در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه سانس ویژه با نمایش یک فیلم سینمایی از سینمای ایران برای یک گروه خاص، بازخوردها و عکسالعملها و نظرات مردم عادی را درباره این فیلمها ثبت میکند. این مجموعه سراغ مشاغل و گروههایی میرود که به نظر میرسد میتوانند به دلیل شرایط ویژه و خاصشان با سینما بیگانه باشند. به عنوان مثال کارگران معدن و تماشای فیلم عاشقانه «در دنیای تو ساعت چند است» به کارگردانی صفی یزدانیان و در قسمت بعد فیلم «سیزده» به کارگردانی هومن سیدی و کودکان کار که اتفاقا این دومی بین سوژه فیلم و مخاطبان خاصش ارتباط مستقیم وجود دارد.
فیلمساز در ابتدا به گفتوگو با سوژههایش میپردازد و در میان این گفتوگوها لحظاتی از فیلم را که میتواند شباهت فراوانی با صحبتها داشته باشد به نمایش درمیآورد و در آخر در یک جلسه فیلم را به صورت کامل برای بچههایی که همگی از نقاط محروم شهر و از کودکان کار هستند به نمایش درمیآورد و نظر آنها را جویا میشود. این نظرات ارتباط مستقیمی با دریافت این بچهها از فیلم و مقایسه با زندگی خود دارد و در جاهایی تفاوت مدیوم سینما با واقعیت روشن میشود. این نکته که واقعیت بیرونی بسیار خشنتر از دنیای ترسیم شده در فیلم است یا مقایسه امکانات قهرمان نوجوان فیلم سیزده با بچههایی که محرومیتشان به حدی است که یکی از آنها با وجود زندگی در تهران، آپارتمانهای اکباتان را که لوکیشن فیلم است از نزدیک ندیده و نمیتواند آن را تشخیص دهد.
«سانس ویژه» هدفگذاریاش را روی نمایش فیلم برای اقشاری قرار داده که شاید با احتمال ضعیف به صورت تک به تک به سینما میروند یا فیلم تماشا میکنند اما قطعا هیچکدامشان تجربه فیلم دیدن به صورت جمعی در گروهی همسان را نداشتهاند و به همین دلیل از این امکان میتوان استفادههای بسیاری در بررسیهای جامعهشناسی و مخاطبشناسی سینمایی کرد تا بتوان به سلیقه تودههای مردم و نه قشری خاص نزدیک شد. این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که همواره و در طی سالیان دراز سینمای ایران با وجود داشتن دغدغه فراوان برای نمایش واقعیت با چالش باورپذیری از سوی مخاطبانش روبهرو بوده است.
«سانس ویژه»مجموعهای است که قطعا در راه تولید با مشکلات فراوان اداری و بروکراسی روبهرو بوده و خواهد بود اما میتواند تجربه و فکر جدیدی برای گونهای از مستندسازی تلویزیونی باشد که به صورت میدانی به بررسی پدیدههای اجتماعی نهفته در فیلمهای سینمای ایران میپردازد. پدیدههایی که گاه به دلیل فراگیر نبودن برای قسمت عمدهای از سینما روهای حرفهای کماهمیت جلوه میکند اما مسلما در هر قسمت علاوه بر اهمیت بخشی به موضوع، عامه مردم با گروههایی خاص از مردم آشنا میشوند که شاید در حالت عادی هرگز با آنها روبهرو نشوند. تجربهای منحصر به فرد و جذاب برای بهتر دیدن سایر شهروندان و اتفاقات پیرامونمان که گاه گرفتاریهای زندگی مدرن آنها را از یادمان میبرد.
علیرضا قاسم بریشی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: