گردشگری عشایری در غبار فراموشی

ترکیب اجتماعی جمعیت ایران را سه جامعه متمایز شهری ، روستایی و عشایری تشکیل دهد. هر چند جامعه عشایری امروزه نسبت محدودی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، ولی به اقتضای شیوه زندگی ، قلمرو وسیعی از کشور فضای زیستی عشایر است.
کد خبر: ۱۰۰۱۲۱

در این شرایط به نظر می رسد باید در سیاست های حوزه عشایر با محوریت صنعت توریسم تغییرات گسترده ای صورت گیرد. مهمترین بخش گردشگری مردم شناسی در ایران، توریسم عشایری است که به دلیل حذف جوامع عشایری در مناطق دیگر جهان، اکنون جامعه عشایری ایران دارای پتانسیل نامحدود برای جذب گردشگر خارجی است.
هر چند که تا امروز برای توسعه توریسم عشایر مکانیزم درستی تعریف نشده است. قلمروها و مناطق استقرار عشایر جزو فضاهای اکوتوریستی بکر و زیبایی هستند که می توان با برپایی اتراقگاه برای جهانگردان و اجرای طرحهای توسعه گردشگری مانند قطبها و دهکده های توریستی و تفرجگاه های ایلی، زمینه مناسبی را برای اشتغالزایی جامعه عشایری و جذب گردشگر فراهم آورد.
101 ایل عشایری و طایفه هر کدام آداب و سنن ، لباس ، گویش ، صنایع دستی و طبیعت مخصوص به خود را دارند که می توانند یکی از جذاب ترین حوزه ها در صنعت توریسم بوده و ماندگارترین سفرهای خاطره انگیز را رقم بزنند.
فروش صنایع دستی و هنرهای بومی به جهانگردان ، فروش فرآورده های لبنی و دامی، اجاره کمپ ها و چادرهای عشایری ازمهمترین دستاوردهای اقتصادی توریستی و گردشگر برای عشایر است که تنوع شغلی نیز برای آنها فراهم می کند.
گردشگری عشایری از آنجا که منافع آن به طور مستقیم ، محروم ترین اقشار جامع را منتفع می کند، راهی علمی و نوین برای فقرزدایی و گسترش عدالت اجتماعی است.
چندی پیش کورت اهوبر(Kurt Auhuber) گردشگر آلمانی که به مدت 25روز از کشورمان دیدن کرده بود،در بازگشت به کشور خود جذابترین بخش سفر خود را حضور در جمع عشایر ترک، کرد، بختیاری، هفت لنگ، قشقایی، کشکولی بزرگ و کوچک و آشنایی با آداب و رسوم و فرهنگ آنان می دانست که به عقیده او جذابیت مشاهده زندگی روزمره این عشایر و مردم دیگر مناطق روستایی ایران آنقدر جالب و دیدنی بوده که باعث شده است طی این مدت تنها 4 شب را در هتل اقامت کرده و مابقی را در کنار مردم خونگرم و مهمان نواز عشایر به صبح برساند.
اما پرسش مطرح شده این است که با وجود جاذبه های فراوان تاریخی ، فرهنگی ، طبیعی و مردم شناسی هنوز نتوانسته ایم از این منابع استفاده مناسبی به عمل آوریم و در جذب جهانگرد به کشور موفقیت چندانی نداشته ایم.
باید قبول داشت یکی از مهمترین جاذبه های مردم شناسی کشور وجود ایلات و طوایف کوچنده عشایری است که تقریبا در تمامی سطح کشور پراکنده اند و ویژگی های منحصر به فرد اجتماعی ، فرهنگی و مردم شناسی شان توجه بسیاری از جهانیان را به خود جلب کرده است.
اما اکنون در ایران اکثر کوشش هایی که برای جذب جهانگردان انجام می شود بیشتر حول آثار تاریخی و باستانی یا جاذبه های طبیعی است و موضوع مردم شناسی ایلات و عشایر با طیف متنوعی از آداب و رسوم و شیوه های معیشتی چند هزار ساله و منطبق با شرایط اقلیمی، کمتر مورد توجه برنامه ریزان و مسوولان ذی ربط واقع شده است.
واقعیت این است که تعداد کسانی که متقاضی بازدید و گردش در مناطق عشایری هستند بسیار زیاد است، ولی با توجه به درک ناقص و ضعف شناخت برخی گردشگران از جامعه عشایری و نبود امکانات ارتباطی و تسهیلات رفاهی اغلب آنان از انجام یک سفر پرهیجان و آموزنده منصرف می شوند و مناطق عشایری نیز به دلایل همین مشکل با وجود برخورداری از زمینه های بکر و جاذب و قابل عرضه به گردشگران داخلی و جهانگردان خارجی تاکنون نتوانسته اند جایگاه واقعی خود را در این زمینه پیدا کنند.
از سوی دیگر، نوع وسایل مورد استفاده ، روابط اجتماعی عشایر همچنین جاذبه های طبیعی مسیر حرکت آنها جالب توجه است.
بنابراین می توان از زندگی عشایر به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری بهره برد و از این راه منافع اقتصادی زیادی را نصیب کشور کرد.
با نگاهی غیر انتفاعی به این باور می رسیم که توریسم عشایر یکی از بهترین و عملیاتی ترین انواع گردشگری در ایران است که قابلیت توسعه و سرمایه گذاری را دارد.
و این نوع گردشگری از این رو در دنیای معاصر بسیار متفاوت و پویا به شمار می رود که گردشگر باید همراه عشایر حرکت و با آنها زندگی کند تا جاذبه های این نوع زندگی را دریابد.
اما باید توجه داشت که زمانهای مناسب ، نوع توریسم بازدیدکننده و نحوه نشان دادن این زندگی به گردشگران باید مورد ارزیابی قرار گیرد که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و آژانس های مهارت یافته در زمینه توریسم عشایر، مسوول معرفی این نوع گردشگری هستند که باید به عنوان متولی ، سیاست های توسعه آن را تدوین و اجرای آن را به بخش خصوصی واگذار کنند.
از دیگر سو همان طور که اشاره شد، توریسم عشایری جاذبه های بسیار زیادی را نیز در میان گردشگران خارجی دارد تا جایی که گردشگران خارجی تاکنون چندین فیلم مستند از نوع زندگی خاص عشایری ایران تهیه کرده اند.
و شاید علت آن نیز به این معلول بر می گردد که این شیوه زندگی اکنون در کشورهای صنعتی وجود ندارد؛ چون عشایر باید تمام دارایی خود را در مدت کوتاهی جمع آوری، جابه جا و در محل دیگری برپا کنند که این امر با معیارهای زندگی امروزی همخوانی ندارد.
اما در میان جاذبه های زندگی عشایری صنایع دستی از پویایی و ابعاد دیگری قابل تامل است. امروزه صنایع دستی یکی از محورهای اصلی ایجاد اشتغال و کسب درآمد در میان عشایر است.
صنایع دستی که شاخصه آن دست بافت ها هستند، در میان مردم عشایر و روستایی پیشینه درازی دارند. صنایع دستی در این گستره بافت قالی ، قالیچه ، گبه ، پشتی ، گلیم و چادرهای سیاه و... را دربر می گیرند.
به این ترتیب صنایع دستی در زندگی عشایر جایگاه برجسته ای دارند و به نوعی با زندگی روزمره و حتی آیین و سنتهای قبایل عشایر ارتباط می یابند. واقعیت آن است که صنایع دستی عشایر ایران بتدریج در حال منسوخ شدن است که باید با اتخاذ تمهیدات لازم از این کار جلوگیری کرد.
صنایع دستی به خصوص صنایع دستی عشایر، در تلفیق با طبیعت و داشتن اصالت همیشه یکی از جلوه گاه های مناطق عشایرنشین هستند. یکی از ویژگی های صنایع دستی عشایر این است که این صنایع فاقد نقشه بوده و طرح این صنایع الهام گرفته از رنگ و بوی طبیعت است و به لحاظ ذهنی بودن آنها هیچکدام مانند نمونه قبلی نمی شود و این از ویژگی های صنایع دستی است.
اکنون گردشگران و توریست های خارجی به دنبال آفریده هایی از صنایع دستی که جنبه سنتی ، بومی و صنعتی داشته باشند، هستند.
خوشبختانه دامنه این صنایع در کشور ما گسترده بوده و تولیدات آن فراوان است، به طوری که هر کس به هر منطقه عشایر وارد می شود، متناسب با مقتضیات آن منطقه با صنایع دستی آن محل روبه رو می شود که هر کدام دارای ویژگی های مختص خود است و همه آنها نیز از جذابیت خاصی برخوردارند.
زیباترین جلوه های صنایع دستی در میان عشایر عبارتند از: چیغ بافی که طرحها، رنگها و زیبایی های چیغ نوعی نشان دهنده سلیقه زن کوچ نشین آن چادر محسوب می شود و غالبا دختران عشایر که در آستانه ازدواج قرار می گیرند با بافتن چیغ اولین چادر زندگی مشترکشان اولین وسیله جهیزیه شان را آماده می کنند.
چیغ تازه عروسان غالبا از رنگهای زیبا با طرحهای دلخواه عروس بافته می شود.فرش ،گبه، لی، هورژین یا خورجین، قالی، خرسک، سیاه چادر، چوقا، موج، وریس، نمکدان، سفره آردی و... از دیگر صنایع دستی عشایر به شمار می روند. آشکار شدن بخشی از جاذبه های زندگی عشایر و صنایع دستی آنها باعث شده تا این آثار از مشتریان خوبی در برخی کشورها برخوردار شوند.
اما به طور حتم هیچ مبحثی چون گسترش توریسم عشایر، جاذبه های زندگی عشایر را معرفی نخواهد کرد. برای همه مردم، زندگی کردن در چادر، حتی برای یک شب لذت بخش است، ولی امکانات و تسهیلات رفاهی و زیرساخت های مناسب در مناطق عشایری برای جذب توریست فراهم نشده است.
و حتی حداقل امکانات رفاهی مانند سرویس بهداشتی که لازمه یک زندگی ساده برای گردشگری باشد، وجود ندارد. باید قبول داشت که دستگاه های متولی این بخش باید امکانات لازم را ارائه دهند تا این نوع گردشگری رواج یابد تا آنجا که شاید روزی در صورت همکاری سازمان هایی نظیر میراث فرهنگی و گردشگری به عنوان متولی حوزه گردشگری با سازمان امور عشایر ایران مشکلات و کاستی های موجود در زمینه توسعه توریسم گردشگری در ایران از میان برود.

مهدی نورعلیشاهی
nooralishahi@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها