در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محدودیت شدید منابع آب و رقابت بین کاربریهای مختلف نیز دلیل دیگر شرایط نامناسب تالابهای کشورمان است، چراکه سبب شده همه برای بهرهبرداری از منابع آب تلاش کنند، اما هیچ کس به فکر تامین حقآبه تالابها نباشد.
این در حالی است که باید یادآور شد، تامین حقآبه تالابها در برنامهریزی بلند مدت منابع آب نادیده گرفته میشود.
خشکسالی، تغییر کاربری اراضی در حوضه آبریز و حاشیه تالابها، تخلیه فاضلابهای شهری، صنعتی و کشاورزی از عوامل دیگری است که در تخریب تالابهای کشور نقش دارند.
تالاب انزلی
انزلی یکی از تالابهایی است که بیتوجهی برخی شهروندان و مسئولان راه را برای مرگش هموار کرده است.
ورود پسماند و فاضلاب به این تالاب سبب شده عمق این تالاب بشدت کاهش پیدا کند. کاهش عمق این تالاب برای ساکنان اطراف آن، خطرات زیادی در پی دارد. این در حالی است که هنوز برخی مسئولان و مدیران ناآگاه به بهانه توسعه در پی محدود و کوچکتر کردن این تالاب هستند.
نباید فراموش کرد کوچک و کمعمق شدن این تالاب میتواند سبب بروز سیلابهای خطرناکی شود، چراکه در صورت طغیان رودخانههایی که به این تالاب میریزند، تالاب گنجایش لازم را ندارد و در نتیجه جاری شدن سیل، جان و مال شهروندان به خطر خواهد افتاد.
تالاب هامون
هامون، یکی از بزرگترین تالابهای کشورمان، سالهاست حال و روز خوبی ندارد. این تالاب که روزگاری منبع برکت در جنوب شرق کشورمان بود، اکنون به کانون گرد و غبار بدل شده، زیرا تلاشهای مناسبی برای تامین حقآبه این تالاب نمیشود. به همین خاطر بومیان منطقه تصمیم به کوچ گرفتهاند. بسیاری از آنها زمینهای کشاورزی خود را رها کردهاند واین زمینهای کشاورزی رها شده به کانونهای تازه گرد و غبار بدل شدهاند. اگر گذرتان به روستاهای متروکه اطراف این تالاب بیفتد، قایقهای خاک گرفتهای که رها شده، نظرتان را جلب میکند. باورش مشکل است که این قایقها 17 سال است رنگ آب به خود ندیدهاند. مشکل است، اما پای صحبت بومیان منطقه که بنشینید، این حقیقت تلخ را راحتتر باور میکنید، زیرا زندگی آنها بشدت تحت تاثیر قرار گرفته است.
بغض بزرگ هور بزرگ
هورالعظیم در خوزستان نیز یکی دیگر از تالابهای بزرگ کشورمان است که به خاطر توسعه ناپایدار، این روزها حال و روز خوبی ندارد، زیرا برخی مدیران آن طور که باید، دغدغه حقآبهاش را ندارند، اما تا دلتان بخواهد در این تالاب جاده کشیده شده است؛ جادههایی که راه را هموار کردهاند برای رسیدن به چاههای نفت.
در واقع، استخراج نفت در تالاب بلای جان این اکوسیستم بینظیر شده است، زیرا قسمتی از تالاب را برای استخراج راحتتر نفت خشک کردهاند. این مسالهای است که مدیران ارشد محیط زیست و وزارت نفت باید برای حل و فصل آن تصمیمهای بزرگی بگیرند، زیرا خشک شدن این تالاب نهتنها زندگی بومیان منطقه را با چالش روبهرو کرده بلکه ریزگردهایی که از اراضی خشک شده این تالاب بر بال باد سوار میشوند، زندگی ساکنان استانهای دیگر را نیز با مشکل روبهرو کرده است.
بخت سیاهبختگان
تالاب بختگان را باید یکی دیگر از تالابهای از دست رفته کشور دانست، زیرا بیش از یک دهه است که قلب این تالاب از تپش ایستاده و زندگی را به کام خیلیها تلخ کرده است. تاکنون وعدههای زیادی برای احیای این تالاب استان فارس مطرح شده، اما هیچ کدام از مقام حرف فراتر نرفته است.
به نظر میرسد این تالاب نیز به یکی دیگر از خاطرات خشکیده کشور بدل خواهد شد، زیرا ارادهای برای تامین حقآبه این تالاب در میان مسئولان وجود ندارد.
برخی کارشناسان، از احداث سه سد در بالا دست این تالاب ـ که روی رودخانه کر ایجاد شده ـ به عنوان دلیل اصلی مرگ بختگان یاد میکنند. البته سدها را نمیتوان تنها متهم مرگ این تالاب دانست، زیرا بسیاری از کشاورزان نیز با حفر چاه و پمپاژ آب رودخانهها مانع رسیدن حقآبه تالاب به بختگان شدهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: