مدارس خارج از کشور؛ هزینه زیاد، بازدهی اندک

مشکل کمبود بودجه وزارت آموزش و پرورش حکایتی است که معمولا هر سال از زبان مسئولان می‌شنویم و تقریبا همه ما به آن عادت کرده‌ایم، اما جالب است بدانیم همین وزارتخانه برای برخی مدارس، چه هزینه‌های کلانی صرف می‌کند.
کد خبر: ۱۰۰۱۷۳۹
مدارس خارج از کشور؛ هزینه زیاد، بازدهی اندک

این مدارس، مدارس ایرانی خارج از کشور هستند که بودجه‌های کلانی دریافت می‌کنند و در بسیاری اوقات، شمار دانش‌آموزان آن حتی از عدد انگشتان دست تجاوز نمی‌کند.

مسئولان مرکز امور بین‌الملل و مدارس خارج از کشور وزارت آموزش و پرورش چندی پیش اعلام کردند سالانه حدود 600 معلم به مدارس خارج از کشور اعزام می‌شوند که با احتساب کارکنان و معلمان محلی، شمار آنها در مجموع به 2000 نفر می‌رسد. براساس گزارش‌های منتشر شده، شمار کل مدارس ایران در خارج از کشور نیز در حال حاضر حدود 150 مدرسه در80 کشور دنیاست.

از شمار دقیق دانش‌آموزان این مدارس، آماری منتشر نشده، اما به نظر می‌رسد فقط در مدارس کشورهای اطراف ایران، این گونه مدارس موفق شده‌اند شمار قابل قبولی از دانش‌آموزان را جذب کنند به طوری که هر چه فاصله کشورها از ایران بیشتر می‌شود، از تعداد دانش‌آموزان این مدارس کاسته می‌شود.

براساس مصوبه 25 بهمن 66 مجلس و مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش، مدارس خارج از کشور اهداف بلندی را دنبال می‌کنند اما سوال این است که آیا مدارس یاد شده توانسته‌اند به اهداف تعیین شده برسند و اگر نرسیده‌اند ـ که در بسیاری از آنها چنین است ـ آیا راهی برای برون‌رفت از وضعیت کنونی وجود دارد؟

یک نمونه روشن

برای درک بهتر ناکارآمدی مدارس یادشده، به بررسی وضعیت عملکرد یکی از مدارسی می‌پردازم که از نزدیک فعالیت آنها را شاهد بوده و فرزندانم در آن تحصیل کرده‌اند. من در 15 سال اخیر در دو نوبت و در مجموع به مدت بیش از پنج سال با خانواده‌ام در اسپانیا زندگی کرده‌ام. در آنجا شاهد بودم وزارت آموزش و پرورش هر سال دو زوج فرهنگی (چهار معلم) به مادرید اعزام می‌کند در حالی که تعداد دانش‌آموزان این مدرسه، همواره حدود 10 نفر بود. مثلا سال تحصیلی 83 ـ 82 چهار معلم از ایران اعزام شدند و سه معلم محلی نیز در آنجا تدریس می‌کردند، در حالی که تعداد کل دانش‌آموزان آن 13 نفر بود یعنی به طور متوسط هر معلم حدود دو دانش‌آموز داشت.

سال بعد، تعداد دانش‌آموزان آن مدرسه به 14 رسید، اما دو سال بعد شمار آنها به 11 نفر کاهش یافت. این در حالی بود که در سال تحصیلی 92 ـ 91 نیز چهار معلم اعزامی و سه معلم محلی به 11 دانش‌آموز درس می‌دادند.

حقوقی که آموزش و پرورش به زوج‌های فرهنگی بجز هزینه‌های اعزام همچون تهیه بلیت و روادید پرداخت می‌کند حدود 6000 یورو در ماه و حقوق محلی‌ها نیز معمولا یک‌پنجم حقوق اعزامی‌ها یعنی 1200 یورو در ماه است. اگر هزینه‌های دیگری نظیر پرداخت اجاره‌بها و مانند آن را هم در نظر نگیریم، طبق قانون، شهریه این مدارس برای هر دانش‌آموز حدود 400 تا 500 یورو است که طبق قانون، اداره متبوعی که کارمند را اعزام می‌کند آن را می‌پردازد. نکته مهم‌تر این که همه دانش‌آموزان این مدرسه، فرزندان دیپلمات‌ها یا کارکنان اعزامی دیگر نهادهای دولتی ایران ازجمله معلمان اعزامی هستند. خانواده ایرانیان غیردولتی به دلایل متعدد، فرزندان خود را به مدارس محلی می‌فرستند که فراگیری زبان و فرهنگ محلی، دوری مدرسه ایرانی از محل زندگی آنان و تحصیل دانش‌آموزان در سفارت ازجمله آنهاست.

اگر یک سال مثلا سال تحصیلی92 ـ 91 را به عنوان ملاک بررسی قرار دهیم، از نظر هزینه‌ای به این نتیجه خواهیم رسید که چهار معلم اعزامی این مدرسه علاوه بر حقوق ریالی که طبق قانون به حساب آنها در ایران واریز می‌شود، هر ماه در مجموع 12 هزار یورو و محلی‌ها 3600 یورو دریافت می‌کردند. بنابراین هزینه‌های سالانه حقوق چهار معلم اعزامی 144 هزار یورو، سه محلی 45 هزار یورو و شهریه دانش‌آموزان نیز 5000 یورو بوده و روی هم رفته در مجموع 194 هزار یورو و با احتساب هزینه‌های جانبی، دست‌کم 200 هزار یورو این مدرسه برای دولت ایران در مدت یک سال هزینه داشته است. به طور خلاصه، هزینه سالانه مدرسه 200 هزار یورو و به ازای هر دانش‌آموز به طور متوسط 20 هزار یورو بوده که اگر متوسط قیمت یورو در سال 92 ـ 91 را 4000 تومان در نظر بگیریم، این مدرسه برای 11 دانش‌آموز که بعضی از آنها در مدرسه حضور فیزیکی نداشتند، درمی‌یابیم این مدرسه حداقل 800 میلیون تومان برای وزارت آموزش و پرورش و بیت‌المال هزینه داشته و سرانه هر دانش‌آموز آن در سال تقریبا 80 میلیون تومان بوده است.

مدارسی ناموفق در آموزش زبان خارجی

ما ناگزیر از ارتباط با کشورهای دنیا هستیم چه به لحاظ تجارت، چه روابط سیاسی و چه مراودات فرهنگی میان مهاجران ایرانی مقیم خارج با زادگاهشان و چه رساندن پیام انقلاب اسلامی به دل‌های مشتاق بی‌شماری که دراقصی نقاط جهان وجود دارد. برای این کار، ما نیازمند تربیت نیروهای متدین و دلسوزی هستیم که بتوانند به زبان‌های کشورهای دیگر بخوبی تسلط داشته و با آنها سخن بگویند.

البته با سیستم آموزش زبان خارجی که در ایران وجود دارد حتی اگر خانواده‌ها فرزندان خود را از خردسالی به کلاس‌های انگلیسی یا هر زبانی بفرستند، این گونه افراد در نهایت می‌توانند مترجم انگلیسی به فارسی خوبی باشند یا فقط در حد رفع نیازهای محدود صحبت کنند. با این شیوه، مطمئنا ما نمی‌توانیم فردی را تربیت کنیم که اخبار و متون فارسی را به انگلیسی با قلم و ادبیاتی مشابه بومیان ترجمه کند. بنابراین در چنین شرایطی باید بتوانیم دانش‌آموزانی را که برحسب اجبار شغلی والدینشان مجبور به زندگی در کشورهای دیگر هستند از طریق تحصیل در مدارس آن کشورها، بخوبی تربیت کرده و از این طریق تا حدی نیروهای مترجم مورد نیاز کشورمان را در بخش‌های مختلف داخلی و خارجی تامین کنیم.

من بارها شاهد بودم نهادها و شرکت‌های ایرانی مقیم همواره با مشکل تامین مترجم محلی روبه‌رو بودند و این وضعیت هنگام سفر هیات‌های مختلف به آنجا و افزایش نشست‌ها بشدت تشدید می‌شد. علت آن است که سیستم آموزشی ما متاسفانه نتوانسته هیچ زبان خارجی حتی انگلیسی یا عربی را بخوبی به دانش‌آموزان آموزش دهد. حتی دانش‌آموختگان مراتب عالی تحصیلی در ایران نیز با مشکلات جدی در این زمینه روبه‌رو هستند.اما اگر مدارس ایرانی خارج کشور می‌توانستند فقط این خلأ را پر کنند، بر حضور و ادامه فعالیت شان هیچ شبهه‌ای وارد نمی‌شد.

از اینجا رانده و از آنجا مانده

با مروری بر آنچه گفته شد و با توجه به مشکلات مالی و فرهنگی کشور، این ضرورت به طور جدی احساس می‌شود که باید فعالیت مدارس ایران در خارج کشور از سوی مراجع ذی‌ربط به بوته نقد و بررسی کارشناسی گذاشته شود. به نظر می‌رسد مدارس ایران در خارج از کشور بویژه آنها که با تعداد انگشت‌شمار دانش‌آموز اداره می‌شود، ارزش این همه سرمایه‌گذاری را ندارد چراکه از این مدارس که اغلب به صورت چندپایه هم اداره می‌شود، دانش‌آموزان با سوادی خارج نمی‌شوند. دلیل روشن این ادعا آن است که برای دانش‌آموزان این مدارس حتی در اروپا، دولت در کنکور سراسری دانشگاه‌های خودمان، سهمیه مناطق محروم را در نظر گرفته است و با وجود این امتیاز، بسیاری از این دانش‌آموزان، در رشته‌های سطح پایین دانشگاه‌ها پذیرفته می‌شوند. با وضعیت کنونی، دانش‌آموزان یادشده به قول معروف از اینجا رانده و از آنجا مانده هستند. این افراد اگر از ابتدا زبان خارجی یاد بگیرند و اجازه یابند در کشورهای محل ماموریت به مدارس خارجی بروند قطعا هم برای خودشان و هم برای کشور موثرتر خواهند بود. البته حتی اگر دولت اصرار دارد این مدارس همچنان به فعالیتشان ادامه دهند بهتر است از دانشجویان ایرانی که در کشورهای مقیم تحصیل می‌کنند، بهره بگیرد که هم با حقوقی اندک حاضرند تدریس کنند و هم با این کار، علقه آنها به نظام و کشور تقویت می‌شود.

جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها