در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با توجه به این موضوع ما میتوانیم شرایط را از جهتی دیگر بررسی کنیم و فرد معروف را صد در صد گناهکار ندانیم. به طور مثال گاهی پیش میآید که فردی در مقابل یک انسان معروف قرار میگیرد و او را با تمام وجود دوست دارد. این علاقه باعث میشود که بخواهد وجهه طرف مقابل خود را در انظار خراب کند و به این دلیل به او برچسبهایی چون متجاوز، متعارض و... میزند.
البته مورد گفته شده یک بخش قضیه است و گاهی اوقات تحقق پیدا میکند. بخش دیگر اختلالات شخصیتی ضداجتماعی است به این منظور که فرد معروف گاهی میتواند درگیر این اختلال شخصیتی شود.
معمولا افراد با اختلال شخصیتی ضد اجتماعی، افرادی هستند که بسیار زود اعتمادسازی میکنند. این نوع از رفتار باعث میشود دیگران بسیار زود به آنها اعتماد کنند حالا یا به دلیل موقعیت اجتماعی یا به دلایل دیگر این اعتماد شکسته نمیشود تا زمانی که دیگر دیر شده و همه چیز از دست میرود.
افراد با این اختلال باعث میشوند دیگران باور قوی به آنها داشته باشند و حتی در مواقعی هم باعث میشوند روانشناسها به اشتباه بیفتند و ما نتوانیم تشخیص دهیم که این شخص واقعا یک آدم قابل اعتماد است یا یک آدم با اختلال ضداجتماعی است که بخوبی نقش خود را بازی میکند.
البته باید این موضوع را گوشزد کرد که وقتی از «اختلال ضداجتماعی» استفاده میکنیم به این منظور نیست که همه بازیگرها، کارگردانان، ورزشکاران و دیگر افراد معروف که مورد اعتماد مردم هستند، این گونه رفتار را دارند. یا به این منظور نیست که این افراد در رفتارهای اجتماعی نقش بازی میکنند و برای همین به آنها با دید باز نگاه میکنیم، اما در این بین مواردی هم پیش میآید و یک نمونه را نباید به کل جامعه تعمیم داد. در روابط انسانی نسبیت زیاد وجود دارد و هر چیزی ممکن است.
مورد دیگری که وجود دارد، این است که ما نباید یکطرفه قاضی ماجرا باشیم و بگوییم فلان شخص محبوب از موقعیت خود استفاده و اعتمادسازی کرده تا شرایطی را ایجاد و سوءاستفاده کند. اتفاقا گاهی اوقات افراد بخصوص خانمها به دلیل کمالطلبیهایی که دارند، انتخابهایی میکنند تا بتوانند به یک پذیرش و مقبولیت اجتماعی برسند و برای این انتخاب دست به هر کاری میزنند. بعد از آن که تلاش خود را کردند، زمانی پیش میآید که فرد از کرده خود پشیمان میشود. او به این نتیجه میرسد که برای به دست آوردن یک شخص کارهایی را انجام داده که مقبول نیست. در این زمان دچار استرس و ناراحتی میشود و در این موقعیت است که با مقصر جلوه دادن دیگران سعی میکند خیال خود را از موضوع راحتتر کند. این افراد میخواهند شرایط شماتت کردن را به حداقل برسانند و به این دلیل طرف مقابل را گناهکار میدانند و کارهای خود را سرپوش میگذارند.
به طور کلی این گونه میتوان استدلال کرد که روابط دو قسمت دارد به این منظور که یا پذیرنده یک شخص هستیم یا نیستیم. اگر ما پذیرنده یک شخص نیستیم پس رابطهای شکل نمیگیرد که بخواهیم به اجبار روابط نزدیکتر را تجربه کنیم و اگر هم پذیرنده هستیم، قطعا یک آینده درخشان را برای خود درنظر گرفتیم و وقتی به هدف اصلی خود نمیرسیم، دچار پرخاشگری خواهیم شد. یعنی مانعها برای فرد ناکامی به وجود میآورد و ناکامی او را دچار پرخاشگری میکند و فرد از پرخاشگری به افسردگی میرسد و برای رفع این افسردگی سعی میکند مقبولیت خود را با تخریب دیگران به دست بیاورد.
دکتر پروانه صفایی مقدم
روانشناس و مشاور خانواده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: