در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
30 اردیبهشت سال 86 مردی با مراجعه به کلانتری 32 حصارک از مرگ ناگهانی زنبرادرش خبر داد. ماموران بسرعت به خانه زن مراجعه کردند و با جسد او در حالی که آثار ضربههای چاقو بر روی آن وجود داشت، روبهرو شدند. در همان تحقیقات ابتدایی فاش شد شوهر مقتول او را کشته است. مرد جوان دستگیر شد و در بازجوییها به قتل به بهانه مسائل اخلاقی اعتراف کرد تا پروندهاش برای رسیدگی در اختیار شعبه 74 وقت دادگاه کیفری استان تهران قرار گیرد. متهم در این شعبه با درخواست اولیای دم به قصاص نفس محکوم شد و در حالی که با تائید این حکم در دیوان عالی کشور در آستانه اعدام قرار گرفته بود، موفق شد با پرداخت 400 میلیون تومان رضایت خانواده مقتول را جلب کند و از قصاص نجات یابد.
او صبح دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی از جنبه عمومی جرم محاکمه شد و گفت: «همسرم پوشش مناسب نداشت و به حرفهای من هم گوش نمیکرد. با دختری به نام هنگامه دوست بود. فهمیده بودم که همراه هم به دیدن دوستپسر هنگامه رفتهاند. به این موضوع اعتراض کردم و جر و بحثمان شد. او درخواست طلاق و پرداخت مهریهاش را کرد اما من زیر بار نرفتم. عصبانی شدم و با چاقو او را کشتم. مهریه همسرم صد سکه بود. من در این مدت با پرداخت 400 میلیون تومان از خانوادهاش رضایت گرفتم. از قضات میخواهم مرا ببخشند و در حکمم تخفیف قائل شوند.» در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند تا رای نهایی را صادر کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: