در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ماجرای این پرونده از 27 فروردین امسال با اطلاع پلیس از وقوع یک فقره درگیری منجر به قتل در خانهای مسکونی در خیابان شوش تهران آغاز شد. چند مرد جوان که بعضیهایشان چاقو داشتند، وارد خانه شده بودند که یکی از آنها با اصابت چاقو به قتل رسیده بود. متهم که مرد خانواده بود، از سوی پلیس دستگیر شد و در بازجوییها به قتل ناخواسته اعتراف کرد تا پروندهاش برای رسیدگی در اختیار شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی زالی قرار گیرد.
صبح دیروز، در جلسه دادگاه، متهم که با درخواست قصاص اولیای دم روبهرو شده بود، گفت: «آن روز در خانه خوابیده بودم که صدای داد و فریاد پدر و همسرم را شنیدم. در حالت خواب و بیداری خودم را به حیاط رساندم. چند مرد که تعدادی از آنها چاقو داشتند، وارد حیاط شده و پدرم را روی زمین انداخته بودند. همسر باردارم هم ترسیده بود. این شرایط را که دیدم، چاقو را برداشتم و به سمت یکی از آنها پرتاب کردم. ناگهان دیدم چاقو خونی شده. مقتول آن موقع حالش خوب بود و توانست با پای خودش به سمت چند مامور که در کوچه ایستاده بودند، برود. من هم از ترس، بالای پشتبام پریدم، اما دوستان مقتول مرا گرفتند و با پشت چاقو چند ضربه به سرم زدند.» متهم درباره انگیزه قتل نیز گفت: «من هیچ انگیزهای نداشتم. تازه وقتی به آگاهی منتقل شدم، فهمیدم که ماجرا چیست. آنجا برادرم به من گفت چند ماه پیش، مقتول و دوستانش در پارک از او زورگیری کردهاند و او هم شکایت کرده است. آنها آن روز برای گرفتن رضایت به خانه ما آمده بودند که با پدرم درگیر شدند.»
متهم در آخرین دفاع خود نیز وقوع قتل را ناخواسته دانست تا قضات برای صدور رای وارد شور شوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: