در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از همسایهها با اورژانس تماس گرفت که امدادگران با حضور در محل و معاینه جسد اعلام کردند، حدود دو ساعت از مرگ میگذرد و هیچ کاری از دست آنها ساخته نیست. ساعت 6 عصر محل را ترک کرده و موضوع را به پلیس گزارش دادند.
ماموران کلانتری با حضور در محل و تائید موضوع قتل، ماجرا را به کارآگاه و بازپرس ویژه قتل گزارش کردند. تجسسها نشان داد، مرد میانسال با دو ضربه چاقو به قتل رسیده است. آثار درگیری روی بدنش دیده میشود و این موضوع نشان میداد او با قاتل یا قاتلان درگیر شده است.
با گزارش این قتل به سروان میری و حضور او در صحنه جنایت، تحقیقات برای کشف راز قتل ادامه پیدا کرد. افسر کلانتری با مشاهده سروان به سمت او آمد و در گزارش خود گفت: مقتول مرد 43 سالهای به نام حامد است. او کارمند بانک بود و به نظر میرسد قربانی سرقت شده است. مرگش به طرز دلخراشی بوده و ضربات متعدد چاقو روی بدنش وارد شده است. حامد شش سال قبل به دلیل اختلافاتی که با همسرش داشت از او جدا شده و همراه دو دختر 16 و 18 سالهاش در این خانه زندگی میکردند. دو دختر شاهد قتل پدر بودند و شوکه شدهاند. در حال حاضر همکارانم در حال آرام کردن آنها هستند.
دلیل جدایی مقتول و همسرش چه بود؟
او مرد بداخلاقی بوده و مدام همسر و فرزندانش را اذیت میکرد. همسرش هم از این موضوع خسته شده و از او جدا شد.
احتمال قتل توسط او وجود دارد؟
نه او چند ماه بعد از جدایی ایران را ترک کرد.
از دختران تحقیق نشده است؟
تحقیق اولیه انجام شده، اما به دلیل وضعیت روحیشان هنوز تکمیل نشده است، آن طور که متوجه شدم سه مرد نقابدار وارد خانه شده و دست و پای دو دختر را بسته و در گوشه سالن زندانی کردند. بعد هم مرد را شکنجه کرده و به قتل رساندهاند. به نظر میرسد که آنها دنبال وسیلهای مشخص بودند که مقتول در برابرشان مقاومت کرده بود.
سروان سپس به بررسی جسد پرداخت. ضربات متعدد چاقو به بدن مقتول اصابت کرده بود. کارآگاه سپس به صحبت با دکتر پرداخت که او گفت: حدود 9 ضربه به شکم و کمر مقتول وارد شده است که زیاد عمقی نیست، اما باعث مرگ شده است. او در برابر قاتل یا قاتلان قصد مقاومت داشته، اما ضربههای متعدد قدرت دفاع را از او گرفته بود. باید معاینه تخصصی انجام دهم تا بتوانم علت مرگ را به طور دقیق اعلام کنم.
وسایل خانه بههم ریخته بود و رد خون روی وسایل دیده میشد. در گاوصندوق قفل بود و آثار درگیری در اتاق خواب دیده نمیشد.
سروان از افسر کلانتری خواست دختران مقتول را برای تحقیق نزد او بیاورد. ابتدا مهسا وارد اتاق شد. دختر حدود 18 ساله که هقهق گریهاش هنوز قطع نشده بود. سروان او را آرام کرد و برای کشف راز قتل، گفتوگو با او را آغاز کرد.
قاتلها را میشناختی؟
نه. نقاب داشتند.
چند نفر بودند؟
سه نفر.
چطور وارد خانه شدند؟
در زدند. من در را باز کردم و آنها وارد خانه شدند. پدرم با آنها درگیر شد، او را کتک زدند. بعد من و مریم را پشت مبلها بردند و دست و دهان ما را بستند. صدای نالههای پدرم میآمد. یکی از آنها با چاقو پدرم را میزد. دهانمان بسته بود و نمیتوانستیم درخواست کمک کنیم. بعد از چند دقیقه از خانه بیرون رفتند. با کمک مریم دستان هم را باز کردیم و من درخواست کمک کردم.
چه مدت در خانه شما بودند؟
حدود ساعت 5 وارد خانه شدند و حدود 40 دقیقه بعد هم رفتند.
کارآگاه سپس به تحقیق از مریم پرداخت. مریم خیلی مضطرب و ناراحت بود و دستانش میلرزید.
چرا پدر را کشتن؟
نمیدانم. دنبال چه چیزی بودند. وقتی پدر به آنها نداد او را با چاقو کشتن.
چه میگفتند؟
فقط فحش میدادند و تهدید میکردند.
قبلا آنها را ندیده بودی؟
نه اولین بار بود.
از مرگ پدر ناراحتی؟
او بداخلاق بود، اما از مرگ او ناراحتم.
پس از تحقیقات از دو خواهر، سروان دستور انتقال آنها را به اداره آگاهی صادر کرد تا مشخص شود چرا پدرشان را به قتل رساندهاند.
پاسخ معمای قتل پدر معتاد
سروان میری با اشاره به دو دلیل زیر راز قتل را فاش کرد.
1 ـ زمان قتل با زمان ادعای متهمان برای ترک خانه همخوانی نداشت. مقتول کفش و جوراب نداشت که نشان میداد در محل دیگری کشته شده است.
2 ـ پسر مقتول از کجا فهمیده بود که پدرش خفه شده است.
در مسابقه شماره گذشته 1837 نفر شرکت کرده بودند که 267 نفر پاسخ صحیح داده و از میان پاسخهای صحیح محسن آقایی از تهران و حنیف عباسی از مشهد مقدس به قید قرعه برنده شدهاند.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: