنند که نهادهای دیگر مانند شیلات و کشتیرانی نیز برای حفظ این زیستگاههای منحصربهفرد استانداردهای لازم را رعایت کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: